شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حال ناخوش خود اشاره میکند و میگوید که در چشمانش پر از خار است و نمیداند چه کند. او از کمبود آب در دلش گلایه میکند و با وجود آشنایی با معشوق، احساس میکند که تنها از رنجهایش شراب عشق مینوشد. در واقع، او در تنگناها و دردهای عاطفی خود به سر میبرد.
در دیده چو خار گشته خوابم چکنمدر جوی جگر نمانده آبم چکنم
هوش مصنوعی: چشمانم پر از درد و رنج شده و نمیدانم در این حال چه کنم؛ حالتی دارم که دیگر هیچ امیدی برای زندگیام نمانده است.
با اینهمه آشنائی این ساقی عشقاز خون جگر دهد شرابم چکنم
هوش مصنوعی: با وجود تمام این آشناییها، این ساقی عشق هنوز از دل زخمیام شراب میریزد، و من چه کنم که آن را بنوشم.