شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و عشق اشاره دارد. شاعر از زیبایی و شیرینی محبت معشوق صحبت میکند و به عمق احساساتش نسبت به او میپردازد. او از زلف و لطافتهای معشوقش میگوید و تأکید میکند که عشق او به اندازهای عمیق و ارزشمند است که حتی اشکال و دشواریها را قابل تحمل میسازد. در نهایت، شاعر به زیبایی و حسنات عشق اشاره میکند و از وابستگیاش به معشوق مینویسد.
از حسرت لعلی که در او آب حیاتستمردیم و بسی عقل در این واقعه ماتست
هوش مصنوعی: ما به خاطر دلتنگی و افسوس بر روی لعل (جواهر) که در آن آب حیات وجود دارد، جان دادیم و در این واقعه، عقلهایمان حیران و متعجب مانده است.
بر چشمه حیوان دلم از زلف تو پی بردبا لعل تو ارزد ره اگر بر ظلماتست
هوش مصنوعی: دلم به زلف تو پیوند خورده و بر چشمه حیات قرار دارد؛ حتی اگر راهی که میرویم در تاریکی باشد، زیبایی تو ارزش آن را دارد.
ز اشعار من آنانکه لب اندر لب یارنددانند که شیرینی از آن کان نباتست
هوش مصنوعی: افرادی که با عشق و محبت آشنا هستند، میدانند که شیرینی عشق همانند شیرینی نبات است.
از انبته الله نباتاً حسن این رازشد کشف کز آن شاخ نباتم حسناتست
هوش مصنوعی: از گلی که زندگی از آن نشأت میگیرد، زیباییای پدید آمده که این راز را فاش کرده است؛ چون من هم از آن گیاه دارم اعمال نیکو.
امروز دل از حقه لعلش نکشد دستگوئی که بر این دولتم از غیب براتست
هوش مصنوعی: امروز دل از زیبایی و جذابیت او دست برنمیدارد، گویا بر این خوشبختیام نامهای از عالم غیب دریافت کردهام.
ای دوست تو دانی وصفی آنچه بر او رفتز آن طره که در هر سر مویش خطراتست
هوش مصنوعی: ای دوست، تو میدانی که چه بلایی بر او گذشته است؛ زیرا آن موهای خوشحالتش در هر قسمتی، خطرات و دردهایی را به همراه دارد.
بازم بهمان زلف دلاویز بود کاردر سلسله زیرا که هنوزم عقباتست
هوش مصنوعی: دوباره همان موهای زیبا و دلربا کار خود را میکنند، زیرا هنوز هم موانع و مشکلاتی وجود دارد.