قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهر
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش از مقام و بزرگی یک شخصیت پرداخته و به تواناییهای او در برقراری عدالت، علم و قضاوت اشاره میکند. شاعر بیان میکند که این فرد در پی تحقق عدل و انصاف است و با سرسختی به دشواریها میچسبد. با اشاره به قضا و قدر، او تأکید میکند که هیچ چیز از دسترس او خارج نیست و این شخصیت در عرصههای مختلف، از جمله در سیاست و رهبری، کارهای بزرگی انجام میدهد. شعری همچنین به قدرت الهی و نعمتهای او اشاره میکند و نشان میدهد که چطور انسان میتواند با نیکی و خدمت به خلق، در زندگی دنیوی و اخروی خود موفق باشد. شاعر با ذکر مشکلاتی که در راه خدمت به خداوند وجود دارد، امیدوار است که در نهایت، رحمت و افاضه الهی شامل حال او شود.
زهی دست وزارت از تو معمورچنان کز پای موسی پایهٔ طور
هوش مصنوعی: دستهای تو در مقام وزارت به قدری پر برکت و زایا است که همچون کوهی که موسی بر آن ایستاد، نیرویی عظیم و تاثیرگذار دارد.
زهی معمار انصاف تو کردهدر و دیوار دین و داد معمور
هوش مصنوعی: چه معمار با انصاف و دلسوزی که ساختمان دین و عدالت را با دقت و زیبایی ساخته و به آن روح تازهای بخشیده است.
قضا در موکب تقدیر نفراشتز عزمت رایتی الا که منصور
هوش مصنوعی: سرنوشت در کاروان تقدیر، جز به خاطر عزم و اراده تو، پرچمهایی بر افراشته نشدند، مگر اینکه مظهر پیروزی و سربلندی باشند.
قدر در سکنهٔ ایام نگذاشتز عدلت فتنهای الا که مستور
هوش مصنوعی: قدر زمان و مکان در زندگی به قدری ارزشمند است که از عدالت تو هیچ فتنهای پنهان نمانده است.
تو از علم اولی وز فعل آخرچه جای صاحبست و صدر و دستور
هوش مصنوعی: تو از دانش ابتدایی و کارهای نهایی چه جایگاهی داری که به صدر و رهبری برسیدی؟
تو پیش از عالمی گرچه دروییچو رمز معنوی در کسوت زور
هوش مصنوعی: تو قبل از اینکه در جمعی ظاهر شوی، حتی اگر چهرهای دروغین داشته باشی، مانند رمز و راز معنوی هستی که در لباس قدرت پنهان شده است.
حقیقت مردم چشم وجودیبنامیزد زهی چشم بدان دور
هوش مصنوعی: حقیقت انسانها به چشمهایشان وابسته است و از دور به این واقعیت نگاه میکنند.
سموم قهرت از فرط حرارتمزاج مرگ را کردست محرور
هوش مصنوعی: خشم و غضب تو به حدی داغ و سوزان است که باعث شده مرگ هم تحت تاثیر آن قرار بگیرد و به فکر فرو برود.
نسیم لطفت ار با او بکوشدنهد در نیش کژدم نوش زنبور
هوش مصنوعی: اگر نسیم محبت تو با او همراه شود، میتواند زهر کژدم را به شهد زنبور تبدیل کند.
تواند داد پیش از روز محشرقضا در حشر و نشر خلق منشور
هوش مصنوعی: قبل از قیامت، قدرت دارد که قضا و قدر را در حشر و نشر انسانها به صورت واضح و روشن بیان کند.
به سعی کلک تو کز خاصیت هستصریرش را مزاج صدمت صور
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش تو، که از ویژگیهای خاص خود بهرهمند هستی، میتوانی به بهترین نحو، تاثیر و زیبایی را به تصویر بکشی.
اگر جاه رفیعت خود نکردستبه عمر خود جز این یک سعی مشکور
هوش مصنوعی: اگر در طول زندگیات به جز این یک تلاش شکرگزاری، هیچگاه مقام یا رتبهای برای خود کسب نکردهای، پس زندگیات بیفایده بوده است.
که بر گردون به حسبت سایه افکندازو بس خدمتی نادیده مبرور
هوش مصنوعی: در آسمان به خاطر تو سایهای افکنده است که نشان از خدماتی نادیده و ارزشمند دارد.
تمامست اینکه تا صبح ابد شدهم از معروف و هم خورشید مشهور
هوش مصنوعی: همه چیز به پایان رسید، تا صبحی که همیشه باقی بماند، هم از آنچه معروف است و هم از خورشید که شناخته شده است.
ترا این جاه قاهر قهر ما نیستکه قهرش مرگ را کردست مقهور
هوش مصنوعی: این مقام و جایگاه تو که در آن نشستهای، نتیجه قدرت خشم ما نیست. زیرا این خشم بر مرگ نیز چیره شده است و آن را تحت سلطه خود درآورده است.
حسودت را ز بهر طعمه یکچنداگر ایام فربه کرد و مغرور
هوش مصنوعی: اگر حسود تو را برای به دست آوردن منافع و امیال خودش فریب دهد و در این مدت به تو وعدههای خوش بدهد، نگذار مغرور شوی.
همان ایام دولت روز روشنبرو کرد از تعب شبهای دیجور
هوش مصنوعی: در روزهای روشن زندگی، وقتی خوشبختی و موفقیت نمایان میشود، تمام سختیها و شبهای تاریک و غمانگیز فراموش میشود.
جهانداری کجا آید ز نااهلسقنقوری کجا آید ز کافور
هوش مصنوعی: حکومت و فرمانروایی از کسانی که شایسته و لایق نیستند، به هیچ وجه به دست نمیآید. همچنین، شخصیت و ویژگیهای نیکو از افرادی بیکفایت و ناچیز نیز انتظار نمیرود.
خداوندا ز حسب بنده بشنوبه حسبت بیت ده منظوم و منثور
هوش مصنوعی: پروردگارا، به خاطر مقام بندهات گوش کن و بر اساس مقام خودت، شعر و نثر بیافرین.
اگر من بنده را حرمان همی داشتدو روز از خدمتت محروم و مهجور
هوش مصنوعی: اگر من را از خدمت به تو محروم میکردی و دو روز از حضور در کنار تو دور میساختی، باز هم احساس بیپناهی نداشتم.
تو دانی کز فرود دور گردونمخیر نیست کس الا که مجبور
هوش مصنوعی: تو میدانی که هیچکس از سرنوشت خود نمیتواند دور بماند و همه به نوعی مجبور به پذیرش آن هستند.
به یک بد خدمتی عاصی مدانمکه در اخلاص دارم حظ موفور
هوش مصنوعی: به خاطر یک کار ناپسند، نباید مرا سرزنش کنی، زیرا من در وفاداری و صداقت خود سهم زیاد و ارزشمندی دارم.
چو مرجع با رضا و رحمت تستبه هر عذرم که خواهی دار معذور
هوش مصنوعی: هرگاه به یاد خداوند با نیکویی و رحمتش بیفتی، میتوانی به هر دلیلی که بخواهی، خود را معذور بدانی و نزد او جای عذر و بخشش داشته باشی.
گرم غفران تو در سایه گیردخود آن کاری وبد نور علی نور
هوش مصنوعی: هرکس که در سایه لطف و بخشش تو قرار بگیرد، از آنچه که در خور اوست بهرهمند خواهد شد و به نور و روشنی بیشتری دست پیدا خواهد کرد.
وگر با من به کرد من کنی کاربه طبعت بندهام وز جانت مامور
هوش مصنوعی: اگر با من به نیکی رفتار کنی، من نیز از روی طبع و سرشت خود، خدمتگزار تو هستم و جانم آماده است تا در خدمتت قرار گیرد.
بیا تا کج نشینم راست گویمکه کژی ماتم آرد راستی سور
هوش مصنوعی: به تو میگویم که بیا تا در کنار هم بنشینیم و به روشنی و صداقت صحبت کنیم، چون انحراف و بیراستی باعث میشود که لحظات خوشی که به دنبال راستگویی است، از دست برود.
مرا الحق ز شوق خدمت تودل غمناک بود و جان رنجور
هوش مصنوعی: دل من از شوق خدمت به تو غمگین است و جانم خسته و ناتوان.
یکی زین کارگیران گفت میدانکه بحرآباد دورست از نشابور
هوش مصنوعی: یکی از افرادی که در این کار متمرکز است گفت: میدانی که بحرآباد از نشابور فاصله زیادی دارد.
چو اندر موکب عالی نرفتیمرو راهیست پر ترکان خونخور
هوش مصنوعی: اگر به جمعیت بزرگ و محترم نزدیک نشوی، راهی که در پیش داری پر از مشکلات و دشمنیهاست.
یکی در کف قلج سرهال و تازانیکی برکف قدح سرمست و مخمور
هوش مصنوعی: یک نفر در حال جنگ و نبرد است و سوار بر اسب، در حالی که فرد دیگری در حال نوشیدن شراب و سرمستی است.
صفیالدین موفق هم نرفتستوز آحاد حریفان چند مذکور
هوش مصنوعی: صفیالدین موفق هم هیچگاه نمیرود و از میان چندین رقیب صحبت به میان آمده است.
مرا از فسخ ایشان فسخ شد عزمچو انگوری که گیرد رنگ از انگور
هوش مصنوعی: تصمیم من به خاطر جدایی آنها تغییر کرده است، مانند انگوری که از انگور رنگ میگیرد.
الا تا هیچ مقدورست و کاینکه اندر لوح محفوظست مسطور
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی ممکن است و آنچه که در لوح محفوظ نوشته شده است، ثبت شده است.
مبادا کاین از تاثیر دورانبه گیتی بیمرادت هیچ مقدور
هوش مصنوعی: مبادا که به خاطر تأثیرات زمان، هیچ چیزی در زندگیات برای رسیدن به آرزوهایت ممکن نباشد.
سپهر از پایهٔ قصر تو قاصرزمان بر مدت عمر تو مقصور
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر بنیاد و ساختار کاخ تو ناتوان است و زمان به مدت عمر تو محدود شده است.
ترا ملک سلیمان وز سلیمیعدوت اندر سرای دیو مزدور
هوش مصنوعی: تو از قدرت سلیمان برخوردار هستی و در کنار سلیمان دشمن تو، در خانه دیو مزدوری به سر میبرد.