قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل
هوش مصنوعی: این شعر درباره عدالت و توانمندیهای والای یک رهبری بزرگ و دادگر سخن میگوید. شاعر به ستایش عدالت او میپردازد و بیان میکند که این عدالت باعث آرامش خلق خدا شده است. او همچنین ویژگیهای رهبری و پیروزیهای او در میدان جنگ را توصیف میکند و به دوری او از تکبر و بخشندگیاش اشاره میکند. با توجه به مهارتهای رزمندگی و موفقیتهایش در نبرد، شاعر تأکید میکند که دشمنان از ترس قدرت او آرامش ندارند. به طور کلی، این شعر به تجلی عدالت و پیروزی در خدمت به مردم و دین میپردازد.
زهی ز عدل تو خلق خدای آسودهز خسروان چون تویی در زمانه نابوده
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر عدالت تو، مخلوقات خدا از آرامش برخوردار باشند. زیرا در زمانهای که کسی چون تو وجود ندارد، همه چیز به هم میریزد.
جهان به تیغ درآورده جمله زیر نگینپس از تکبر دامن بدو نیالوده
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای است که همه چیز در چنگال قدرت و خشم قرار دارد، و کسانی که متکبرانه رفتار میکنند، نباید انتظار داشته باشند که زندگی به نیکی با آنها رفتار کند.
ز شیر بیشهٔ سلجوقیان به یک جولانشکاریی که به صد سال کرده بربوده
هوش مصنوعی: از دلاوری و قدرت شیران سلجوقی، تنها یک شکاری که برآمده از یک حرکت جستجو، به اندازهی صد سال تلاش موفق به شکار میشود.
هزار بار ز بهر طلایهٔ حزمتبسیط خاک جهان بادوار پیموده
هوش مصنوعی: به اندازه هزار بار برای خدمت به تو، خاک این جهان را با دست خود گشتهام و پیمودهام.
چو دیده نیستیی بیسال بخشیدهچو دیده عاجزیی بیملال بخشوده
هوش مصنوعی: زمانی که تو را نمیبینم، سالها را از دست دادهام و وقتی که تو را نمیشناسم، به بیحوصلگی عادت کردهام.
زبان نداده به جود و عطا رسانیدهوعید کرده به جرم و جزا نفرموده
هوش مصنوعی: زبان نتوانسته است به خوبی از سخاوت و بخشش صحبت کند، اما در عوض وعدههایی را درباره مجازات و پاداش بیان کرده است بدون اینکه چیزی از آن بگوید.
ز حفظ عدل تو مهتاب در ولایت توطراز توزی و تار قصب نفرسوده
هوش مصنوعی: با رعایت انصاف تو، ماه شبتاب در سرزمین تو نشانگر زیبایی و روشنی است و تاریکیها نمیتوانند تو را تحت تأثیر قرار دهند.
به دست فتح و ظفر بر سپهر دولت خصمسپاهت از گل قهر آفتاب اندوده
هوش مصنوعی: پیروزی و موفقیت تو بر دشمنان، با نیرویی قرار دارد که مانند گل، به خشم آفتاب نشسته است.
دو گشته خانهٔ خورشید کی به روز مصافچو شیر رایت تو سر بر آسمان سوده
هوش مصنوعی: خانهٔ خورشید دو بار گشته و خورشید از آسمان سر بر افراشته است، زمانی که تو چون شیر به میدان میروی.
هنوز مطرب رزمت نبرده زخمه به گوشکه گوش ملک تو تکبیر فتح بشنوده
هوش مصنوعی: هنوز ساز و صدای نوازنده به گوشت نرسیده است که گوش ملک تو صدای تکبیر فتح را شنیده است.
به روز حرب کسی جز کمان ز لشکر توز هیچ روی به خصم تو پشت ننموده
هوش مصنوعی: در روز نبرد، هیچ تسلیحاتی جز کمان لشکر تو، در برابر دشمن، نشان از ترس و عقبنشینی نکرده است.
ز بیم تیغ تو جز بخت دشمن تو کسیدر آن دیار شبی تا به روز نغنوده
هوش مصنوعی: از ترس شمشیر تو، جز بخت دشمن، هیچکس در آن سرزمین تا صبح خواب راحتی ندارد.
اثر ز دود خلافت به روزنی نرسیدکه عکس تیغ تو آتش نزد در آن دوده
هوش مصنوعی: دود خلافت نتوانست از روزنهای عبور کند به گونهای که بازتاب شمشیر تو در آن دوده آتش نگیرد.
ز خصم تونرود خون چو کشته گشت که خونز رگ چگونه رود کز دو دیده پالوده
هوش مصنوعی: وقتی دشمن تیرانداز ما را به قتل میرساند، خون او چگونه از رگهایش خارج میشود، در حالی که دو چشمش پر از اشک است.
از آن زمان که ظفر پرچم تو شانه زده استز زنگ جور کدام آینه است نزدوده
هوش مصنوعی: از زمانی که پرچم پیروزی تو به اهتزاز درآمده، دیگر کدام آینهای میتواند زنگار نافرمانی و ظلم را از خود بزُداید؟
قضاست امر تو گویی که از شرایط اونه کاسته است فلک هرگز و نه افزوده
هوش مصنوعی: سرنوشت تو به گونهایست که نه چیز از شرایط آن کاسته شده و نه افزوده. آسمان هیچ تغییری در آن ایجاد نکرده است.
ز سعی غنچهٔ پیکان تست گلبن فتحشکفته دایم و افتاده توده بر توده
هوش مصنوعی: از تلاش و کوشش تو، شکوفههای گلی به ثمر نشسته و پیوسته بر روی هم انباشتگی به وجود آوردهاند.
شمایل تو به عینه نتایج خردستکه همگنانش پسندیدهاند و بستوده
هوش مصنوعی: شکل و شمایل تو دقیقاً نمایانگر نتایجی است که دیگران آن را پسندیده و تحسین کردهاند.
ز تست نصرت دین وز خدای نصرت تودراز باد سخنتان که نیست بیهوده
هوش مصنوعی: از تو در پشتیبانی دین و از خدا در کمک به تو آرزو میکنم که سخنان شما همواره پربار و بیهوده نباشد.
تو میروی و زمین و زمان همی گویندزهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
هوش مصنوعی: تو در حال رفتن هستی و در همین حال، همهی دنیا و زمان به ستایش عدل و انصاف تو میپردازند و مخلوقات خدا در آرامشند.