شمارهٔ ۴۲۰ - در حسب حال خویش گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تفاوتها و ناهماهنگیهای بین خود و دیگران اشاره دارد. او میگوید که اگرچه او سخنانی قابل توجه و عمیق دارد، اما دیگران ممکن است فقط به دنبال زر و مال باشند. شاعر از این موضوع ناراضی است و اشاره میکند که در این دنیای پر زرق و برق، حرفهایش به دل کسی نمینشیند. او همچنین به این نکته میپردازد که علم و دانش واقعی ارزشمندتر از تجملات ظاهری و کتابهای سطحی است و در نهایت، بر ارزش نان و خوراک واقعی تأکید دارد.
تو با من نسازی که از صحبت منملامت فزاید شما را و تاسه
هوش مصنوعی: تو به من راه نمیدهی چون از صحبتهای من آزرده خاطر خواهی شد و این باعث ناراحتیات میشود.
تو زر خواهی و من سخن عرضه دارمتو در فاژه افتی و من در عطاسه
هوش مصنوعی: تو به دنبال مال و ثروت هستی، ولی من فقط حرف و گفتار را ارائه میکنم. تو در وضعیت نامناسبی قرار میگیری و من در شرایطی شاداب و مناسب هستم.
نه هرجا که باشد سخن زر نباشدکه پابند زر دیدهام صد حماسه
هوش مصنوعی: سخن ارزشمند همیشه در هر مکانی وجود ندارد؛ من در جاهای زیادی کسانی را دیدهام که باوجود داشتن ثروت، هیچ ارزش و حماسهای در سخنانشان نیست.
نه من بوفراسم امیر قبیلهتو خود میشناسی به علم فراسه
هوش مصنوعی: من بوفراسم، امیری از قبائل تو هستم و تو خود به خوبی میدانی که در دانایی چه میزان پیشرفتهام.
کتاب و کراسه است اینجا تجملچه آید ترا از کتاب و کراسه
هوش مصنوعی: این مکان برای کتاب و دفتری است، پس تجمل و زرق و برق چه معنا دارد؟ اینجا فقط به علم و دانش اختصاص دارد.
گرفتم بود گندمین نان چو پاسخنباشد نه خوردی خدنگ و نه کاسه
هوش مصنوعی: اگر نانی که میخوریم بد باشد، از چه چیزی باید انتقاد کنیم که نه تیر و کمان (خداوند) و نه کاسه (ظرف غذا) به ما پاسخ میدهند؟