شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علی
هوش مصنوعی: شعر درباره بهاء الدین علی است که با زیبایی و جودش، همچون دریا و معدن شادی در پیوند است. دل او با بحر محبت گره خورده، اما او در دنیای بی ساحل زندگی نمیکند. حسودان او را کمارزش میدانند و بر این باورند که در جهانی چنین بیحاصلی، افرادی نظیر او وجود ندارند. اما شاعر با تأکید میگوید که در میان هزاران نفر، انسانی مانند بهاء الدین علی وجود ندارد و او از نعمتهای خاص برخوردار است.
بهاء الدین علی کز چرخ جودشدمی دریا و کان را خوشدلی نیست
هوش مصنوعی: بهاء الدین علی از رحمت و generosity الهی به قدری بهرهمند است که دریا و کان (معادن) نمیتوانند با او برابری کنند، چرا که او در دلش شادی و خوشدلی دارد و دیگر هیچ چیز نمیتواند این خوشی را تحت تأثیر قرار دهد.
دلش با بحر اخضر توامانستولیکن او بدین بیساحلی نیست
هوش مصنوعی: او از عشق و محبت به تو سرشار است، اما به خاطر شرایط و موقعیتی که دارد، نمیتواند به تو نزدیک شود.
به نادر معدهٔ آزی بیابیکه از انعام عامش ممتلی نیست
هوش مصنوعی: اگر به نادر معدهٔ آزی را ببینی، متوجه میشوی که از نعمتهای او پر نشده است.
برو در سایهٔ اقبال او روکز آن به کیمیای مقبلی نیست
هوش مصنوعی: به جایی برو که تحت حمایت و خوشبینی او هستی، زیرا این شرایط ارزشی دارد که با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست.
حسودش گفت کز امثال این مردجهان آخر بدین بیحاصلی نیست
هوش مصنوعی: حسود او گفت که از افرادی مثل این مرد، دنیا به جایی نمیرسد و بیفایده است.
کرم گفتا بلی لیک از هزارانیکی همچون بهاء الدین علی نیست
هوش مصنوعی: کرم گفت: بله، اما از میان هزاران نفر، هیچکس مانند بهاءالدین علی نیست.