شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تأمل در زندگی و وجود خود میپردازد. او در دو روز توقف در دنیای فریب و دلمشغولیها، از سرزنش و رنجش انسانها و خدایی که میشناسد، سخن میگوید. او از خداوند میخواهد که نیازهایش را برآورده کند و میبیند که خداوند به او همه چیز را به اندازه کافی میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی اگر هزار سال عمر کند، نیازی به چالشهای زندگی نخواهد داشت و دو نعمت مهم را که شامل شکرگزاری در روزهای خوب و شکیبایی در روزهای سخت است، میآورد.
درین دو روزه توقف که بو که خود نبوددرین مقام فسوس و درین سرای فریب
هوش مصنوعی: در این مدت کوتاه زندگی، که خود را در این مکان فریبنده و دنیای فریبآمیز میبینیم، چه کسی را برای وصل و دوستی پیدا کنیم؟
چرا قبول کنم از کس آنکه عاقبتشز خلق سرزنشم باشد از خدای عتیب
هوش مصنوعی: چرا از کسی حرفی را بپذیرم که در نهایت مردم مرا به خاطر آن سرزنش کنند، در حالی که خدای بزرگ مرا نمیخرد؟
مرا خدای تعالی ز آسیای فرازکه عقل حاصل آنرا نیاورد به حسیب
هوش مصنوعی: خدای بزرگ به من از بالای آسیاب، که عقل چنین چیزی را قدرت درک ندارد، لطف کرده است.
چو میدهد همه چیزی به قدر حاجت منچنان که بیخبر سیب ماه رنگ به سیب
هوش مصنوعی: زمانی که همه چیز طبق نیاز من فراهم میشود، مانند سیبهایی که به رنگ ماه هستند و من در حال حاضر از آنها بیخبرم.
ز بهر حفظ حیات آنچه بایدم ز کفافز بهر کسب کمال آنچه بایدم ز کتیب
هوش مصنوعی: برای حفظ زندگی، آنچه نیاز دارم باید به اندازه کافی باشد، و برای دستیابی به کمال، آنچه لازم است نیز باید به صورت منظم و از روی دانش بدست آید.
هزار سال اگر عمر من بود به مثلمرا نیاز نیاید به آسیای نشیب
هوش مصنوعی: اگرچه زندگیام هزار سال هم باشد، به کسی مانند من نیازی نخواهد بود که در مشکلات و دشواریها بیفتد.
دو نعمتست مرا کان ملوک را نبودبه روز راحت شکر و به روز رنج شکیب
هوش مصنوعی: دو نعمت بزرگ دارم که حتی پادشاهان نیز از آنها محرومند: یکی صبر در روزهای سخت و دیگری شکرگزاری در روزهای راحتی.