شمارهٔ ۲۵۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دنیا و ناپایداری آن اشاره میکند و میگوید که خوبی و بدی در این دنیا دوام نمیآورند. او به کسی که پندهایش را نپذیرفته و به راه نادرستی رفته است، میگوید که امروز در این شهر کسی به او توجه نمیکند. همچنین از درد و رنج خود سخن میگوید و به محبوبش اشاره میکند که دیگر طاقت رنج بیشتر را ندارد.
بر کار جهان دل منه ایرا که نشایدکین خوبی و ناخوبی هم دیر نپاید
هوش مصنوعی: به دنیا دل نبند، زیرا این دنیا پایدار نیست و خوبی و بدی در آن مدت زیادی دوام نخواهد داشت.
چندان که بگفتم مهل کاخر روزیآن سیم سیه گردد و آن حلقه بساید
هوش مصنوعی: هرچقدر که من به تو فرصت دادم، بالاخره روزی خواهد رسید که آن زیبایی تاریک از بین برود و آن پیوند هم گسسته شود.
پندم نپذیرفتی و خوکی شدی آخروامروز در این شهر کسی خوک نگاید
هوش مصنوعی: تو نصیحتهای مرا نپذیرفتی و در نهایت به حالتی پایینتر از انسان رسیدی. حالا در این شهر هیچکس تو را قابل توهین نمیداند و حتی هیچکس به تو توهین نمیکند.
هم با دل پر دردی و هم با رخ پر مویای سرو لقا محنت از این بیش نیاید
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، هم دل من پر از درد است و هم چهرهات پر از زیبایی. دیگر از این سختیها و مشکلات بیشتر از این برای من نخواهد آمد.