شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مهر الهی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که دل انسان در جستجوی وصال و نزدیکی به معشوق است، غافل از این که خود را فراموش کرده و به حال خود نمیرسد. عشق و محبت حقایق دنیای وجود را تحت تأثیر قرار میدهد و تمام موجودات به نوعی تحت تأثیر این عشق هستند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که هر چیزی که در عالم هستی وجود دارد، تنها بازتابی از عشق معشوق است و تنها نتیجهای که از این جهان بدست میآید، عشق به اوست. در نهایت، عشق به معشوق باعث شور و هیاهو در دنیای انسانهاست.
دل طلبکار وصال ار ز تو در کوی تو بودغافل از حال خود و بیخبر از خوی تو بود
هوش مصنوعی: دل عاشق تو، از تو در چیزی جز وصال طلب نمیکند، اما در کوی تو، غافل از حال و روز خود و بیخبر از حقیقت خود است.
دل عجب نیست که سر گشته بچوگان تو گشتداشت یاد اینکه بمیدان ازل گوی تو بود
هوش مصنوعی: دل جای تعجب ندارد که سر گشته و گیج شده است، زیرا به یاد دارد که در میدان ازل، گوی تو (یعنی تویی که در عالم اصلی و ابتدایی بودی) قرار داشت.
عشق بست ارکه دو عالم همه راگردون و دستدر کمندش اثر از قوت بازوی تو بود
هوش مصنوعی: عشق به قدری قوی است که تمام هستی را به دور خود میچرخاند و همه چیز در چنبرهاش قرار دارد، این قدرت و تأثیر ناشی از توانایی توست.
ساغر آنکس که بمیخانه زمینای تو زدمست و مبهوت مدام از می و مینوی تو بود
هوش مصنوعی: کسی که به میخانه تو پا گذاشته، مدام تحت تأثیر و مستی این می و زیباییهای توست.
حاصل کون و مکان نیست بجز عشق تو هیچچون یکی کون و مکان پرتوی از روی تو بود
هوش مصنوعی: نتیجهای که از وجود و جهان به دست میآید، جز عشق تو نیست. زیرا عالم و مکان تنها تصویری از جلوهات هستند.
پیشتر ز آنکه شد از غلغله عشق تو پراندر این گنبد پیروزه هیاهوی تو بود
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عشق تو مرا در این دنیای پرهیاهو بگیرد، صدای تو در این گردونه وجودم طنینانداز بود.