شمارهٔ ۱۱۹ - در بی ثباتی جهان
هوش مصنوعی: این شعر درباره گذر زمان و ناپایداری زندگی است. شاعر به نقد دنیا میپردازد و میگوید که زمان، به جز بدیها و ناراحتیها، چیز دیگری نمینویسد. دنیا به زیباییها و گلهایش میبالد، اما در نهایت با خزان و زوال مواجه میشود. هرچند روزهایی زیبا و شاداب وجود دارد، اما باد خزان به زودی به عمر انسان و زیبایی او پایان میدهد و او را به خاک بازمیگرداند. در نهایت، زندگی به بستر مرگ میانجامد.
جریدهایست نهاد سیه سپید جهانکه روزگار درو جز قضای بد ننوشت
هوش مصنوعی: جهان مانند یک کتاب است که صفحههای آن سیاه و سفید است، و در این صفحهها تنها سرنوشتهای بدی که روزگار رقم زده، نوشته شده است.
جهان نثار گل تیره کرد آب سیاهوزان زمانه نهفت آنکه سالها بسرشت
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر گل سیاه رنگش را سیاه کرده و به همین دلیل، آبهایش را تیره نموده است. در این مدت، زمان هم چیزی را که سالها پرورش داده، پنهان کرده است.
زمانه روزی چند از طریق عشوه گریدهد بهار بقای ترا جمال بهشت
هوش مصنوعی: زمانه جز چند روزی به واسطهٔ خوشرویی و ناز از تو نمیگذرد و به تو زیبایی بهشتی را ارزانی میدارد.
ولیک باد خزانش چو شاخ عمر شکستبه موت بستر و بالین کند ز خاک و ز خشت
هوش مصنوعی: اما زمانی که پاییز برسد، عمر فرد مانند شکسته شدن شاخهها کوتاه میشود و در پایان زندگی، بدنش بر روی زمین و در جایی که ساخته شده، قرار میگیرد.