قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمی
هوش مصنوعی: این متن به صفت و تمجید از شخصیتی قدرتمند و بزرگ میپردازد که در نظام سیاسی و اجتماعی کشور تأثیر زیادی دارد. شاعر از او به عنوان رهبری با فضایل برجسته نام میبرد که حکمت و عدل را در حکومت خود به کار گرفته و نزد مردم ارجمند است. او در برابر چالشهای زمانه مقاوم و زیرک است و روحیهی مهربانی و سخاوتش زبانزد میباشد. در ادامه، شاعر از ارتباط ویژه این شخصیت با خداوند و همچنین پیروزی و موفقیت در زندگی او سخن میگوید. در نهایت، متن به دعا برای تداوم دولت و قدرت او اشاره دارد و از دشمنانش برحذر میدارد. به طور کلی، این شعر اعلامیهای است از بزرگی و شایستگی انسانی برجسته در تاریخ.
مملکت را به کلک داد نظامثانی اثنین صدر آل نظام
هوش مصنوعی: سرزمین را با نیرنگ و فریب به فردی دیگر سپرد نظام ثانی، که خود یکی از سردمداران خاندان نظام است.
همچنین جاودان ز کلکش بادملک گیتی به رونق و به نظام
هوش مصنوعی: آسمان و زمین همیشه تحت تأثیر تدبیر و هنر او قرار دارند و به همین خاطر در زندگی هرگز از زیبایی و نظم خالی نیستند.
صدر دنیی ضیاء دین خدایسد دولت مؤید الاسلام
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف فردی میپردازد که در اوج قدرت و نفوذ قرار دارد و به عنوان رییس یا پیشوای دین و جامعه شناخته میشود. او به عنوان حامى و پشتیبان اصول اسلامی و دینی شناخته شده و دولت او به ثبات و سربلندی رسیده است. نور و روشنی دین در وجود او تجلی یافته و او به عنوان مظهر فضل و رحمت الهی به جامعه خدمت میکند.
میر مودود احمد عصمیآن بر از جنبش و مه از آرام
هوش مصنوعی: احمد عصمی، مانند ستارهای درخشان در آسمان، با حرکتی پرانرژی و نشاط میدرخشد، در حالی که مه آرام و سکوت را به نمایش میگذارد.
آنکه در تحت همتش افلاکوانکه در حبس طاعتش اجرام
هوش مصنوعی: آن کسی که آسمانها در زیر قدرت او قرار دارد و آن کس که اجرام آسمانی به خاطر فرمانبرداریاش محدود شدهاند.
شرفش همچو طبع گردون خاصکرمش همچو جور گیتی عام
هوش مصنوعی: شرف او مانند خصوصیات آسمان خاص است و نعمتهای او مانند ظلمتهای دنیا عمومی و فراگیر است.
سخنش را مزاج سحر حلالدرگهش را خواص بیت حرام
هوش مصنوعی: سخن او مانند طعمی شیرین و دلنشین است که دلها را مینوازد، اما جایگاه و منزلتش به گونهای است که برخی از ویژگیهای خاص و مقدس دارد.
مطرب بزمگاه او ناهیدحاجب بارگاه او بهرام
هوش مصنوعی: موسیقیدان در میخانه او و نگهبان دربار او، بهرام است.
روضهٔ خلد مجلسش ز خواصموقف حشر درگهش ز عوام
هوش مصنوعی: گلزار بهشت مجلس او ویژهٔ بزرگان است و درگاهش تنها برای مردم عادی نیست.
دست حکمش گشاده بر شب و روزداغ طوعش نهاده بر دد ودام
هوش مصنوعی: دست قدرت او بر شب و روز باز است و علاقهاش را بر جانوران و چهارپایان قرار داده است.
با کفش ابر میندارد پایبا دلش بحر مینیارد نام
هوش مصنوعی: با کفشهای نرم و آرام قدم برمیدارد و دلش به وسعت دریاست.
تشنگان امید لطفش رایاس تلخی نیارد اندر کام
هوش مصنوعی: تشنگان از رحمت او ناامید نشوند و تلخی یأس را در دل خود نچشند.
کشتگان را ز گرگ بستانددیت اندر حمایتش اغنام
هوش مصنوعی: اگر گرگها به کشتن کسی اقدام کنند، باید قیمت یا دیهاش را برای حمایت از گوسفندها بپردازند.
ای ترا گردش زمانه مطیعوی ترا خواجهٔ سپهر غلام
هوش مصنوعی: ای سرور من، به دلیل چرخش و فراز و نشیبهای زمان، تو همچون ارباب آسمانها هستی که تحت فرمان تو است.
مشکل چرخ پیش کلک تو حلتوسن دره زیر ران تو رام
هوش مصنوعی: مسائل و چالشهای زندگی به گونهای است که وقتی هدایت و رهبری تو در میان باشد، همگی به راحتی حل میشوند و به تسلط و کنترل در میآیند.
عالمی دیگری تو در عالمهفت اقلیمت و ز هفت اندام
هوش مصنوعی: تو در دنیای خود موجودی متفاوت و بینظیر هستی که وجودت از هفت جنبه و ویژگی تشکیل شده است.
گر ز جود و سخات دام نهندنسر طایر درآید اندر دام
هوش مصنوعی: اگر از سخاوت و generosity خود استفاده کنی، مانند پرندهای که در دام افتاده است، به زودی خوشبختی و موفقیت به سراغت خواهد آمد.
ور به یادت ذکات مینوشندجام گیتی نمای گردد جام
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو، زندگی همچون نذر و عبادت باشد، دنیا به گونهای زیبا و دلنشین در خواهد آمد.
رود از سهم در مظالم توراز خصم تو با عرق ز مسام
هوش مصنوعی: رود به خاطر ظلمهای تو، راز دشمن تو را با عرق از پوستش آشکار میکند.
عالم و عادلی بلی چه عجبعدل بیعلم برندارد گام
هوش مصنوعی: علم و عدالت هر دو ویژگیهای مهمی هستند؛ اما جای تعجب نیست که هیچکس نمیتواند بهدرستی عدالت را بدون داشتن علم و آگاهی رعایت کند.
بر دوام تو عدل تست دلیلعدل باشد بلی دلیل دوام
هوش مصنوعی: دوام تو نشانهای از عدالت توست و به راستی، دلیل بر پایداری تو همین عدالت است.
چکد از شرم با انامل توعرق خجلت از مسام غمام
هوش مصنوعی: از شرم و حیا، عرقی از بدنم میچکد، گویی که ابرها از خجالت میبارند.
ای تمامی که بعد ذات خدایهیچ موجود نیست چون تو تمام
هوش مصنوعی: ای تمام و کمال که پس از وجود خدا هیچ موجود دیگری به عظمت تو نیست.
گر ز گیتیت برگزیدستندپادشاه جهان و صدر انام
هوش مصنوعی: اگر از صدای تو پادشاه جهان و بهترین انسانها انتخاب شدهاند،
چون تو کس نیست اهل این تخصیصجز تو کس نیست اهل این انعام
هوش مصنوعی: هیچ کس جز تو شایسته این مقام و نعمت نیست، هیچ کس دیگری در این زمینه وجود ندارد.
رای اعلای آن و عالی اینکه ادب نیست باز گفتن نام
هوش مصنوعی: عقل و فهم برتر از هر چیزی است، و بیان نام این موضوع بیادبی است.
نیک دانند نیک را از بدسره دانند پخته را از خام
هوش مصنوعی: خوبی را از بدی تشخیص میدهند و آدمهای با تجربه را از ناپختهها باز میشناسند.
به تو باشد قوام این منصبکه عرض را به جوهرست قوام
هوش مصنوعی: این منصب به تو وابسته است، چون اصلیت و ماهیت آن بر اساس وجود تو شکل میگیرد.
اینکه امروز دیدهای چندستباش باقی بسیست بر ایام
هوش مصنوعی: اینکه امروز چند نفر را دیدهای، چندان مهم نیست و هنوز زمانهای دیگری هم در پیش روی توست.
باش تا صبح دولتت پس از اینتیغ خورشید برکشد ز نیام
هوش مصنوعی: بنشین و منتظر بمان تا صبح روشنایی و موفقیت تو فرا برسد، همانطور که تیغ خورشید از غلافش بیرون میآید.
تا کنی از طناب صبح طنابتا کنی از خیام چرخ خیام
هوش مصنوعی: برای اینکه صبح را آغاز کنی، باید از خیام و افکارش الهام بگیری و مسیر خود را پیدا کنی.
ای برآورده پای از آن خطهکه به اوصاف آن رسد اوهام
هوش مصنوعی: ای کسی که از آن دیار دور شدهای و هر وصفی از آنجا به تخیلاتت نمیرسد.
بنده شد مدتی که در خدمتگه به هنگام و گه به ناهنگام
هوش مصنوعی: مدتی من خدمتگزار شدم، گاهی در زمان مناسب و گاهی در زمان نامناسب.
دهد از جنس دیگرت زحمتآرد از نوع دیگرت ابرام
هوش مصنوعی: از نوع دیگری که از آن به زحمت افتادهای، همانی را دریافت میکنی که برایت مشکلساز شده است.
آن نمیبیند از مکارم توکه به شرحش توان نمود قیام
هوش مصنوعی: او نمیتواند زیباییها و فضایل تو را به درستی توصیف کند، چون چنین وصفهایی نیاز به قامت بلند و شجاعت دارد.
وان نمیبیند از تهاون خویشکه بدان نیست مستحق ملام
هوش مصنوعی: این فرد نمیبیند که بهخاطر سهلانگاری خود، لیاقت سرزنش را ندارد.
بکرم عذر عفو میفرمایکه بزرگان چنین کنند و کرام
هوش مصنوعی: به مهربانی تو، به عذرخواهیام توجه کن که بزرگان همواره اینگونه عمل میکنند و انسانهای بزرگوار چنین رفتاری دارند.
تا که فرجام صبح شام بودباد صبح مخالف تو چو شام
هوش مصنوعی: زمانی که روز به پایان میرسد و شب آغاز میشود، ممکن است صبح زود، با باد و طوفانی ناگهانی روبرو شوی که باید آماده آن باشی.
محنت دشمن تو بیپایانمدت دولت تو بیفرجام
هوش مصنوعی: زحمت و درد و رنجی که از طرف دشمن تو به تو میرسد، هرگز تمام نمیشود و زمانی که به موفقیت و خوشبختی میرسید، آن نیز پایانی ندارد و به نظر میرسد که همیشه در حال ناپایدار است.
بر سرت سایهٔ ملوک مقیمبر کفت ساعر مدام مدام
هوش مصنوعی: بر روی تو سایهای از بزرگان و فرمانروایان همیشه حاضر است و تو همیشه تحت تأثیر آنها هستی.
دوستت دوستکام باد و مبادهیچ دشمنت جز که دشمن کام
هوش مصنوعی: دوستت همیشه با خیر و خوشی باشد و هیچ دشمنت نباشد جز دشمنی که در پی خوشی و کامیابیات است.