شمارهٔ ۲۵۵ - در مفارقت
هوش مصنوعی: این متن به ستایش خدا و اشاره به قدرت و عظمت او میپردازد. شاعر از نعمتهای الهی و مقام پرچمدار عدل و عدالت صحبت میکند و بر برکتهای موجود در زندگی خود تأکید میکند. خداوند را به عنوان منبع عزت و قدرت میستاید و بر برتری و ویژگیهای عادلانه او تأکید میکند. همچنین به چالشهایی که در برابر دشمنان وجود دارد و پیروزیهای دیوانهوار در جنگها اشاره میشود. در نهایت، شاعر از فقدان امید در جدایی از سایه خداوند سخن میگوید.
خدایگانا نزدیک شد که صبح ظفرزظل گوهر چترت شود سیاه وسفید
هوش مصنوعی: خداوند نزدیک میشود تا صبح پیروزی تو فرارسد و سایهات بر زمین بیفکند، این سایه هم به رنگ سیاه و هم به رنگ سفید خواهد بود.
ایا وجود ترا فیض جود واهب کلبه عمر ملک سلیمان و نوح داده نوید
هوش مصنوعی: آیا وجود تو بخشش و نعمت بیانتهایی است که به طول عمر پادشاهی سلیمان و نوح وعده داده شده است؟
تویی که سایه عدلت چنان بسیط شدهکه رخنه کردن آن مشکل است برخورشید
هوش مصنوعی: تو آنقدر انصاف و عدل داری که سایهات به اندازهای گسترده شده که نفوذ به آن برای آفتاب هم دشوار است.
نهیب رزم تو بگسست جوشن بهرامشکوه بزم تو بشکست بربط ناهید
هوش مصنوعی: صدای رزم تو armor بهرام را پاره کرد و زیبایی محفل تو ساز ناهید را شکست.
شود چو غنچهٔ گل چاک ترک دشمن توگرش به نام تو بر سر زنند خنجر بید
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو به زیبایی و لطافت غنچهٔ گل شود، اگر هم برای آسیب زدن به تو خنجر بید را بر سرش بزنند، باز هم زیبایی و لطافت او از بین نخواهد رفت.
برد یمین ترا سجده خامهٔ تقدیردهد یسار ترا بوسه خاتم جمشید
هوش مصنوعی: اگر دست راست تو تقدیر بنویسد، دست چپ تو بوسهای خواهد گرفت که نماد اراده و سرنوشت بزرگ است.
بدان خدای که خورشید آسمان را دادجوار سکنهٔ بهرام و حجرهٔ ناهید
هوش مصنوعی: بدان خدایی که خورشید را در آسمان قرار داد، فضایی برای سکونت و زندگی به بهرام و مکانی برای ناهید فراهم آورد.
بدان خدای که در کارگاه صنعت کردرخ سیاه مه از نور آفتاب سفید
هوش مصنوعی: بدان که خدایی وجود دارد که در آفرینش، چهرهای سیاه را از ماه و نوری سفید را از خورشید ساخته است.
که در مفارقت بازگاه چون فلکتمرا ز سایه به خورشید عمر نیست امید
هوش مصنوعی: وقتی که از خانه و دیارم جدا میشوم، مانند یک درخت خشکیده، از سایهام چیزی ندارم و به روشنایی عمر و زندگیام امیدوار نیستم.