شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به تضاد زیباییهای آفتاب و ماه با زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر میگوید که پیش از دیدن معشوق، هیچیک از زیباییهای طبیعی قابل ذکر نیستند و ارزش کاه را دارند. همچنین دل شاعر به خاطر زیباییهای معشوق، گرفتار گیسوی او شده است و وقتی از او دعوت به ورود میکند، معشوق به شوخی جواب میدهد که تا زمانی که موهایش نجنبد، راهی برای ورود به آنجا وجود ندارد. در کل، شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و حالتهای عاشقانه شاعر را منعکس میکند.
پیش رؤیت جای ذکر آفتاب و ماه نیستکاین دو را در خرمن حسن تو قدر کاه نیست
هوش مصنوعی: در برابر تماشای زیبایی تو، دیگر جایی برای یادآوری آفتاب و ماه نیست، چون ارزش این دو در مقایسه با زیبایی تو مثل ارزش کاهی در خرمن است.
دل در آن گیسو شدی چون گفتمش وقتی در آیگفت موئی تا که بر خود جنبم اینجا راه نیست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آن گیسوان تو مجنون شده است. وقتی به او گفتم که بیاید، او پاسخ داد که وقتی موهایم را برمیدارم، تا آن لحظه نمیتوانم حرکت کنم.