قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادل
هوش مصنوعی: این متن شعری است به وصف و ستایش روزگار و تأثیر آن بر زندگی و حکومت. شاعر اشاره میکند که چگونه روزگار سرنوشت و اقبال را شکل میدهد و به نظام زندگی نظم میبخشد. او از نشو و نمای خوب و بد در بوستان وجود صحبت میکند و نشان میدهد که همه چیز در دست روزگار است. همچنین به ستایش مقام و شان خاصی که برای یک شخص یا حکومت ایجاد میکند، میپردازد. در نهایت، شاعر از خدمات روزگار و چرخشهایش در زندگی و سرنوشت انسانها کم و بیش انتقاد کرده و بر ضرورت بندگی و توکل بر خداوند تأکید میکند.
حبل متین ملک دو تا کرد روزگاراقبال را به وعده وفا کرد روزگار
هوش مصنوعی: روزگار خوب و خوشی، با دوستی و وفای به وعده، پیوندی قوی ایجاد کرد و شرایط را به نفع ما تغییر داد.
در بوستان ملک نهالی نشاند چرخوآنرا قرین نشو و نما کرد روزگار
هوش مصنوعی: در باغی، چرخ زمانه نهالی را نشاند و آن نهال را در کنار رشد و پرورش خود قرار داد.
هر شادیی که فتنه ز ما فوت کرده بودآنرا به یک لطیفه قضا کرد روزگار
هوش مصنوعی: هر خوشحالیای که به خاطر مشکلات و فتنهها از ما دور شده بود، روزگار با یک شوخی یا لطیفه دوباره به ما برگرداند.
با روضهٔ ممالک و ملت که تازه بادسعی سحاب و لطف صبا کرد روزگار
هوش مصنوعی: با زیباییهای سرزمینها و ملّتهایی که به تازگی با تلاش باران و مهربانی نسیم، تغییراتی تازه پیدا کردهاند، روزگار تغییر کرده است.
محتاج بود ملک به پیرایهای چنینآخر مراد ملک روا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ملک برای رسیدن به خواستهاش به زینتی نیاز داشت و سرانجام زمانه این خواسته را برآورده کرد.
نظم جهان نداد همی بیش ازین ز بخلآخر طریق بخل رها کرد روزگار
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب جهان دیگر بیش از این نمیتواند دوام بیاورد، زیرا به خاطر بخل و احتیاط در نهایت، روزگار مجبور به کنار گذاشتن این نوع رفتار شد.
ای مجد دین و صاحب ایام و صدر شرقدیدی چه خدمتی به سزا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ای بزرگترین نماد دین و صاحب روزهای بزرگ، آیا دیدی که روزگار چه خدمت ارزشمندی به تو انجام داد؟
این آیتی که زبدهٔ آیات صنع اوستدر شان ملک خوب ادا کرد روزگار
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این پدیده، نشانهای از بهترین آثار خلقت خداوند است و در بیانی خوب و شایسته، ویژگیهای منحصر به فردی را در طول زمان نشان میدهد.
وین گوهری که واسطهٔ عقد دهر اوستاز دست غیب نیک جدا کرد روزگار
هوش مصنوعی: این گوهر که عامل ایجاد و برقراری زندگی است، روزگار آن را به طور خوب و شایستهای از دست غیب جدا کرده است.
گنج قدر ز مایه تهی کرد آسمانتا خاک را به برگ و نوا کرد روزگار
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ارزش و ارزشمندی که دارد، از منابع خود کاسته و زمین را با شکوفایی و زیبایی پر کرده است.
سوی تو ای رضای تو سرچشمهٔ حیاتدایم نظر به عین رضا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ای تو، رضای تو سرچشمهی زندگی همیشگی است و زمان دائماً به سوی چشمهی رضا و خشنودی تو نظر میکند.
آنجا که حکم چرخ و نفاذ تو جمع شدبر حکم چرخ چون و چرا کرد روزگار
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و فرمان تو بر سرنوشت و تقدیر حاکم شد، روزگار در برابر آن اعتراض و سوالی نکرد.
در بیع خدمت تو که آمد که بعد از آنشبر من یزید فتنه بها کرد روزگار
هوش مصنوعی: در معاملهای که من با تو داشتم، پس از آن، روزگار بر من سختیها و مشکلاتی را تحمیل کرد.
وانجا که ذکر صاحب ری رفت و ذکر توبر عهد دولت تو دعا کرد روزگار
هوش مصنوعی: به جایی که نام صاحب ری به میان آمد و دعا برای تو در زمان دولتت به یاد تو بوده است.
هر سر که از عنایت تو سایهای نیافتموقوف آفتاب عنا کرد روزگار
هوش مصنوعی: هر کسی که زیر سایه محبت و لطف تو قرار نگرفته، روزگار او را بیفریب و بیمحبت رها کرده است.
هر تن که از رعایت تو بهرهای ندیدگل مهرههای نقش بلا کرد روزگار
هوش مصنوعی: هر کسی که از توجه و مراقبت تو نصیبی نبرد، روزگار به او سختی و بدبختی را هدیه میدهد.
در بندگیت صادق و صافیست هرکه هستوین بندگی ز صدق و صفا کرد روزگار
هوش مصنوعی: هر کسی که در خدمت تو صادق و بیآلایش است، به خاطر همین بندگی و صداقت، زندگیاش شاد و خوشگوار میشود.
ای انوری مداهنت سرد چون کنیاین سعی کی نمود و کجا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ای انوری، اگر مداهنه و تملق کنی، سرما و بیاحساسی تو چه فایدهای دارد؟ تلاش تو برای چه بوده و در کدام لحظه از زمان به ثمر نشسته است؟
خسرو عماد دولت و دین را شناس و بسکش خدمت خلا و ملا کرد روزگار
هوش مصنوعی: خسرو، پایهگذار دولت و ایمان را شناخت و صرفاً به خدمت در دربار و مقامهای مذهبی پرداخت و زمان خود را به این کارها اختصاص داد.
این کام دل عطیت تایید جاه اوستبیعون جاه او چه عطا کرد روزگار
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که آنچه که باعث خوشحالی و رضایت انسان میشود، در واقع نوعی بخشش از سوی خداوند است و اگر این نعمتها و موقعیتهای خوب نبود، هیچ چیز بدون یاری و فضل او امکانپذیر نبود. روزگار نیز به تنهایی نمیتواند این نعمتها را به کسی بدهد.
پیروز شه که تا به قیامت ز نوبتشسقف سپهر وقف صدا کرد روزگار
هوش مصنوعی: پادشاه موفق و پیروز کسی است که تا پایان دنیا نام و صدایش در آسمانها طنینانداز باشد. روزگار به او توجه خاصی دارد.
آن خسروی که پیش ظفرپیشه رایتشپیشانی ملوک قفا کرد روزگار
هوش مصنوعی: آن شاهی که در برابر پیروزی، پرچمش توجه و احترام دیگر پادشاهان را به خود جلب کرد، روزگار را تحت تاثیر خود قرار داد.
آن آسمان محل که ز بس چرخ جود اوخورشید را چو سایه گدا کرد روزگار
هوش مصنوعی: این آسمان به قدری generous و بخشنده است که حتی خورشید را هم مثل سایهای در کنار خود میبیند و روزگار را تحت سرپرستی خود قرار داده است.
آنک از برای خطبهٔ ایام دولتشبرجیس را ردا و وطا کرد روزگار
هوش مصنوعی: روزگار به برکت دوران حکومت خود، بر جیس (شخصی یا چیزی) ردا و لباس زیبایی پوشاند.
وانک از برای خدمت میمون درگهشبهرام را کلاه و قبا کرد روزگار
هوش مصنوعی: بهرام به خاطر خدمت به درگاه میمون، لباس و کلاه مناسبی برای خود فراهم کرد. این نشاندهنده اهمیت و توجه به خدمت و ادب در حضور بزرگان است.
دست چنار دولت فتراک او نیافتزانش ممر باد هوا کرد روزگار
هوش مصنوعی: دست چنار، که نمادی از قدرت و مقام است، نتوانست به نعمت و خوش بختی برسد؛ زیرا روزگار مانند وزش باد، او را به سمت ناامیدی و بدشانسی برد.
پشت بنفشه خدمت میمونش خم ندادزان پیش چون خودیش دوتا کرد روزگار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که گلسنگی (بنفشه) ناز و کرشمهای از خودش نشان نمیدهد؛ چرا که روزگار به او فهمانده که ارزشش را باید بداند و نباید به سادگی خودش را در اختیار دیگران قرار دهد. در واقع، او تجربهای به دست آورده که باعث شده دیگر به راحتی به خواستههای دیگران پاسخ ندهد.
شاهی که در اضافت قدرش به چشم عقلاز قالب سپهر سها کرد روزگار
هوش مصنوعی: پادشاهی که به خاطر جلال و شکوهاش در نظر عقل، به اندازه ستاره ای در آسمان درخشان است، زمان او را گرامی میدارد.
خانی که در جهان خلافش به یک زماناز عز بد سگال عزا کرد روزگار
هوش مصنوعی: نفرمود یک سلطان که در دنیا به یک لحظه از بدبختی عزا میگرفت، تا چه رسد به روزگار.
در موقفی که بیلکش از حبس کیش رستبر شیر بیشه حبس فنا کرد روزگار
هوش مصنوعی: در زمانی که بیلکش (شاعر) از زندان دنیا آزاد شد، عمرش را در خوشی و آزادی سپری کرد و از همهی قید و بندها رها شد.
چون اژدهای نیزه بپیچید در کفشدر دست خصم نیزه عصا کرد روزگار
هوش مصنوعی: زمانی که موانع و مشکلات به شدت بر سر راه شخصی قرار میگیرد، او ناچار میشود که به روشهای جدید و گاه غیرمنتظره برای مقابله با این چالشها روی آورد. مانند اژدهایی که در برابر نیزهها میپیچد و به روشهای متفاوتی برای فرار از خطر استفاده میکند. در این میان، روزگار نیز به عنوان نیرویی قدرتمند عمل میکند و وضعیت را دستخوش تغییرات میسازد.
ای خسروی که فضلهای از خشم و خلق تستآن مایه کاصل خوف و رجا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ای، ای شاهی که از خشم و صفات تو، فضلهای همچون ترس و امید به وجود آمده است، روزگار این حالت را به وجود آورده است.
جمدولتی که در نفسی کلبهٔ مرااز نعمت تو عرش سبا کرد روزگار
هوش مصنوعی: آن روزگاری که با وجود تو، زندگیام به شکوه و عظمت رسید و کلبهی سادهام را به دنیای زیبایی تبدیل کرد.
با من تو کردی آنچه سخا خواندش خردوان دیگران دغا نه سخا کرد روزگار
هوش مصنوعی: تو با من آنچنان رفتار کردی که حکمت و خرد آن را بخشندگی نامید، اما دیگران با فریب و نیرنگ خود، هیچ گاه در روزگار بخشنده نبودهاند.
در خدمت تو عذر همی خواهدم کنونزین پیش با من از چه جفا کرد روزگار
هوش مصنوعی: حالا که در خدمت تو هستم، میخواهم عذرخواهی کنم. پیش از این، روزگار با من چگونه بدرفتاری کرد.
ای پایهٔ کمال تو جایی که از علواول حجاب از اوج سما کرد روزگار
هوش مصنوعی: ای مظهر کمال و نیکی، تو در جایی قرار داری که زمان، حجابهایی را به واسطهٔ بلندی و علو از آسمانها کنار زده است.
من بنده را ز عاجزی اندر ثنای توتا حشر پایمال حیا کرد روزگار
هوش مصنوعی: من در ثنای تو آنقدر عاجز و ناتوانم که حتی روزگار هم به خاطر حیا و شرم از تو، مرا زیر پا نمیگذارد.
دست ذکای من به کمال تو کی رسدگیرم که گوهرم ز ذکا کرد روزگار
هوش مصنوعی: دست من که پر از هوش و ذکاوت است چگونه میتواند به کمال و تمامیت تو برسد؟ حتی اگر بپندارم که من هم دارای ارزش و گوهر خاصی هستم، باز هم زمانه به من آموخته است که این امر دشوار است.
ذکر ترا چه نام فزاید ثنای منخود نام تو ز حمد و ثنا کرد روزگار
هوش مصنوعی: ذکر و یاد تو چه سودی به ثنای من میافزاید، در واقع خود نام تو با ستایش و حمد، روزگار را به تحسین وا داشته است.
تا در سرای شادی و غم در زبان فتدچون نیک و بد صواب و خطا کرد روزگار
هوش مصنوعی: زندگی با شادی و غم در هم آمیخته است و تجربیات خوبی و بدی ما، در کنار هم، نشاندهنده واقعیتهای روزگار هستند. تمام حوادث زندگی، چه خوب و چه بد، در نهایت به شناخت درست و نادرست منجر میشوند.
اندر نفاذ خسرو و صاحب نهاده بادهر امر کان قرین قضا کرد روزگار
هوش مصنوعی: در اثر قدرت و نفوذ پادشاه و کسانی که در اختیار او هستند، هر مسئلهای که سرنوشت مقدر کرده است، به وقوع میپیوندد.
در دولتی که پیش دوامش خجل شوددوران که نسبتش به بقا کرد روزگار
هوش مصنوعی: در حکومتی که زمانه به خاطر استمرار آن شرمنده میشود، روزگار نمیتواند در مقایسه با ابدیت و ماندگاری آن، خود را حفظ کند.