قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیباییها و ویژگیهای بارز یک مکان و حاکمیت است. شاعر به بهار و زیباییهای طبیعی اشاره میکند و فضایی بهشتی را ارائه میدهد که در آن جانوران و پرندگان به آرامی زندگی میکنند. همچنین به صفات حاکم اشاره دارد که برای مردمش مهربانی و عدل به ارمغان میآورد. او بر بزرگی و شکوه حاکم تاکید میکند که به هنگام نبردها شجاعت و قهرمانی از خود نشان میدهد و آرزو دارد که این حاکمیت همیشه پایدار بماند. در این توصیف، شاعر فضای شهری را با باغها و نعمتهای طبیعی زیبا میکند و به زندگی آسودهخاطر مردم اشاره دارد. در نهایت، شاعر از قدرت حاکم بر جهان و جایگاه والا و بینظیر او در میان سایرین سخن میگوید.
ای به خوبی و خرمی چو بهارگشته در دیدها بهار نگار
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و سرزندگی مانند بهار شدهای و در چشمها بهار را تجسم کردهای.
عرصهٔ صحن تو بهشت هواذروهٔ سقف تو سپهر عیار
هوش مصنوعی: میدان تو بهشتی از هوای دلانگیز است و بالای سر تو همچون آسمان زیبایی در حال درخشش است.
از سپهرت به رفعت آمده ننگوز بهشتت به نزهت آمده عار
هوش مصنوعی: از آسمان به علو و بلندی آمده ننگ و از بهشت، زینت و زیبایی آمده عار.
گشته باطل ز عکس دیوارتآن دورنگی که داشت لیل و نهار
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که آن دورنگی و تظاهرها که در چهره دیوار تو وجود داشت، حالا بیاثر و باطل شده است. این تغییر نشاندهنده این است که در طول شب و روز، چیزهایی که قبلاً به نظر میرسیدند، دیگر معنایی ندارند و به واقعیت تبدیل نشدهاند.
در تو از مشکلات موسیقیهرچه تقریر کرده موسیقار
هوش مصنوعی: تو در آوای خود، هر چه از مشکلات زندگی را موسیقیدان بیان کرده است، بازتاب میدهی.
کرده زان پس مکرران صداتهم بر آن پرده سالها تکرار
هوش مصنوعی: پس از آن، بارها صدای تو بر آن پرده تکرار میشود.
معتدل عالمی که در تو طیورهمه هم ساکناند و هم طیار
هوش مصنوعی: جهانی که در آن، پرندگان نهتنها سکون دارند بلکه در حال پرواز نیز هستند، در وضعیت متعادلی قرار دارد.
بلعجب عرصهای که در تو وحوشهمه هم ثابتند و هم سیار
هوش مصنوعی: عجب است فضای تو که در آن، تمامی وحوش هم بیحرکتاند و هم در حال حرکت.
کرگ تو پیل کشته بر تارکباز تو کبک خسته در منقار
هوش مصنوعی: شما یک فیل بزرگ را بر دوش خود حمل میکنید، در حالی که یک کبک خسته در لابهلای چنگال شماست.
شیر و گاو تو بینزاع و غضبابدالدهر مانده در بیکار
هوش مصنوعی: شیر و گاو بدون دعوا و خشم همیشه در آرامش و بیکاری به سر میبرند.
تیغ ترکان رزمگاه تراآسمان کرده ایمن از زنگار
هوش مصنوعی: تیغ ترکها در میدان جنگ، آسمان را برای تو امن و پاک کرده است.
جام ساقی بزمگاه ترامیپرستان نه مست و نه هشیار
هوش مصنوعی: جام ساقی در محفل تو، نه میپرستان را دیوانه کرده و نه به حال عادی بازگردانده است.
موج در جوی تو فلک سرعتمرغ بر بام تو ملک هنجار
هوش مصنوعی: جریان آب در جوی تو به خوبی و زیبایی نمایان است، فضایی که در آن پرندهها با سرعت بر بام خانهات پرواز میکنند، به معنای ملک و منزلت تو است.
با تو رضوان نهاده پیش بهشتچند کرت عصا و پا افزار
هوش مصنوعی: با تو بهشت را به آرزویم گذاشتهام و بارها برایت تلاش کردهام و زحمت کشیدهام.
عمرها در عمارتت بودهدهر مزدور و آسمان معمار
هوش مصنوعی: سالهاست که زمان مانند کارگری در ساختمان تو مشغول کار است و آسمان هم به عنوان معمار آن نقش دارد.
سحر نقش ترا نموده سجودمردم دیدها هزار هزار
هوش مصنوعی: صبح، تصویر تو را به شکلی زیبا به نمایش گذاشته است که مردم با هزاران چشم، به آن سجده میکنند.
بزمگاه ترا هلال قدحهمه وقتی پر آفتاب عقار
هوش مصنوعی: در جمع تو، لیوانی به شکل هلال همیشه پر از نور و روشنایی است.
دیلم و ترک رزمگاه تراهیچ کاری دگر نه جز پیکار
هوش مصنوعی: نبرد و جنگ برای تو، دیلم و ترک، هیچ کاری جز مبارزه نیست.
رمح این چون شهاب آتشسوزتیغ آن چون مجره گوهردار
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و قوت دو عنصر میپردازد. "رمح" به معنای نیزه یا سلاحی است که مانند شهابی درخشان و آتشین است و میتواند لحظهای تعیینکننده و خطرناک ایجاد کند. در مقابل، "تیغ" به اندازهای تیز و قوی است که میتواند برشهای عمیق و ماندگاری ایجاد کند. به طور کلی، این بیت به تصویر کشیدن قدرت و شجاعت در میدان نبرد میپردازد.
وحش و طیر شکارگاه تراخامه بیاضطراب داده قرار
هوش مصنوعی: وحش و پرندهها در دامن طبیعت منتظر تو هستند و قلم تو با آرامش به آنها جان میبخشد.
سایهٔ تو چنان کشیده شدستکافتابش نمیرسد به کنار
هوش مصنوعی: سایهٔ تو آنقدر گسترده و وسیع شده که نور آفتاب دیگر نمیتواند به نزدیک آن برسد.
پایهٔ تو چنان رفیع شدستکاسمان را فرود اوست مدار
هوش مصنوعی: پایه و مقام تو به حدی بلند و والا شده است که آسمان هم نمیتواند به تو برسد و پایینتر از تو قرار دارد.
آسمان زیر دست پایهٔ تستورنه کردی ستاره بر تو نثار
هوش مصنوعی: آسمان در دستان تو است و اگر نه، ستارهها را به خاطر تو قربانی کردهاند.
باغ میمونت را نشسته مدامهمچو مرغان فرشته بر دیوار
هوش مصنوعی: در باغ میمون تو، همیشه مثل پرندگان فرشته بر روی دیوار نشستهام.
طارم قدر تو چو گردون نهچمن صحن تو چو ارکان چار
هوش مصنوعی: تو در بزرگی مانند آسمان و در زیبایی مانند باغی هستی که در آن چهار ستون قرار دارد.
رستنیهاش چون نبات بهشتفارغ از گردش خزان و بهار
هوش مصنوعی: گیاهانش مانند گیاهان بهشت هستند که از تغییرات فصول، مانند پاییز و بهار، بینیازند.
سوسنش همچو منهیان گویانرگسش همچو عاشقان بیدار
هوش مصنوعی: سوسن او مانند کسانی است که از خواب بیدار شدهاند و نرگسش شبیه به عاشقانی است که همیشه در حال بیداری و هوشیاری هستند.
یک دم از طفل و بالغش خالیدایهٔ نشو را نبوده کنار
هوش مصنوعی: در هر لحظه، دایه به فرزند خود توجه دارد و هیچگاه از مراقبت او غافل نمیشود.
پنجهٔ سرو او به خنجر بیدبیگنه بر دریده سینهٔ نار
هوش مصنوعی: دست و پای او مانند خنجر تیز است که به سینهٔ گل سرخی بیگناه آسیب زده است.
سایهٔ بید او به چهرهٔ روزبیسبب در کشیده چادر قار
هوش مصنوعی: سایه درخت بید بر روی چهرهٔ روز بدون هیچ دلیلی مانند چادر پهن شده است.
صدف افکنده موج برکهٔ اوهمه اطراف خویش دریاوار
هوش مصنوعی: موجهای برکه او را مانند صدفی انداخته است که در اطرافش همهجا دریا بهنظر میرسد.
فضلهٔ سرخ بید او مرجانلؤلؤ سنگ ریز او شهوار
هوش مصنوعی: سرخ بید او به مانند مرجان است و دانههای لؤلؤش همچون سنگ ریزههای شهوار.
در عالیش بر زبان صریرمرحبا گوی ز ایران هموار
هوش مصنوعی: در بالای آن، خوشامدگویی از ایران به راحتی به زبان میرسد.
نابسوده در او ز پاس وزیرسر زلف بنفشه دست چنار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و لطافت زلفی شبیه به بنفشه میپردازد که به طرز دلنشینی در کنار چنار قرار دارد. در این توصیف، زیبایی طبیعی و جلوهی آن به خوبی نمایان شده است.
آن قدر قدرت قضا پیمانآن ملک سیرت ملوک آثار
هوش مصنوعی: قدرت سرنوشت به گونهای است که بر سرنوشت پادشاهان و آثار آنها تأثیر میگذارد.
ناصرالدین که شاخ نصرت و دینندهد بیبهار عدلش بار
هوش مصنوعی: ناصرالدین، که نماد پیروزی و دین است، بدون برکات و عدالتش، فضایی پر از بهار و رونق نخواهد داشت.
طاهربن مظفر آنکه ظفرهمه بر درگهش گذارد کار
هوش مصنوعی: طاهربن مظفر، کسی است که همهی دستاوردها و موفقیتها در برابر او قرار میگیرد و دربار او محل تجمع این پیروزیهاست.
آنکه بفزود کلک را رونقوانکه بشکست تیغ را بازار
هوش مصنوعی: کسی که باعث رونق قلم و نوشتن میشود و آنکس که بازار سلاح و جنگ را خراب میکند.
وانکه جز باس او ندارد زردفتنهای زمانه را رخسار
هوش مصنوعی: کسی که از الطاف و محبت او برخوردار نیست، در برابر چالشها و مشکلات زمان با چهرهای بیحالت و زرد به نظر میرسد.
دست رایش بکوفت حلقهٔ غیببرکشیدند از درون مسمار
هوش مصنوعی: دست او را به ضربت زدند و حلقهای از عالم غیب را از درون میخ بیرون آوردند.
دولتش را چو چرخ استیلاهمتش را چو بحر استظهار
هوش مصنوعی: قدرت و سلطنت او همچون یک چرخ بزرگ است که تمامی امور را در بر میگیرد و اراده و پشتکارش به اندازه یک دریا گسترده و عمیق است.
بوی باسش مشام فتنه نیافترخت برداشت رنگش از رخسار
هوش مصنوعی: بوی خوش او به مشامم نرسید و رنگش از چهرهام محو شد.
نه معالیش پایمال قیاسنه ایادیش زیردست شمار
هوش مصنوعی: نه به استدلالها و قضاوتهای معمول میتوان به قدرت او پی برد، و نه میتوان او را به سادگی زیر دست و در مقام مقایسه قرار داد.
کار عزمش به ساختن آسانغور حزمش به یافتن دشوار
هوش مصنوعی: تلاش او برای ایجاد و ساختن کار آسانی است، اما درستی و دقت در جستجو و یافتن مسائل دشوار است.
دست جودش همیشه بر سر خلقپای خصمش مدام بر دم مار
هوش مصنوعی: دست بخشش او همیشه بر سر مردم است، در حالی که دشمنش همیشه در حال آزار و مزاحمت است.
کرده چرخش به سروری تسلیمداده دهرش به بندگی اقرار
هوش مصنوعی: چرخ زمان به او اقتدار بخشیده و او به بندگی دنیا رضایت داده است.
رایت او به جنبش اندکخانهپرداز فتنهٔ بسیار
هوش مصنوعی: حرکت کوچک او سبب ایجاد بسیاری از مشکلات و بحرانها میشود.
روزگارش به طبع گفته بگیرهرچه رایش به حکم گفته بیار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زندگی به او میگوید هر چیزی را که دوست داری، بگیر و هر آنچه که به خوبی بر تو حکم میکند، بیاور.
بسته با حکم از قضا بیعتگفته با کلک او قدر اسرار
هوش مصنوعی: با سرنوشت و تقدیر نیازی به قول و قرار نیست، زیرا او با نیرنگش از همه اسرار آگاه است.
داشته شیر چرخ را دایمسایهٔ شیر رایتش به شکار
هوش مصنوعی: شیر چرخ (خودرو یا وسایلی که در زندگی روزمره داریم) همیشه تحت سایهٔ شیر (قدرت یا رهبری) است و این سایه او را در موقعیت شکار (فرصتها و چالشها) قرار میدهد. به عبارت دیگر، قدرت و رهبری همواره در زندگی ما تاثیرگذار است و ما را در مسیر دستیابی به اهدافمان راهنمایی میکند.
به بزرگیش کاینا من کانداده یک عزم و یک زبان اقرار
هوش مصنوعی: با توجه به بزرگی و عظمتش، هر کس که با اراده و یک زبان به او اعتراف کند.
کرده دوش یهود را تهدیداحتساب سیاستش به غیار
هوش مصنوعی: دیشب یهودی را به خاطر سیاستش تهدید کردند و او را تحت فشار قرار دادند.
تا جهان لاف بندگیش زدستسرو ماندست و سوسن از احرار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جاودانگی سرو و سوسن اشاره دارد که در دنیا به خاطر زیبایی و ویژگیهای خاص خود، شهرتی دارند. این دو گل نماد آزادی و زیبایی هستند و به نوعی از قید و بند دنیا رهایی یافتهاند. این تصویر نشاندهنده تمایز آنها از دیگر موجودات است که در گرد و غبار زرق و برق دنیا گرفتار شدهاند.
از عجب لا اله الا اللهچون کنند آفتاب را انکار
هوش مصنوعی: عجب اینجاست که در کنار نام خدا، کسی بتواند وجود آفتاب را انکار کند.
ای قضا بر در تو جویان جاهوی قدر بر در تو خواهان بار
هوش مصنوعی: ای سرنوشت، در سامانی که بر در تو هست، کسانی در جستوجوی مقام و شرافت و کسانی دیگر در پی نعمت و برکت هستند.
مسرع حکم تو زمانه نوردشعلهٔ باس تو ستاره شرار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأثیرات قضا و قدر و حوادث زمانه اشاره میکند. او میگوید که سرنوشت و سرانجام انسان تحت تأثیر نیروهای قوی و شعلهور است که میتواند مانند ستارهای درخشان باشد. این بیان نشاندهنده تقابل میان سرنوشت و قدرتهایی است که در زندگی انسان دخالت دارند.
کوه را با طلایهٔ حلمتگشته قایم جهادهای وقار
هوش مصنوعی: کوه به خاطر صبوری و آرامش تو استوار و استوارتر شده است، گویی که در میدان نبرد، وقار و متانت تو به آن قدرت بخشیده است.
جیش عزمت دلیل بوده بسیفتنه را در مضیقها به عثار
هوش مصنوعی: عمل و اراده تو، نشانهای از بسیاری از مشکلات و دشواریها در زمینههای تنگ و سخت است.
رایتت آیتی است حقگسترقلمت معجزیست باطل خوار
هوش مصنوعی: قلم تو نشانهای از حق و حقیقت است و قدرتی اعجابآور دارد که باطل را ناپایدار و خوار میکند.
رتبت کلک دست تو بفزودتا جهان را مشیر گشت و مشار
هوش مصنوعی: رتبه و مقام قلم تو به حدی افزایش یافت که جهان به خاطر آن، به خوشنویسی و هماهنگی بیشتری رسید.
چه عجب زانکه خود مربی نیستکلک را در جهان چو دریا بار
هوش مصنوعی: چه شگفتانگیز است که خود کسی که تعلیم میدهد، در دنیای پرآشوب و بیثبات مانند دریا، به درستی راه و روش را نمیشناسد.
دهرش از انقیاد گفته بگیرهرچه رایش به حکم گفته بیار
هوش مصنوعی: هرچند که در گوشههای مختلف دنیا قوانینی وجود دارد، اما بهتر است هر کس بهدنبال نظرات و عقاید خود برود و آنها را به کار بگیرد.
صاحبانی چرا از آنکه فلکدارد از من بدین سخن آزار
هوش مصنوعی: چرا صاحبنظران و کسانی که در موقعیت قدرت هستند، از اینکه ستارهها یا سرنوشت بر من سختگیری میکنند، ناراحتند یا من را عذاب میدهند؟
اندرین روزها به عادت خویشمگر اندر میان خواب و خمار
هوش مصنوعی: این روزها به روش همیشگی خود، جز در حال خواب و بیحالی نیستم.
بیتکی چند میتراشیدمزین شتر گربه شعر ناهموار
هوش مصنوعی: مدتی مشغول بودم به سرودن اشعاری که از این موضوع و این حس، به شیوهای نامنظم و غیرمرتبط به وجود میآورد.
منشی فکرتم چو از دو طرفگشت معنی ستان و لفظ سپار
هوش مصنوعی: وقتی که ذهنت به دو طرف میچرخد، به کلام و مفهوم توجه کن.
گفتمت صاحبا فلک بشنیدگفت هان ای سلیمدل زنهار
هوش مصنوعی: به یک دوست گفتم که دنیا به حرف تو گوش میدهد، او پاسخ داد: "آه، ای دل پاک، مراقب باش."
این ندا هیچ در سخن منشانوین سخن بیش بر زبان مگذار
هوش مصنوعی: این ندا هیچ تاثیری در گفتار من ندارد و این سخن را بیشتر از این بر زبان نیاورید.
آنکه توقیع او کند تعیینخسرو و صاحب و سپهسالار
هوش مصنوعی: کسی که فرمان او را امضا کند، به معنای تعیین شاه، فرمانده و والی است.
وانکه دارند در مراتب ملکبندگانش ملوک را تیمار
هوش مصنوعی: کسی که در سطوح بالای حکومت، مراقبت و نگاهبانی از بندگانش را بر عهده دارد، در واقع رفتار ملوک را نیز تحت کنترل خود دارد.
آنکه امرش دهد به خاک مسیروانکه نهیش دهد به باد قرار
هوش مصنوعی: کسی که به او دستور میدهند تا به زمین برود و کسی که او را از مسیر خود باز میدارد و به باد میسپارد.
وانکه هرگز به هیچ وجه ندیدفلکش جز به آب و آینه یار
هوش مصنوعی: کسی که هیچگاه جز در آینه یا در آب، چهرهی محبوبش را ندیده است، هیچ تجربهای از زیبایی و جذابیت او ندارد.
وانکه از روی کبریا دربستنه به عون سپاه و عرض سوار
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر بزرگی و عظمت خود، نیازی به کمک گرفتن از سپاه و سواران ندارد.
وانکه جز عزم او نجنباندرایت فتح را به گیر و به دار
هوش مصنوعی: هر کس که به غیر از اراده او حرکت نکند، باید پرچم پیروزی را به دوش بکشد و آماده باشد تا در میدان نبرد بایستد.
تخت خاقان بگوشهٔ بالشتاج قیصر به ریشهٔ دستار
هوش مصنوعی: تخت پادشاهی خاقان در گوشهای قرار دارد و تاج قیصر بر پایهٔ دستار (پیشانی بند) او است.
صاحبش خوانی ای کذی و کذیهان گرت مینخارد استغفار
هوش مصنوعی: اگر صاحبش را بخوانی و او به تو توجه نکند، به یاد داشته باش که اگر دلش پر درد و غم است، باید از او آمرزش بخواهی.
ای در آن پایه کز بلندی هستاز ورای ولایت گفتار
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر بلندی و جایگاهات، از مرزهای سرزمینتان سخن میگویی.
نیست از تیر چرخ ناطقتردست از نطق زید و عمرو بدار
هوش مصنوعی: تیرهای آسمان به اندازهای گویا و سخنگو هستند که از حرف زدن زید و عمرو بهتر هستند. پس از سخن گفتن بپرهیز.
به خدای ار بدین مقام رسدهم شود بیزبانتر از سوفار
هوش مصنوعی: اگر کسی به چنین جایگاهی برسد، حتی از ساکتترین انسانها هم خاموشتر خواهد شد.
من دلیری همی کنم ورنهبر بساط تو از صغار و کبار
هوش مصنوعی: من شجاعت را به نمایش میگذارم، وگرنه در میدان تو بر اثر کوچک و بزرگ بودن مسایل قرار دارم.
هیچ صاحب سخن نیارد کرداین چنین بر سخنوری اصرار
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به این اندازه بر سخنوری اصرار کند.
تا بود بزم زهروی را گلتا بود تیر عقربی را خار
هوش مصنوعی: تا زمانی که مجلس خوشی و شادابی برقرار است، زیبایی و طراوت زندگی هم وجود دارد؛ اما به محض اینکه شرایط تغییر کند، سختیها و مشکلات خود را نشان میدهند.
فلک مجلست ز زهرهرخانباد چونان که بشکفد گلزار
هوش مصنوعی: آسمان همچون دورهمایی از چهرههای زیباست، مانند باغی که در آن گلها شکوفا میشوند.
دور فرمان دهیت همچو ابدپای بیرون نهاده از مقدار
هوش مصنوعی: دور و محیط فرمان تو، مانند ابدیت، از حد و اندازهای که مشخص است، خارج شده است.
داعیان دوام دولت توانس و جان بالعشی و الابکار
هوش مصنوعی: دعوتمندان برقراری حکومت تو در هر زمان، شب و روز، به تو عشق و محبت میورزند.
جاهت از حرز و حفظ مستغنیجانت از عمر و مال برخوردار
هوش مصنوعی: مقام و جایگاهت به قدری ارزشمند است که نیازی به محافظت و نگهداری ندارد. جان و زندگیات نیز از نعمتهای دیگر و مال و دارایی برخوردار است.