شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی حال و هوای معنوی و عشق به حقیقت میپردازد. شاعر از زاهد دعوت میکند که از نوشیدن شراب حلال لذت ببرد و از ظواهر و ریا دوری کند. او به میخانهای اشاره میکند که بیشتر از آنکه مکانی برای نوشیدن باشد، کعبهای برای پاکان و صلحجویان است. همچنین شاعر به نور و حقیقت اشاره میکند که از خاک برمیخیزد و عقل را روشن میکند. شعر به دنبال بیان عشق عمیق و پاک به خداوند و پرهیز از دنیا و مادیت است.
فقیا بفیکا تفز بالعلامعلماعلی قلبکا القیا
هوش مصنوعی: فقیهان و دانشمندان به تو احترام میگذارند و تو را در درجات عالی میپندارند، به خاطر اینکه بر قلبت تاثیر مثبت گذاشتهای.
بیا زاهد از باده ما بشویدل و جان ز اوساخ زرق و ریا
هوش مصنوعی: بیا ای زاهد، از شراب ما دل و جانت را از آلودگیهای تزویر و ظاهرپرستی پاک کن.
از من می که در کیش اکسیریانگدائی کند مهر از و کیمیا
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که در راه اکسیریها درخواست عشق میکنم و در جستجوی کیمیای محبت هستم.
به میخانه ما یکی برگذرنه میخانه بل کعبه اصفیا
هوش مصنوعی: به میخانه ما یکی بگذری، نه اینکه اینجا فقط میخانهای است، بلکه مثل کعبهای برای پاکان و معصومان است.
می از جام ما خور که تا روز حشرزخاک تو خورشید روید گیا
هوش مصنوعی: از جام ما می بنوش که تا روز قیامت، از خاک تو خورشید میروید.
الهی دلم بنگه مهر تستکه اقلیم نور است و صقع ضیا
هوش مصنوعی: خداوندا، دلم به عشق تو روشن است، چرا که سرزمین نور و روشنایی را در خود دارد.
شد اشراق خاک تو کز خاک اوکند دیده عقل کل توتیا
هوش مصنوعی: خاک تو که منبع نور و روشنایی است، سبب میشود که دیدهی عاقل و دانا به حقیقت و درک عمیق برسد.