شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف ویژگیهای شخصیتی یک فرد آزاد و فرزانه پرداخته است. او این فرد را نماد آزادی میداند و بیان میکند که حتی اگر دل او یک زمانی به بند دیگران بیفتد، در نهایت آزادی سرنوشت او را تعیین میکند. شاعر expresses احساسات و دلتنگیهایش را از نبود این فرد، و همچنین اعتقاد دارد که او همیشه در خاطرش حضور دارد و به نوعی در هر صبح به یاد اوست. شعر به ارتباط عمیق و قطعناپذیر با انسان آزاد و فرزانه اشاره دارد.
تو آن فرزانهٔ آزاد مردیکه آزادی ز مادر با تو زادست
هوش مصنوعی: تو انسانی دانا و آزاد هستی که آزادی از آغاز تولد با تو همراه است.
دلت گر یک زمان در بند ما شدبه ما بر دست فرمانت گشادست
هوش مصنوعی: اگر دلت یک لحظه به ما وابسته شود، ما اختیار و قدرت دل تو را در دست خواهیم گرفت.
اگر بیتو نشستی بود ما راغرامت را به جانی ایستادست
هوش مصنوعی: اگر بدون تو نشستهایم، پس این سرنوشت ما را به پای جان به زانو درآورده است.
تو گر گویی که روز آمد به آخرحدیثی از سر انصاف و دادست
هوش مصنوعی: اگر بگویی که روز به پایان رسیده است، باید یک داستانی از روی انصاف و عدالت مطرح کنی.
ولیکن چون تویی روز زمانهترا هر گه که بینم بامدادست
هوش مصنوعی: اما هنگامی که تو در نظر من میآیی، هر بار شبیه صبحی تازه و روشن است.