قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمت
هوش مصنوعی: این شعر به نقد شعر و شاعری و شرایط اجتماعی میپردازد. شاعر به برادرش توصیه میکند که به رموز شعر و شاعری توجه کند و دریابد که در زمانهای که بیتوجهی به این امور وجود دارد، دانایی و دانش اهمیت دارد. او اشاره میکند که برای تأمین معیشت، به جای اتکا به شاعری، باید به کار و تلاش واقعی پرداخت. شاعر از نظریههای مختلف درباره شعر و جایگاه شاعران صحبت کرده و میگوید که نیازی به شاعری نیست مگر در مواردی خاص. او هشدار میدهد که عمر بر باد دادن در نتیجه بیفکری است و باید مسئولیتهای خود را بشناسیم. در انتها، بر اهمیت خرد و حکمت در زندگی تأکید میکند و میگوید که خاموشی نیز یکی از انتخابهای مهمی است.
ای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعریتا ز ما مشتی گداکس را به مردم نشمری
هوش مصنوعی: ای برادر، به این نکته توجه کن که در شعر و شاعری رمز و رازهای خاصی وجود دارد. هدف این است که ما نباید افراد غیر قابل توجه و گمنام را در میان مردم معرفی کنیم و اهمیت هنر و شاعری را نادیده بگیریم.
دان که از کناس ناکس در ممالک چاره نیستحاش لله تا نداری این سخن را سرسری
هوش مصنوعی: بدان که از بیخود و نادان در دنیا راه حلی نیست، به خاطر خدا، این سخن را ساده نگیر.
زانکه گر حاجت فتد تا فضلهای را کم کنیناقلی باید تو نتوانی که خود بیرون بری
هوش مصنوعی: چون نیاز به انجام کاری پیش آید که بخواهی کمکی انجام بدهی، باید از دیگران درخواست کمک کنی، چون خودت قادر به انجام آن کار نیستی.
کار خالد جز به جعفر کی شود هرگز تمامزان یکی جولاهگی داند دگر برزیگری
هوش مصنوعی: عمل کار خالد هرگز به کار جعفر نمیرسد، چون تنها یکی از آنها میداند چگونه کار کند و دیگری تنها فن دیگری را بلد است.
باز اگر شاعر نباشد هیچ نقصانی فتددر نظام عالم از روی خرد گر بنگری
هوش مصنوعی: اگر شاعر وجود نداشته باشد، اصلاً مشکلی در نظم و ترتیب جهان به وجود نخواهد آمد اگر با دقت به آن نگاه کنی.
آدمی را چون معونت شرط کار شرکتستنان ز کناسی خورد بهتر بود کز شاعری
هوش مصنوعی: انسان برای انجام کارها باید از کمک و همکاری دیگران بهره ببرد. بهتر است او از نان کسی که به او نزدیکتر است و میشناسد، استفاده کند تا اینکه فقط به شعر و ادب بپردازد.
آن شنیدستی که نهصد کس بباید پیشهورتا تو نادانسته و بیآگهی نانی خوری
هوش مصنوعی: شنیدهای که برای تأمین معیشت و کار یک نفر، نود و نه نفر باید زحمت بکشند، در حالی که تو بدون آگاهی و دانش از زحمات آنها فقط نان میخوری.
در ازاء آن اگر از تو نباشد یارییآن نه نان خوردن بود دانی چه باشد مدبری
هوش مصنوعی: اگر کسی در زمان نیاز به یاری تو کمک نکند، آن زندگی نمیشود. آیا میدانی در چنین حالتی کارمندی چه معنایی دارد؟
تو جهان را کیستی تا بیمعونت کار توراست میدارند از نعلین تا انگشتری
هوش مصنوعی: تو کی هستی که بدون کمک و حمایت تو، کارهایت به سامان نمیرسد، از کفش گرفته تا حلقهات.
چون نداری بر کسی حقی حقیقت دان که هستهم تقاضا ریش گاوی هم هجا کون خری
هوش مصنوعی: اگر بر کسی حقی نداری، باید بدانی که مانند تقاضای ریش گاو و یا هجاهای یک الاغ، بیمورد و بیفایده است.
از چه واجب شد بگو آخر بر این آزادمرداینکه میخواهی ازو وانگه بدین مستکبری
هوش مصنوعی: چرا لازم است که به این انسان آزاد بگویی که تو از او میخواهی و سپس به این پرمدعایی ادامه دهی؟
او ترا کی گفت کاین کلپترها را جمع کنتا ترا لازم شود چندین شکایت گستری
هوش مصنوعی: او به تو نگفته که این دردسرها را جمع کن تا تو مجبور شوی چندین شکایت کنید.
عمر خود خود میکنی ضایع ازو تاوان مخواههم تو حاکم باش تا هم زانکه بفروشی خری
هوش مصنوعی: عمر خود را بیهوده تباه میکنی، پس انتظار عذاب نداشته باش. خودت باید مسئولیت کارهایت را بپذیری، نه اینکه فقط به دنبال سود از دیگران باشی.
عقل را در هر چه باشی پیشوای خویش ساززانکه پیدا او کند بدبختی از نیکاختری
هوش مصنوعی: عقل را در هر کاری رهنما و هدایتکننده خود قرار بده؛ زیرا او میتواند درستی و خوبی را از بدبختی و شقاوت تشخیص دهد.
خود جز از بهر بقای عدل دیگر بهر چیستاین سیاستها که موروثست از پیغمبری
هوش مصنوعی: این سیاستها که به یادگار از پیامبری به جا ماندهاند، تنها برای حفظ و بقای عدالت هستند و دلیل دیگری برای وجودشان نیست.
من نیم در حکم خویش از کافریهای سپهرورنه در انکار من چه شاعری چه کافری
هوش مصنوعی: من در قضاوت خود از تنگنظریهای آسمان متاثر نیستم، زیرا در رد من نه شاعری وجود دارد و نه کافری.
دشمن جان من آمد شعر چندش پرورمای مسلمانان فغان از دست دشمنپروری
هوش مصنوعی: دشمن به جان من نزدیک شده و دردسرهایی برای من ایجاد کرده است. ای مسلمانان، ناله و فریاد من را بشنوید که در دست دشمنانی که خود را میپرورانند، در معرض خطر قرار گرفتهام.
شعر دانی چیست دور از روی تو حیضالرجالقایلش گو خواه کیوان باش و خواهی مشتری
هوش مصنوعی: شعر دانی چیست، در غیاب تو هیچگونه اهمیتی ندارد، هرچند که در آسمان همچون کیوان یا مشتری درخشان باشی، باز هم بیوجه است.
تا به معنی های بکرش ننگری زیرا که نیستحیض را در مبدا فطرت گزیر از دختری
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که نباید از جنبههای اصلی و طبیعی چیزی غافل شد. به عبارتی دیگر، هنگامی که به ماهیت واقعی موضوعی نگاه میکنیم، باید آن را در حالت خالص و بدون قضاوتهای ناپسند بررسی کنیم. همچنین، به طور تلویحی میگوید که هر موضوعی میتواند زوایای مثبت و منفی خود را داشته باشد و مهم این است که از قضاوتهای نادرست دوری کنیم.
گر مرا از شاعری حاصل همین عارست و بسموجب توبه است و جای آنکه دیوان بستری
هوش مصنوعی: اگر تنها دستاورد من از شاعری همین شرم و عار باشد، باید توبه کنم و دیگر به سراغ شاعری نروم.
اینکه پرسد هر زمان آن کون خر این ریش گاوکانوری به یا فتوحی در سخن یا سنجری
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به سوال کردن و جستجوی پاسخ درباره موضوعات مختلف اشاره دارد. در اینجا، پرسشگر یا جستجوگر، از موانع و چالشهایی که در مسیر دانش و آگاهی وجود دارد، صحبت میکند. به نظر میرسد که او در تلاش است مفاهیم عمیقتری را درک کند و به درستی به حقیقت نزدیک شود. در نهایت، اشاره دارد که در این مسیر، ممکن است به نتایج یا بینشهای جدیدی دست یابد.
راستی به بوفراس آمد به کار از شاعرانوان نه از جنس سخن یا از کمال قادری
هوش مصنوعی: به دنبال حقیقت به بوفراس رسید؛ نه به خاطر شاعران، بلکه به خاطر کار و تواناییهای خاص خود.
وانکه او چون دیگران مدح و هجا هرگز نگفتپس مرنج ار گویدت من دیگرم تو دیگری
هوش مصنوعی: اگر او مانند دیگران نه ستایش و نه سرزنش کرد، پس ناراحت نشو اگر به تو بگوید من مثل تو نیستم و تو هم مثل من نیستی.
آمدم با این سخن کز دست بنهادم نخستزانکه بیداور نیارم کرد چندین داوری
هوش مصنوعی: من با این حرف آمدم که از دست خودم رها شدم، زیرا بدون قضاوت نمیتوانم این همه قضاوت کنم.
ای به جایی در سخندانی که نظمت واسطه استهرکجا شد منتظم عقدی ز چه از ساحری
هوش مصنوعی: تو در بیان و سخن گفتن جایگاهی داری؛ چون نظم و ترتیب صحبتهای تو باعث میشود هر کجا که نظم برقرار شود، انگار یک ارتباط و پیوندی برقرار شده است. این موهبتی شبیه سحر است که بر هر چیزی تأثیر دارد.
چون ندارد نسبتی با نظم تو نظم جهاندر سخن خواهی مقنع باش و خواهی سامری
هوش مصنوعی: اگر هیچ نسبتی با زیبایی و نظم تو ندارد، پس در صحبت کردن، باید یا به گونهای سخن بگویی که برای دیگران قابل قبول باشد یا مثل سامری که فریبنده بود، اطلاعاتی را به شیوهای گولزننده ارائه دهی.
گنج اتسز گنج قارون بود اگر نی کی شدیاز یکی منحول چندان کم بهارا مشتری
هوش مصنوعی: اگر گنجی به اندازه گنج قارون داشتی، آیا باز هم ارزشش را داشت که فقط برای چند دقیقه شادی به یک چیز زودگذر تبدیل کنی؟
مهتران با شین شعرند ارنه کی گشتی چنینمنتشر با قصهٔ محمود ذکر عنصری
هوش مصنوعی: شعرای بزرگ و برجسته مانند سرآغاز یک داستان هستند، وگرنه چگونه میتوانستی اینقدر گسترده و معروف شوی؟ داستان محمود و ذکرهایی از عنصری هم مثالهایی از این بزرگان هستند.
کو رییس مرو منصور آنکه در هفتاد سالشعر نشنید و نگفت اینک دلیل مهتری
هوش مصنوعی: این شخص که رئیس است، کسی است که در طول هفتاد سال نه شعری شنیده و نه شعری گفته است. این خود دلیلی بر بزرگی و برتری اوست.
تا نپنداری که باعث بخل بود او را بداندر کسی چون ظن بری چیزی کزان باشد بری
هوش مصنوعی: اگر گمان کنی که آن شخص باعث بخل و حسد شده، باید بدان که در کسی مثل او، چنین چیزی وجود ندارد.
زانکه امثال مرا بیشاعری بسیار دادکاخهای چارپوشش باغهای چلگری
هوش مصنوعی: زیرا افرادی مانند من را به خاطر عدم شاعری، به شدت مورد آزار و انتقاد قرار دادند و این باعث نابودی جنبههای زیبای زندگیام شد.
مرد را حکمت همی باید که دامن گیردشتا شفای بوعلی بیند نه ژاژ بحتری
هوش مصنوعی: مرد باید به دانایی و حکمت دست یابد تا بتواند مشکلاتش را حل کند و به کارایی واقعی برسد، نه اینکه صرفاً به سخنان بیپایه و مؤلفان سطحی بسنده کند.
عاقلان راضی به شعر از اهل حکمت کی شوندتا گهر یابند، مینا کی خرند از گوهری
هوش مصنوعی: خردمندان هیچگاه به شعر علاقهمند نمیشوند مگر زمانی که به دنبال جوهر و حقیقت باشند، زیرا آنها نمیدانند که ارزش واقعی در کجا است.
یارب از حکمت چه برخوردار بودی جان منگر نبودی صاع شعر اندر جوالم بر سری
هوش مصنوعی: ای کاش تو از حکمت بیشتری برخوردار بودی، زیرا اگر این شعر در دل و جان من نبود، احساس تنهایی میکردم.
انوری تا شاعری از بندگی ایمن مباشکز خطر درنگذری تا زین خطا درنگذری
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاعری و در بندگی خداوند هستی، هرگز ایمن نباش. چرا که اگر از خطرات غافل باشی و نسبت به اشتباهاتت بیتوجهی کنی، ممکن است به راحتی در دام بیفتی.
گرچه سوسن صد زبان آمد چو خاموشی گزیدخط آزادی نبشتش گنبد نیلوفری
هوش مصنوعی: اگرچه سوسن با صد زبان سخن گفت، اما وقتی سکوت کرد، خط آزادی را بر گنبد نیلوفر نوشت.
خامشی را حصن ملک انزوا کن ور به طبعخوش نیاید نفس را گو زهرخند و خونگری
هوش مصنوعی: در بعضی مواقع، برای حفظ آرامش و دوری از حاشیهها، بهتر است زبان را در دندان بگزید و سکوت کرد. اما اگر با این حال، حالتی خوشایند در دل وجود ندارد، میتوانید با لبخندی تلخ و اشکی در چشمان، احساسات خود را بیان کنید.
کشتیی بر خشک میران زانکه ساحل دور نیستگو مباشت پیرهن دامن نگهدار از تری
هوش مصنوعی: به کشتیای که بر روی خشکی حرکت میکند نگاه نکن، زیرا ساحل نزدیک است. از آبی که ممکن است به لباسات بریزد، مراقب باش و آن را حفظ کن.