قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظامالملک صدرالدین محمد
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک وزیر و مقام بلندمرتبه پرداخته و خواستار برکت و خوشبختی برای اوست. شاعر به ویژگیهای نیکو و صفات برجسته وزیر اشاره کرده و او را نشانهای از قدرت، حکمت و بخشش میداند. همچنین، او با تصویرسازیهای زیبا، شکوه و عظمت وزیر را توصیف کرده و آرزو میکند که دشمنان او هیچگاه نتوانند به او صدمهای بزنند. در پایان، شاعر به برکت و خوشی در زندگی اشاره میکند و امید دارد که این ویژگیها همیشه در زندگی وزیر باقی بماند.
به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فالبه سعد اختر و میمون زمان و خرم حال
هوش مصنوعی: در روزی خوش و دارای شگون و همراه با بخت خوب، با ستارهای نیک و زمان خوشی، حالتی شاد و خرم داریم.
به بارگاه وزارت به فرخی بنشستخدایگان وزیران و قبلهٔ آمال
هوش مصنوعی: در دربار وزارت، خدایی به نام فرخی نشسته است که وزیران و کسانی که به او امید دارند، به او روی میآورند.
نظام مملکت و صدر دین و صاحب عصرسپهر رفعت و قدر و جان عز و جلال
هوش مصنوعی: در این بیت به اهمیت و بزرگی شخصیتی اشاره شده است که مسئولیتهای مهمی را در حاکمیت و دین بر عهده دارد. او به عنوان منبع عزت و عظمت شناخته میشود و مقامش در آسمان و زمین بالا و باارزش است. این فرد به وضوح نمایانگر قدرت و اعتبار در جامعه است.
محمدآنکه به اقبال او دهد سوگندروان پاک محمد به ایزد متعال
هوش مصنوعی: محمد، کسی است که به خاطر او به خداوند بزرگ سوگند میخورند و روح پاک او نزد خداوند عظیم قرار دارد.
زمانه بخشش و خورشیدرای و گردونقدرکریمطبع و پسندیدهفعل و خوبخصال
هوش مصنوعی: زمانه سخاوت و بزرگواری دارد و آسمان نیز به نیکی رفتار میکند و خلق و خوی خوشی دارد.
ببسته از پی حکمش میان زمین و زمانگشاده از پی حمدش زبان نسا و رجال
هوش مصنوعی: از زمان آغاز تا انتهای زمین، بر اساس فرمان او، همه چیز محدود و مشخص شده است. در عوض، به خاطر سپاسگزاری از او، زبان مردان و مردم همیشه در حال گفتن و یادآوری نعمتهایش باز است.
به گام عقل مساحت کند محیط فلکبه نور رای تصور کند خیال حیال
هوش مصنوعی: عقل با خرد خود، فضای آسمان را اندازهگیری میکند و با نور فکر، تصویر خیالی از آن به وجود میآورد.
بهجنب قدر بلندش مدار انجم پستبه پیش رای مصیبش زبان حجت لال
هوش مصنوعی: به ستارگان پایین نگاه نکن و به قدر او هرگز ننگر، زیرا حالتی که در پیش رو دارد، به اندازهای سخت و دشوار است که حتی زبان حجت هم نمیتواند آن را توضیح دهد.
به کینش اندر مضمر عنا و محنت و مرگبه مهرش اندر مدغم بقا و نعمت و مال
هوش مصنوعی: در دل کینه و دشمنی، غم و مشکلات و مرگ نهفته است، اما در محبت و دوستی او، زندگی و نعمت و ثروت جمع شده است.
حواله کرد به دیوان و مهر و کینش مگرخدای نامهٔ ارواح و قسمت آجال
هوش مصنوعی: او مشکلات و مسائل خود را به قضا و قدر و نیرنگ تقدیر سپرد، مگر اینکه خداوند فرماندهٔ روحها و تقسیمکنندهٔ عمرهاست.
به فر دولت او شیر فرش ایوانشتواند ار بکند شیر چرخ را چنگال
هوش مصنوعی: اگر قدرت و شکوه او بخواهد، شیر آسمان هم میتواند با چنگال خود پلههای ایوانش را بکند.
به حشمتش بکند دیده تیهو از شاهینبه قوتش بکند پنجه روبه از ریبال
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و شکوه او، چشم تیهو از نظر شاهین دور میشود و به خاطر قدرتش، پنجه روباه از سرعت خود میکاهد.
ز بیم او همه عمر استخوان دشمن اوستچو از بخار دخانی زمین گه زلزال
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از او، تمام عمر دشمنش به استخوان تبدیل میشود، مانند بخار دودی که زمین را در هنگام زلزله تکان میدهد.
ز دست بخشش او حاکی است اشک سحابز حزم محکم او راوی است سنگ جبال
هوش مصنوعی: اشک باران نشانهی رحمت و بخشش خداوند است و استحکام و قدرت کوهها نشاندهندهی حکمت و دقت او میباشد.
دلش ملال نداند همی به بخشش و جودمگر ز بخشش و جودش ملول گشت ملال
هوش مصنوعی: دلش از دلگرفتگی بیخبر است، مگر وقتی که بخشش و generosity او باعث خستگی و دلزدگیاش شود.
تو آن کسی که سپهرت نپرورید نظیرتو آن کسی که خدایت نیافرید همال
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که مانند تو در آسمان وجود ندارد و هیچ خدایی هم شبیه تو نیافریده است.
عنایتی بد و صلصال، اصل آدم و تواز آن عنایت محضی و آدم از صلصال
هوش مصنوعی: شما لطفی دارید و جنبهای از رحمت الهی را در خود دارید؛ در حالی که اصل و بنیاد آدم از خاک ساخته شده است. بدین ترتیب، شما از آن لطف و رحمت الهی برخوردارید و آفرینش آدم به خاک برمیگردد.
به قدر و جاه و شرف از کمال بگذشتیدرست شد که کمالیست از ورای کمال
هوش مصنوعی: به اندازهای که تو به مقام و منزلت و بزرگی توجه کردی، از کمال واقعی فاصله گرفتی؛ زیرا کمال در حقیقت فراتر از این دنیای ظاهری است.
اگر به کوه برند از عنایت تو نشانوگر به بحر برند از سیاست تو مثال
هوش مصنوعی: اگر نشانهای از محبت تو به کوه برسانند و یا مثال دیگری از سیاست و تدبیر تو به دریا بدهند، هر کجا که باشند، تأثیر تو حاضر و نمادین است.
در آن بنفشه به جای خارهٔ صلبوزین پشیزه بریزد ز پشت ماهی دال
هوش مصنوعی: در آنجا که بنفشهها هستند، به جای خارهای سخت و سنگین، پولکهای کوچکی از پشت ماهی دریا میریزند.
فلک خرام سمند ترا سزد که بودجهان به زیر رکاب و فلک به زیر نعال
هوش مصنوعی: آسمان و جهان، همواره زیر پای تو هستند و شایسته است که تو با سرکشی و درشتی مثل یک اسب نر، در آنها قدم بگذاری.
ز نعل مرکب و از طبل باز تو گیرندهلال و بدر به چرخ بلند بر اشکال
هوش مصنوعی: از نشانههای اسب و صدای طبل در جشنها، هلال و ماه کامل را در آسمان بزرگ مشاهده کن.
مه نوی تو به ملک اندر از خسوف مترساز آنکه راه نباشد خسوف را به هلال
هوش مصنوعی: ماه زیبای تو در آسمان شهرت، نگران خسوف نباش، چرا که ماه نو هیچ راهی برای غروب ندارد و همواره در حال درخشش است.
چگونه یازد بدخواه زی تو دست جدلچگونه آرد بدگوی با تو پای جدال
هوش مصنوعی: چگونه میتواند دشمن تو به جدل با تو دست بزند؟ و چگونه میتواند بدخواه تو در مقابلت به بحث و جدل بپردازد؟
که شیر رایت قهرت چو کام بگشایدفرو شوند هزبران به گوشها چو شکال
هوش مصنوعی: وقتی که نیروی قهر تو همانند شیر به میدان میآید و کام دل را باز میکند، در آن زمان، دشمنان مانند موشها به گوشهها پنهان میشوند.
نهان از آن ننماید ضمیر او که دلشز تف هیبت تو همچو لب شکسته سفال
هوش مصنوعی: دل او نمیتواند احساساتش را بهخوبی نشان دهد، زیرا ترس و اضطرابش از عظمت تو مانند شکسته شدن یک ظرف سفالی است.
چو باد در قفس انگار کار دولت خصماز آنکه دیرنپاید چو آب در غربال
هوش مصنوعی: چهارچوبها و محدودیتهای دشمن مانند قفس است که نمیتواند مدت زیادی دوام بیاورد، همانطور که آب در یک غربال نمیتواند بماند.
شد آنکه دشمن تو داشت گربه در انبانکنون گهست که با سگ درون شود به جوال
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو با گربه در انبان بود، حالا وقت آن است که با سگ درون جوال شود.
بزرگوارا من بنده گرچه مدت دیربه خدمتت نرسیدم ز گردش احوال
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، هرچند که دیر به سوی تو آمدم و در خدمتت نبودهام، اما این به خاطر تغییرات و فراز و نشیبهای زندگی من بوده است.
بخیر بر تو دعا کردهام همی شب و روزبطبع بر تو ثنا گفتهام همی مه و سال
هوش مصنوعی: برای تو از دل دعا کردهام هر شب و روز، و به طور مداوم از تو تعریف کردهام در طول ماهها و سالها.
به خدمت تو چنان تشنه بودهام بخدایکه هیچ تشنه نباشد چنان به آب زلال
هوش مصنوعی: به خدمت تو به قدری تشنه بودهام که انگار هیچکس دیگری به آب زلال تشنه نیست.
به بخت تیرهٔ برگشته گفتم آخر همبه کام باز بگردد سپهر خیره منال
هوش مصنوعی: به سرنوشت نامساعدی که دچار شدهام گفتم، در نهایت روزگار باید دوباره به سمت خوبی بازگردد. از این حال نامناسب ناراحت نباش.
جمال جاه تو از پرده برگشاید رویهمان قدر تو بر بنده گستراند بال
هوش مصنوعی: جمال و زیبایی مقام و عظمت تو به قدری است که میتواند پردهها را کنار بزند و چهرهات را نمایان کند. این زیبایی به اندازهای است که بر بندگان خود لطف و محبت روا میداری.
بحق خاتم و کلک تو بر یسار و یمینکه بیتو باز ندانستهام یمین ز شمال
هوش مصنوعی: به حق خاتم و قلم تو که در دو دستم است، بدون تو نمیدانم که سمت راست از سمت چپ کجاست.
به بند چرخ بدم بسته تاکنون که گشادخدای بر من و بر دیگران در اقبال
هوش مصنوعی: من تا کنون در کنار چرخ سرنوشت اسیر بودم، اما اکنون خداوند بر من و دیگران نعمتهایی ضمن خوشبختی نازل کرده است.
به ایمنی و خوشی در سرای عمر بمانبفرخی و فرح بر سریر ملک ببال
هوش مصنوعی: در زندگیات در امنیت و خوشحالی سپری کن و با شادی و سرور بر تخت سلطنت خود برفراز بمان.
ز رشک چهرهٔ بدخواه تو چو زر عیارز اشک دیدهٔ بدگوی تو چو بحر طلال
هوش مصنوعی: از حسادت چهرهٔ دشمن تو مانند طلا درخشان است و اشکهای چشمان بدگوی تو همچون دریایی پر از زیبایی است.
مباد اختر خصم ترا سعود و شرفمباد کوکب خبت ترا هبوط و زوال
هوش مصنوعی: مبادا ستاره بدی به تو خوشبختی و مقام بدهد و ستاره بد به تو سقوط و زوال تحمیل کند.