قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - چون صدراعظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی از سمرقند بازآمد و سلطان تشریفش فرمود اعدا بر او افتریها کردند در دفع آن افتریها انوری این قصیدهٔ بگفت
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره غم و فراق از شخصی خاص که در خراسان زندگی میکند. شاعر به شکل کنایهآمیز به وضعیت عاطفی و روحی خود اشاره میکند و از درد دوری و هجران میگوید. وی تأکید میکند که بیحضور آن فرد، زندگی برای او سخت و سیاه شده و همه چیز در نظرم بیارزش است.
شاعر همچنین از امیدها و دعاهای مردم برای بازگشت آن فرد صحبت میکند و به فضایل و مقام بالای او اشاره میکند. او معتقد است که اگر آن شخص بازگردد، همه چیز به سمت خوب و زیبا تغییر خواهد کرد. متن به تعبیر عمیقتری از عشق و قدرت و تأثیر بلندی که فرد مورد نظر بر زندگی دیگران دارد، پرداخته است. شاعر از عدل و انصاف او و اهمیتش در جامعه سخن میگوید و به نیاز به وجودش در جهان اشاره میکند.
در انتها، شاعر بر این نکته تأکید میکند که بدون او، زندگی همچون زندانی است و او عزم خود را جزم کرده تا در خدمت آن فرد باقی بماند و هیچگاه از آن دور نشود. این شعر به نوعی بیانگر عشق، وفاداری و قدرشناسی از فردی خاص است که جایگاهی ویژه در قلب شاعر دارد.
سه ماهه فراقت بر اهل خراسانبسی سال بودست آسان و آسان
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو برای مردم خراسان به قدری طولانی و سخت شده که سه ماه آن برایشان همچون سالها میگذرد و هر روز به دشواری آن افزوده میشود.
به جانت که گر بیخبرهاء خیرتخبر داشت کس را تن از دل دل از جان
هوش مصنوعی: به جانت قسم، اگر دلت از خوبیهای زندگی بیخبر باشد، هیچ کس نمیتواند به آرامش و رضایت درونی دست یابد. به این معنا که ارتباط بین دل و جان اهمیت زیادی دارد و باید همواره در این زمینه آگاهی داشت.
زبان بود در کامها بیتو خنجرنظر بود در دیدهها بیتو پیکان
هوش مصنوعی: در نبود تو، کلامها به تلخی و تندی میزند و نگاهها همچون نیزهای میزند.
یکی از تف سینه در قعر دوزخیکی از نم دیده در موج طوفان
هوش مصنوعی: یک نفر در عذاب و رنج عمیق در جهنم و دیگری در حال غم و اندوه در میان امواج طوفان قرار دارد.
ز بس خار هجر تو در دیده و دلز خونابه رخسارها چون گلستان
هوش مصنوعی: به خاطر درد جدایی تو، چنان اشکی در چشم و دل من جاری شده که صورتها مانند گلستانی از گل و رنگ و شادابی جلوه میکنند.
چنان روز بر ما سیه کرد بیتوکه کسمان ندیدی سپیدی دندان
هوش مصنوعی: روز به قدری تیره و تار بود که با نبودن تو، هیچکس نتوانست سفیدی دندانهایمان را ببیند.
از آن بیم کز کافریهای گردوننباید که کاری رود نابسامان
هوش مصنوعی: از آن ترس که مبادا کارهای ناپسند از سوی کسانی که به خدایان کافرانه اعتقاد دارند، در دنیا بینظمی ایجاد کند.
دعاگوی جان تو خلقی موحدمددخواه جاه تو شهری مسلمان
هوش مصنوعی: مردم مؤمن و خداپرست برای جان تو دعا میکنند و از مقام و موقعیت تو یاری میطلبند.
کدامین سعادت بود بیشتر زینکه باز آمدی در سعادات الوان
هوش مصنوعی: کدام خوشبختی میتواند از این بیشتر باشد که تو دوباره به خوشبختیهای رنگارنگ بازگشتی؟
مگر طاعتی کرده بودست خالصزمین سمرقند در حق یزدان
هوش مصنوعی: آیا زمین سمرقند به خاطر طاعتی که کرده، در حق خداوند خالص و پاک است؟
اگر این نبودست آلوده گشتستزمین خراسان به نوعی ز عصیان
هوش مصنوعی: اگر این اتفاق نمیافتاد، زمین خراسان به نوعی از نافرمانی و فساد آلوده نمیشد.
که مستوجب فرقتت شد سه ماه اینکه مستسعد خدمتت شد سه ماه آن
هوش مصنوعی: پس از سه ماه، دوری از تو هنوز برای من سخت و طاقتفرسا است و در همین مدت، پیوسته در خدمت تو بودهام.
ایا چرخ در پیش قدر تو والهو یا ابر در پیش دست تو حیران
هوش مصنوعی: آیا چرخ فلک در برابر قدرت تو سرگردان است یا ابر در پیشگاه دست تو متحیر؟
تویی آنکه در مجلست بخت ساقیتویی آنکه بر درگهت چرخ دربان
هوش مصنوعی: تو تنها کسی هستی که در مجلس خوشبختی، مانند ساقی سرشار از شادی و لذت میدرخشی و همانطور که چرخ روزگار در آستان تو ایستاده، تو در واقع دروازهبان این نعمتها هستی.
به کوی کمال تو در، عقل ناقصبه خوان سخای تو بر، جود مهمان
هوش مصنوعی: در نزد تو که در کمال و فضیلت سرآمدی، عقل ناقص من به حضور تو آمد تا از بخشش و دسترنج سخاوتمندانهات بهرهمند شود.
کند حل و عقد تو بر چرخ پیشیدهد امر و نهی تو بر دهر فرمان
هوش مصنوعی: کارها و تصمیمات تو میتواند به گردونه آفرینش اولویت بدهد و دستورات تو بالاتر از قوانین زمانه است.
زمین هرکجا امن تو نیست فتنهجهان هرکجا عدل تو نیست ویران
هوش مصنوعی: هر جایی که تو در آن امنیت نباشی، آن زمین دچار آشوب است و هر کجا که عدل و انصاف تو وجود نداشته باشد، ویران خواهد شد.
کمر پیش حکم تو بربسته جوزاکله پیش قدر تو بنهاده کیوان
هوش مصنوعی: کمر خود را به فرمان تو محکم بستهام و سرم را در برابر عظمت تو پایین آوردهام.
اثرهای کین تو چون نحس عقربنظرهای لطف تو چون سعد میزان
هوش مصنوعی: دشمنیهای تو مانند بدیهای یک عقرب است، اما نگاههای دوستانهات به مانند نیکبختیهای یک ترازوی شریف میباشد.
ز مسطور کلکت شود مرده زندهمگر در دوات تو هست آب حیوان
هوش مصنوعی: مردگان به زندگی باز میگردند، اما این بازگشت تنها در صورتی ممکن است که در قلمت، آب حیات وجود داشته باشد.
زهی فکرتت اختران را مدبرزهی دامنت آسمان را گریبان
هوش مصنوعی: عجب فکر و اندیشهای داری که ستارهها را مدیریت میکند! عجب دامن حمایتی داری که آسمان را در بر گرفته است!
به تشریف اقبال اگر برکشیدتچه سلطان عالم چه گردون گردان
هوش مصنوعی: اگر تو را به مقام و موقعیتهای بلند برسانند، چه فرقی میکند که تو سلطان جهان باشید یا بر گردون آسمان.
ز عالم تویی اهل اقبال گردونز گیتی تویی اهل تشریف سلطان
هوش مصنوعی: تو در دنیای معنوی اهل موفقیت هستی و از لحاظ اجتماعی نیز مقام واهمیت داری.
منزه بود حکم گردون ز شبهتمجرد بود رای سلطان ز طغیان
هوش مصنوعی: حکم آسمانی از هر شک و تردیدی پاک و خالص است و تصمیمات پادشاه نیز از هر گونه سرکشی و ظلم دور است.
از آن دم که چشم بد روزگارمز چشم خداوند کردست پنهان
هوش مصنوعی: از زمانی که نگاه بد دنیا، چشمانم را از دیدن نگاه خداوند پنهان کرد.
گمانم به لطفت همین بود کاریمرا پیش خدمت به اعزاز و احسان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که به خاطر لطف تو، من به این مقام و منزلت رسیدم که به دیگران خدمت کنم و مورد احترام و محبت قرار گیرم.
گمانی ازین به یقین شد نشایدامیدی از این به وفا کرد نتوان
هوش مصنوعی: از این فکر به یقین رسیدهام که امیدی از اینجا به وفا نخواهد رسید.
نگر تا ندانی که تاخیر بندهدر این آمدن بود جز محض حرمان
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که دلیل تاخیر من در آمدن فقط و فقط به خاطر محرومیت است.
به ذات خداوند و جان محمدبه تعظیم اسلام و اجلال ایمان
هوش مصنوعی: به وجود خداوند و شخصیت محمد، برای بزرگداشت اسلام و ارج نهادن به ایمان.
به تاکید هر حکمی از شرع ایزدبه تغییر هر حرفی از نص قرآن
هوش مصنوعی: هر حکمی از دستورات خداوند به اندازهای معتبر و مهم است که تغییر حتی یک حرف از متن قرآن نیز جایز نیست.
به حق دم پاک عیسی مریمبه حق کف دست موسی عمران
هوش مصنوعی: به خاطر شأن و مقام عیسی مریم و به خاطر قدرت موسی عمران، درخواست و نیاز خود را مطرح میکنم.
به تیمار یعقوب و دیدار یوسفبه تقوی یحیی و ملک سلیمان
هوش مصنوعی: در اینجا به دلایل مختلفی اشاره میشود که میتوان از عشق و محبت یعقوب به یوسف و همچنین ویژگیهای نیکویی مانند تقوا و حکمت یحیی و سلیمان یاد کرد. این مقایسه نشان دهنده قدرت و عظمت این شخصیتها در تاریخ و داستانهاست.
به جود کف راد دینار بخشتکه بر نامهٔ رزق خلقست عنوان
هوش مصنوعی: به دست generosity و مهربانی خود، دیناری ببخش که نشانهٔ روزی و روزیدهی برای مردم است.
به نور دل پاک اسرار بینتکه بر دعوی آفتابست برهان
هوش مصنوعی: با نور دل خالص خود، رازهای حقیقت را مشاهده کن، زیرا این نور برتری و روشنیاش از آفتاب نیز بیشتر است.
که در مدتی کز تو محروم بودمجهان بود بر جان من بند و زندان
هوش مصنوعی: در مدتی که از تو دور بودم، دنیا برای من همچون بند و زندان بود.
نفس کرده بر رویم اشک فسردهاسف کرده در جانم اندیشه بریان
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساس عمیق اندوه و غم است. شاعر میگوید که از چشمانش اشک میریزد و این اشک به مانند یخهایی میسوزد و درد شدیدی در وجودش ایجاد میکند. این تصویر نشاندهندهی تاثیر عواطف قوی و سرشار از احساساتی است که در روح و جان او وجود دارد.
دلی پر مواعید تایید یزدانسری پر اراجیف وسواس شیطان
هوش مصنوعی: دل پر از وعدههایی که از سوی خداوند تأیید شدهاند، و سر پر از افکار و وسوسههای بیاساس شیطان است.
تن از ایستادن به خانه شکستهدل از بازگشتن ز خدمت پشیمان
هوش مصنوعی: بدن از ایستادن خسته شده و دل شکسته از برگشتن به خانه، از خدمت و کار خود پشیمان است.
تو دانی که تا یک نفس بیتو باشمدلی باید از سنگ و جانی ز سندان
هوش مصنوعی: میدانی که اگر حتی یک لحظه بدون تو باشم، قلبی باید داشته باشم مثل سنگ و روحی مانند سندان.
کنون نذر عهدی بکردم بکلیکه باطل نگردد به تاویل و دستان
هوش مصنوعی: اکنون عهدی را بر عهده گرفتم که هیچوقت با توجیه و تفسیر نابود نشود.
که تا دست مرگم گریبان نگیردمن و دامن خدمت و دست پیمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرگ به سراغم نیامده است، من به ادامه خدمت و وفاداریام ادامه میدهم.
حدیث نکوخواه و بدخواه گفتنبه مدح اندرون باز بردن به دیوان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبت کردن درباره خوبیها و بدیها، و ستایش کردن افراد، در واقع میتواند به تحسین و نکوهش آنها در یک فضا و یا جمع خاص منجر شود. یعنی وقتی که درباره دیگران خوب یا بد صحبت میشود، این گفتار میتواند به نوعی به برداشتها و قضاوتهای دیگران نسبت به آن افراد تأثیر بگذارد.
طریقی قدیمیست و رسمی مؤکدهمه کس بگوید چه دانا چه نادان
هوش مصنوعی: این یک راه و روش قدیمی و مشخص است که همه افراد، چه دانا و چه نادان، باید آن را بگویند.
من آن دانم و هم توانم ولیکناز آن التفاتی نکردم به ایشان
هوش مصنوعی: من به خوبی میدانم و میتوانم، اما به خاطر آنها توجهی نکردم.
که از عشق مدحت سر آن ندارمکه گویم فلانکس فلانست و بهمان
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق از ستایش دیگران عاجز هستم و نمیتوانم بگویم که فلانی چه کسی است و بهمانی چه ویژگیهایی دارد.
خداوند خود خصم را نیک داندمن این مایه گفتم تو باقی همی دان
هوش مصنوعی: خداوند به خوبی میداند که دشمنان چه کسانی هستند، من فقط این نکته را گفتم و تو هم باقی مسائل را میدانی.
الا تا ز نقصان کمالست برترالا تا ز گردون فرودند ارکان
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که هیچ چیزی در این جهان کامل نیست و هر چیزی از نواقص خود رنج میبرد. همچنین، همواره ممکن است که اوضاع و شرایط به سمت پایین تغییر کند.
ز آثار ارکان و تاثیر گردونمبادا کمال ترا بیم نقصان
هوش مصنوعی: نگران نباش که تاثیرات دنیا یا حوادث زندگی بر شخصیت تو تأثیر بگذارد و کمال تو را کاهش دهد.
دو عیدست ما را ز روی دو معنیکه خوشی و خوبیش را نیست پایان
هوش مصنوعی: زندگی ما دو جشن دارد که به خاطر دو مفهوم از خوشی و زیبایی به وجود آمده است، و این خوشی و زیبایی هرگز تمام نمیشود.
همایون یکی هست تشریف خسرومبارک دگر عید اضحی و قربان
هوش مصنوعی: شخصی به نام همایون وجود دارد که به مقام و رتبهای برسد همانند خسرو. همچنین، امروز روز عید قربانی است که خوشی و برکت را به همراه دارد.
بدان عید بادت قضا تهنیتگوبدین عید بادت قدر محمدت خوان
هوش مصنوعی: بدان که در این عید، پیام قضا و سرنوشت را به تو تبریک میگویم و در این جشن، به تو یادآوری میکنم که مقام و ارزش محمد (حضرت محمد) را بشناسی.