قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمه
هوش مصنوعی: این متن توصیفی است در مدح و ستایش شخصیت مهمی به نام مجدالدین. شاعر او را به عنوان شخصی با فضائل و ویژگیهای برجسته معرفی میکند که در اوج قدرت و نیکویی قرار دارد. مجدالدین نه تنها در زمین بلکه در آسمان نیز مقام بلند مرتبهای دارد و از او به عنوان کسی که دارای کرم و اخلاق نیکوست یاد میشود. او با قدرت و ارادهای قوی در امور سرنوشتساز و اجتماعی اثرگذار است و نظرات و تدابیرش بر دیگران تسلط دارد.
شاعر همچنین به حال خود و تنهاییاش اشاره میکند و از غم و مشکلاتی که بر او گذشته میگوید. او از گذر زمان و تغییرات آن در زندگیاش نگران است و به دنبال تسکین و مرهمی برای غمهایش میباشد. در نهایت، شاعر خواهان حفظ امن و آرامش برای این شخصیت بزرگ و مقدس است و آرزو میکند که او مانند گلهای بهاری همیشه در نیکی و زیبایی باقی بماند.
آیت مجد آیتی است مبینمنزل اندر نهاد مجدالدین
هوش مصنوعی: آیت مجد، نشاندهندهی مقام و منزلت ویژهای است که در دل وجود مجدالدین نهفته است.
سید و صدر روزگار که هستز آل یاسین چو از نبی یاسین
هوش مصنوعی: بهترین و برترین فرد زمانه، که از نسل یاسین (حضرت محمد) است، شایسته ترین و بزرگوارترین شخص در میان مردم میباشد.
میر بوطالب آنکه مطلوبشنیست در ملک آسمان و زمین
هوش مصنوعی: میر بوطالب، کسی است که در آسمان و زمین چیزی که به دنبالش باشد وجود ندارد.
آنکه در شان او ثنا منزلوانکه در ذات او کرم تضمین
هوش مصنوعی: کسی که شایستهی ستایش است و در وجودش سخاوت و generosity وجود دارد.
آنکه بیداغ طوع او نکشدتوسن روزگار بار سرین
هوش مصنوعی: کسی که بدون تلاش و کوشش نتواند سختیهای زندگی را تحمل کند، در حقیقت از عهدهی چالشها برنمیآید.
وانکه از چرخ جود او بشکستخازن کوهسار مهر دفین
هوش مصنوعی: کسی که از فرصتهای فراوانی که سرنوشت به او میدهد بهره نمیبرد، مانند کسی است که کوههایی از محبت و نعمت را در دل خود دارد، اما نمیتواند آنها را به دیگران نشان دهد و از آنها استفاده کند.
رای او دامن ار بیفشاندبر توان چیدن از زمین پروین
هوش مصنوعی: اگر او دامن خود را بر زمین افکند، میتواند از ستارههای پروین بچیند.
جاه او مرکب ار برون راندجو اول دهد به علیین
هوش مصنوعی: اگر جاه و مقام او را از خود دور کند، آن وقت نخستین نیکی را به علیین عطا میکند.
حلم او جوهرست و خاک عرضقدر او شاه و آسمان فرزین
هوش مصنوعی: شکیبایی او مانند گوهری ارزشمند است و مقام و موقعیت او همچون شاه و آسمان در بلندی و عظمت قرار دارد.
بسته دست خلقتنی من نارباس او بر خلقته من طین
هوش مصنوعی: من را از آتش آفریدهاند، در حالی که او را از خاک ساختهاند.
امر او با عناد کردن طبعکبک پرور برآورد شاهین
هوش مصنوعی: اگر در برابر فرمان او با کینه و دشمنی رفتار کنیم، به گونهای عمل میکند که مثل پرورش دادن یک شاهین بر افراشته میشود.
نهی او باس تیزه رویی چرخروز بد را قفا کند ز جبین
هوش مصنوعی: نهی او باعث میشود که روز بد به عقب برگردد و با چهرهی روشنی بر دشت زندگی، از جبین خود خداحافظی کند.
برکشد زور بازوی سخطشکسوت صورت از نهاد جنین
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی او آنچنان زیاد است که میتواند صورت انسان را از ریشه و وجود او برکشند و جدا کند.
به مقاصد همیشه پیش رسدعزمش از مسرع شهور و سنین
هوش مصنوعی: در تلاشهایش همواره به موفقیت میرسد زیرا ارادهاش قوی و زمانش مناسب است.
قدرتش با قدر مقارن شدخرد آنرا جدا نکرد از این
هوش مصنوعی: قدرت او به اندازهی شایستگیاش رسید و عقل او نتوانست آن را از این جدا کند.
خود چو ممزوج شد چگونه کندشیر و می را ز یکدگر تعیین
هوش مصنوعی: وقتی دو چیز به هم آمیخته میشوند، چگونه میتوان آنها را از یکدیگر تشخیص داد؟
رای او را متین نیارم گفتحاش لله نه زانکه نیست متین
هوش مصنوعی: من نمیتوانم نظر قاطع و استوار خود را درباره او بیان کنم، زیرا این کار نادرست است و به خاطر این است که او در حقیقت چنین فردی نیست.
زانکه یک بار جنس این گفتمادب آن بیافتم در حین
هوش مصنوعی: چون یک بار درباره این موضوع صحبت کردم، متوجه شدم که باید در رفتار و گفتار خودم بیشتر دقت کنم و ادب بیشتری را رعایت کنم.
اندرین روزها که میدادمشعر خود را به مدح او تزیین
هوش مصنوعی: در این روزها که شعرم را برای ستایش او زیبایی میبخشیدم،
نکتهای راندم از رزانت رایعقل را سخت شد بر ابرو چین
هوش مصنوعی: من نکتهای را از زیبایی و فریبندگی بیرون کشیدم که موجب شد عقل به خاطر ابروهای چیندار، دچار سختی و چالش شود.
گفت خامش چه جای این سخنستوصف آن رای این بود که رزین
هوش مصنوعی: سکوت کن، اینجا جایی برای این صحبتها نیست. این موضوع به همین صورت باید بیان شود.
آفتابیست کاسمان نکندپیش او آفتاب را تمکین
هوش مصنوعی: خورشیدی است که هیچ چیز دیگری را در آسمان نمیبیند و به آن اعتنایی نمیکند.
آسمانی که در اثر بیش استتیغش از آفتاب فروردین
هوش مصنوعی: آسمانی که به خاطر زیاد بودن باد و هوای آن، تیغی همچون آفتاب فروردین دارد.
ای بجایی که در هزار قرانچرخ و طبعت نپرورید قرین
هوش مصنوعی: ای کسی که تو در هزار گردش زمان، به مانند یک درخت بارور نشدهای و طبیعتت هنوز شکوفا نشده است.
اوج قدرت و رای پست و بلندراز حزمت نهان ز شک و یقین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اوج قدرت و حکمت در بلند و کوتاه بودن چیزها، در حقیقت در راز و رمز خدمات پنهان است و این موضوع نه از شک و تردید بلکه از یقین و باور ناشی میشود.
بحر طبع تو کرده مالامالدرج نطق ترا به در ثمین
هوش مصنوعی: طبیعت تو چنان وسیع و پُرانرژی است که سخنان تو را به گوهر باارزشی تبدیل کرده است.
فحل وهم تو کرده آبستننوع کلک ترا به سحر مبین
هوش مصنوعی: به نظرت نیازی به ترس از قدرت کلام و خلاقیت تو نیست، چرا که به زودی به نتیجهای بزرگ و خلاقانه خواهی رسید. پس از قدرت جادو و هنر خود غافل نشو.
طوطی کلک راست گوی تو کردعقل را در مضیقها تلقین
هوش مصنوعی: طوطی به تو حقیقت و راستگو بودن را یاد داد و به عقل تو در تنگناها درس داد.
رایض بخت کاردان تو کرداشهب و ادهم جهان را زین
هوش مصنوعی: بخت تو به خوبی و مهارت عمل کرد و این سبب شد که دنیا به شیوهای خاص و متفاوت حرکت کند.
ای نمودار رحمت و سخطتآب و حیوان و آتش برزین
هوش مصنوعی: ای تجسم رحمت و خشم تو، آب و حیوان و آتش همه در وجود تو نمایان است.
دان که در خدمت بساط وزیرکه خدایش مغیث باد و معین
هوش مصنوعی: بدان که در خدمت و کار برای وزیر، باید امیدوار به یاری و کمک خداوند باشی.
عیش من بنده پار عیشی بودچون جوانی خوش و چو جان شیرین
هوش مصنوعی: زندگی من به مانند آب و هوای بهاری بود که جوانی را به خوشی سپری میکند و همچون جان شیرین ارزشمند است.
گفتم از غایت تنعم هستدولتم را زمانه زیر نگین
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر زندگی راحت و خوشی که دارم، زمانه مثل یک جواهر در اختیار من است.
کار برگشت و غم به سکنه گرفتگوشهٔ مسکن من مسکین
هوش مصنوعی: اوضاع بدی پیش آمده و غم و اندوه به خانهام راه پیدا کرده است. من، که در وضعیت سختی هستم، اکنون در محلهام فقط ناراحتی را میبینم.
چرخ در بخت من کشید کماندهر بر عیش من گشاد کمین
هوش مصنوعی: زندگی من به گونهای رقم خورد که سرنوشت به من بیرحمی کرد و بر خوشیهایم سایه افکند.
میکند رخنه نظم حال مرادر چنان دار و گیر و هیناهین
هوش مصنوعی: در حالی که میبینم اوضاع من در آشفتگی و بینظمی است، شخصی در حال انجام کاری است که بهطور عمیق بر من تأثیر میگذارد.
لگد فتنهای که رخنه کندحصن ملکی چو حصن چرخ حصین
هوش مصنوعی: فتنهای مانند لگدی است که اگر به دیوار یک پادشاهی بخورد، آن دیوار به سادگی خراب میشود، همانطور که دیوار آسمان نیز آسیبپذیر است.
دارم اکنون چنان که دارم حالنتوان گفتنت بیا و ببین
هوش مصنوعی: این حال من را نمیتوان توصیف کرد، اما تو میتوانی بیایی و خودت ببینی چگونه هستم.
چتوان کرد اگر چنان بنماندبنماند همیشه نیز چنین
هوش مصنوعی: اگر او چنین بماند، چه کاری از دست ما برمیآید؟ این وضعیت همیشه چنین خواهد بود.
حالی از چور آسمان باریکه نه مهرش به موضع است و نه کین
هوش مصنوعی: حالت آسمان مانند باری است که نه خورشیدش در جای خود قرار دارد و نه سایهای از دشمنی وجود دارد.
آن همی بینم از حوادث سختکه ندیدست هیچ حادثه بین
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را میبینم که هیچ کس پیش از این، چنین سختیهایی را تجربه نکرده است.
نشناسم همی یمین ز یسارتا تهی دارم از یسار یمین
هوش مصنوعی: من نمیتوانم راست را از چپ تشخیص دهم، زیرا از چپ (یسار) و راست (یمین) خالی هستم.
عرصه تنگست و بند سخت و مرادر همه خان و مان نه غث و سمین
هوش مصنوعی: فضا تنگ و محدود است و من در تمام خانهها و مکانها چیزی جز نابودی و زشتی نمیبینم.
مکرمی نیست در همه عالمکاضطراب مرا دهد تسکین
هوش مصنوعی: هیچ شخص یا چیزی در این دنیا وجود ندارد که بتواند بیقراری و نگرانی من را آرام کند.
گوییا از توالد احرارشب سترون شد آسمان عنین
هوش مصنوعی: مثل اینکه از زاد و ولد آزادگان، آسمان در شب نازا و عقیم شده است.
توکن احسان که دیگران نکنندسرانگشت جز فرا تحسین
هوش مصنوعی: به دیگران خوبی کن، حتی اگر آنها نتوانند به تو پاسخ خوبی بدهند و تنها به تحسین تو بپردازند.
خود گرفتم کنند و نیز نهندپای بر پایهٔ الوف و مائین
هوش مصنوعی: من خودم را به دست دیگران سپردم و همچنین بر اصول و مبانی ثابت و استوار پای میگذارم.
بهر انگشت کاید اندر سنگار سبک سنگم ار گران کابین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای هر کاری، حتی اگر از نظر وزن یا نوع سختی در شرایط مختلفی قرار بگیرد، یک روش خاص و مناسب وجود دارد که باید آن را شناسایی کرد. اگرچه ممکن است در اوضاع دشوار قرار بگیریم، اما با اختیار و تدبیر میتوانیم به بهترین نحو از آن شرایط استفاده کنیم.
خویشتن پیش ناکسان و کسانهمچو هنگامه گیر و راهنشین
هوش مصنوعی: بهتر است در جمع افراد بیارزش و یا در جمع افراد ارزشمند مانند یک رهگذر یا مهمان رفتار کنی.
گربهٔ به بیوس نتوان بودهم در این بیشه بوده شیر عرین
هوش مصنوعی: در این جنگل، گربه به شخصیتی بزرگ و معتبر تبدیل نمیشود، زیرا در اینجا شغالی نیرومند و قدرتمند وجود دارد.
شعر من بنده در مدیح به بلخاین نخستین شناس و باز پسین
هوش مصنوعی: شعر من در وصف بلخ است و این شعر از آغاز به شکوه و زیبایی این شهر اشاره میکند و در انتها نیز به همین مضمون ادامه مییابد.
تا عروس بهاره جلوه کندزلف شمشاد و عارض نسرین
هوش مصنوعی: تا زمانی که عروس بهار زیبا و دلربا شود، زلف دوبار و چهره گل نسرین نیز جلوهگری خواهند داشت.
بادی اندر بهار دولت خویشتازه چون گل نه چون بنفشه حزین
هوش مصنوعی: نسیم بهاری خوشبو و شاداب بر دولت و کامیابی خود میوزد، همانند گلهای تازه و زیبا، نه مانند بنفشههای غمگین و پژمرده.
آب آتش نمای در جامتطربانگیزتر ز ماء معین
هوش مصنوعی: آب در جام تو به قدری شگفتانگیز و دلپذیر است که حتی از آب خالص معمولی هم جذابتر به نظر میرسد.
جاهت اندر امان حفظ خدایکه خداوند حافظست و معین
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه تو در امان خداوند است، زیرا او نگهدار و یاریدهنده است.