شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به لذتجویی و شادی در زندگی میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که از بادهنوشی و خنده در زمان گل لذت ببرد و به زندگی دنیوی توجه کند قبل از آنکه همه چیز نابود شود. او به دوری از غم و اندوه و دوری از ریاکاری در عبادت اشاره میکند و تأکید میکند که باید از قیود زهد و تقوا که انسان را محدود میکند، رها شد. شاعر میگوید که عشق و زیبایی، مهمتر از هر چیز دیگر است و نباید تحت تأثیر قضاوتهای دیگران قرار گرفت. او با تأکید بر مقام فقر و اینکه در عین حال میتوان در زندگی سلطنت کرد، دعوت به زندگی آزاد و بیپروایی میکند. در نهایت، او به اهمیت عشق و وصال میپردازد و میگوید که باید جان خود را در عشق فدای محبوب کرد.
دلا بموسم گل باده نوش و خندان باشبده بنوش لبی خاطر و سخندان باش
هوش مصنوعی: ای دل، در فصل گل لبخند بزن و شراب بنوش. بیا و لبی شاداب داشته باش و با گفتار دلنشین خویش دیگران را شاد کن.
به پیش از آنکه ز خاکت زمین شود آبادبهل عمارت دنیا بخاک و ویران باش
هوش مصنوعی: قبل از آنکه خاک تو در زمین آباد شود، این دنیا را به خاطر ویرانیاش رها کن و به بیحالی آن پاسخ نده.
هلاک غمزه ساقی بدور جام شدناشارت است که ایمن زکید دوران باش
هوش مصنوعی: غمزهی ساقی و نوشیدن از جام، نشانهای است که به تو میگوید مراقب روزهای پرخطر و تغییرات زندگی باش و از آنها دوری کن تا در امان بمانی.
رموز صومعه سر بسته گویمت هشدارمکن ریا و قدح نوش و یار مستان باش
هوش مصنوعی: راز و رموز محفظهای مقدس را به تو میگویم: مراقب باش که فریب نخورده و به دور از ریاکاری زندگی کنی، در عوض از لذتهای زندگی و همراهی با دوستانی که در شگفتیاند، بهرهمند باش.
ز گرد زهد فشاندن چه سود دامن دلقبیفکن این تن و فارغ ز دلق و دامان باش
هوش مصنوعی: ز پرهیزکاری و تظاهر به زهد چه فایدهای دارد، لباس زهد را کنار بگذار و آزاد از قید و بندها باش.
نرفت خرقه تقوی برهن باده فروشچنین لباس بآتش بسوز و عریان باش
هوش مصنوعی: هرگز از تقوا و اخلاق خود وادار به تظاهر مشو، زیرا بادهفروشان که به ظاهری زیبا و خوشرنگ هستند، در باطن خالیاند. پس بهتر است که خود را از زرق و برقهای دروغین دور کنی و با صداقت و بیپردهگی زندگی کنی.
سخن ز زلف و رخ اوست در ولایت عشقبقید این دو مجرد ز کفر و ایمان باش
هوش مصنوعی: سخن در مورد زلف و چهرهی معشوق است. در دنیای عشق، با عشق و ارادت به این دو موضوع، از مرزهای کفر و ایمان فراتر بروید و از محدودیتهای آنها آزاد باشید.
پیام زلفش دیوانه بگوشم گفتکه چند طالب جمعیتی پریشان باش
هوش مصنوعی: پیام موهای او به من گفت که چرا اینقدر عاشق و دلباخته و دور از آرامش هستی.
بجسم طاعت جانانت از گران جانیستپینثار وی از پای تا بسر جان باش
هوش مصنوعی: بدن تو در خدمت روح توست و این فدای تو ارزش ندارد، پس از سر تا پای خود، جانات را فدای او کن.
ز طعن خلق مرنج ار ترا بفقر رهی استدر این عمل یم زخار و مهر تابان باش
هوش مصنوعی: از انتقادات مردم ناراحت نشو، اگر در فقر به سر میبری، در این کار همچون دریاچهای آرام و با مهری درخشان باش.
مبین بخلق که این یارو آن یک اغیار استبکشت عارف و علمی چو ابرنیسان باش
هوش مصنوعی: مراقب دیگران باش که هیچکدام از آنها شبیه تو نیستند. کسی که عارف و دانشمند واقعی است باید همچون باران در موقعیتهای مختلف و در میان مردم حضور داشته باشد.
بکوی میکده رندن غلام پیمانندتو نیز بر سر پیمانه بند پیمان باش
هوش مصنوعی: به میخانه برو و با دوستان همنوا و همپیمان باش، تو هم باید بر سر پیمان و دوستیات پایبند و وفادار باشی.
مقام فقر و فنار را بسلطنت مفروشگدای کوی خرابات باش و سلطان باش
هوش مصنوعی: مقام فقر و تنگدستی را با سلطنت و قدرت عوض نکن. حتی اگر گدای کوی خرابات باشی، بهتر از این است که در قصر سلطنت زندگی کنی.
دو گام باشد اگر ره قلندرانه رویباین دو گام برون از وجوب و امکان باش
هوش مصنوعی: اگر دو قدم با شجاعت در راه حقیقت برداری، میتوانی از تمامی محدودیتها و امکانات فراتر روی.
صفی مده بدری جان که بر تو جان ندهندبر آستانه جانان بمیر و جانان باش
هوش مصنوعی: ای صفی! دل را نباز به محبت کسانی که جان تو را نخواهند. بهتر است در درگاه محبوب خود جان بدهی و خود را فدای او کنی، بلکه در این حال واقعیتری از عشق را تجربه کنی.