شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف حال و هوای خود و تجربیاتش در میکده و با دوستانش میپردازد. او از شستشوی خرقه آلودهاش و پاک شدن از ناپاکیها سخن میگوید و به تأثیر فلک بر زندگیاش اشاره میکند که او را به فنا فرستاده است. همچنین از کرم پیر میخانه یاد میکند که اگرچه ممکن است خود و نعمتهایی که دارند بیهوده باشد، اما در این حال، مقام و ارزش این نعمتها را نادیده نمیگیرد. شاعر به پرتلاطم بودن زندگی و تأثیر عشق بر وجودش اشاره میکند و در نهایت به اینکه عشق اساس وجود او را شکل داده است، تأکید میکند.
شستند بمی خرقه آلوده ما راکردند منزه ز دغل دوده ما را
هوش مصنوعی: ما را از آلودگی و ناپاکی پاک کردند و لباس به هم ریخته ما را از هر گونه فریب و نیرنگ پاک سازند.
بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیمبر باد فنا داد فلک سوده ما را
هوش مصنوعی: به سختی و بیرحمی ما را شکست و مانند گندم در هاون، به دست تقدیر تسلیم کرد، و سرنوشت ما را به باد فنا سپرد.
بود از کرم پیر خرابات اگر دادصد گونه عطا خدمت بیهوده ما را
هوش مصنوعی: اگر پیر خرابات از روی کرم و بزرگواری خود، صد نوع عطا و بخشش را نثار ما کند، باز هم این خدمات ما بیفایده و بیمنافع خواهد بود.
ای شیخ مبر وقت خود از وعده معدومدر میکده بین نعمت موجوده ما را
هوش مصنوعی: ای شیخ، وقت خود را با وعدههایی که به وقوع نمیپیوندد، هدر نده و به میکده نگاه کن که نعمتهای حاضر و موجود ما را به چشم میبینی.
رفتیم تهی دست بمیخانه که کردندپیمودهتر این ساغر بیموده ما را
هوش مصنوعی: ما با دستان خالی به میخانه رفتیم، اما دیدیم که این جام خالی برای ما بیشتر پر شده است.
افزود بما پیر مغان زاهد اگر کاستهرگز نتوان کاستن افزوده ما را
هوش مصنوعی: مرد سالخورده و حکیم مغان به ما گفت که اگر زاهدی چیزی از ما کم کند، هرگز نتوانیم چیزی را از خود کم کنیم.
میگفت صفی بر در میخانه که از عشقمعمار ازل ریخته شالوده ما را
هوش مصنوعی: در برابر میخانه، فردی میگفت که عشق خالق اولیه، بنیان وجود ما را شکل داده است.