۱۱۷- آیه ۲۴۵
هوش مصنوعی: آیهای از قرآن بیانگر این است که خداوند از ما میخواهد که به او وام نیکو بدهیم، و در عوض آن را چندین برابر به ما برمیگرداند. وام دادن به خدا در حقیقت به معنای بخشش مال و جان در راه خداست. کسانی که بخیل باشند و از کمک به دیگران دریغ کنند، دچار قبض و محدودیت خواهند شد؛ اما افرادی که بخشندگی و جود را پیشه کنند، گشایش و وسعت را تجربه خواهند کرد.
این متن به بررسی مفاهیم قبض و بسط در زندگی انسانها میپردازد و اینکه چگونه اعمال ما بر حالت روحیمان تأثیر میگذارد. شرایط زندگی و دلتنگی افراد ناشی از بخل یا بخشش آنهاست. در نهایت، بستگی به ما دارد که آیا بخواهیم در سایهسار بخشندگی باشیم یا در تنگنای بخل.
بر این اساس، انسان باید از منافع دنیوی خود بگذرد و به جوانب روحانی و معنوی توجه کند تا بتواند از نعمتهای الهی بهرهمند شود. در این راستا، سلوک معنوی و خدمت به دیگران، کلید دستیابی به رضایت الهی و سعادت دنیوی و اخروی است.
مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اَللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۲۴۵)
هوش مصنوعی: کیست که به خدا وام نیکو دهد، تا او آن را برایش چندین برابر کند؟ خداست که روزی را تنگ و یا گشاده میکند و به سوی او باز خواهید گشت.
کیست آن کسی که وام بدهد خدا را وامی نیکو پس دو چندان بکند آن را برای اوست دو چندان بسیار و خدا میگیرد و میگشاید و بسوی او باز میگردید (۲۴۵)
هوش مصنوعی: کیست که حاضر باشد به خدا وامی نیکو بدهد تا خدا آن را برایش دو برابر کند؟ خداوند مال را میگیرد و وسعت میدهد و بازگشت همه به سوی اوست.
« در بیان یقرِض الله و نکتۀ قبض و بسط »
هوش مصنوعی: موضوع مورد بحث در اینجا به مفهوم قرض دادن توسط خدا و نکتههایی درباره قبض و بسط اشاره دارد. قرض دادن الله به معنای اعطای نعمتها و برکات به بندگان است، در حالی که قبض و بسط به معنای گسترش و تنگی نعمتها در زندگی انسانها اشاره میکند. این مفهوم نشاندهنده تعامل خدا با بندگان و تأثیرات مختلفی است که بر زندگی آنها دارد.
یقرِض الله یعنی آن کو وام دادبر خدا از نفس و مال اندر جهاد
هوش مصنوعی: کسی که در راه خدا با مال و جانش کمک کند، به خداوند وامی داده است.
وام نیکو این بود تا چون دهدگیرد افزون هر که او افزون دهد
هوش مصنوعی: وام خوب این است که هرکس چیزی را بدهد، در عوض بیشتر از آنچه که داده است، دریافت کند.
هر یکی را حق عوض بدهد هزارتا چه باشد قبض و بسط کردگار
هوش مصنوعی: هر کسی را به اندازهاش پاداش میدهد؛ پس جایگاه و نعمتهایی که خداوند میبخشد، بینظیر و بیحد و حصر است.
با شما همراه باشد در عملوصفها را در عمل سازد بدل
هوش مصنوعی: با شما در کارها همراه خواهد بود و صفات و ویژگیهای خود را در عمل نشان میدهد.
بخل اگر با او کنید از جان و مالقبض آید منقلب گردد خصال
هوش مصنوعی: اگر با بخل و حرص رفتار کنید، از جان و مال شما گرفته خواهد شد و اخلاق شما دچار تحول خواهد شد.
ور که با او جود و بذل آرید پیشوسعت آید بر شما ز اندازه بیش
هوش مصنوعی: اگر با بخشندگی و فداکاری برخورد کنید، نعمتها و برکتها بهطور فراوان و بیش از حد به شما خواهند رسید.
تا چه باشد قدر بخل و قدر جوداز تو باشد هر چه آید در نمود
هوش مصنوعی: بخل و سخاوت هر کدام ارزش و قدر خود را دارند، اما هرچه در زندگی به نمایش گذاشته میشود، وابسته به تو و رفتار توست.
قبض دیدی سرّ آن جو کز کجاستبسط دیدی دان که پاداش عطاست
هوش مصنوعی: وقتی محدودیتها و مشکلاتی را مشاهده میکنی، به خاطر داشته باش که اینها نیز نشانهای از برکات و نعمتهایی هستند که در پی خواهند آمد.
دزد باشد دائم اندر خوف و غمخود نداند سرّ آن خوف و الم
هوش مصنوعی: دزد همیشه در ترس و نگرانی به سر میبرد و نمیداند که دلیل این ترس و غم چیست.
گوید این از چیست نارد هیچ یادکاین بود پاداش آن خوفی که داد
هوش مصنوعی: میگوید که این چه چیزی است که هیچگاه فراموش نشود، زیرا این پاداش ترسی است که به انسان داده شده است.
همچنین دان قبض و بسط معنویتا چه باشد قدر آن بر مولوی
هوش مصنوعی: همچنین بدانید که میزان و اهمیت مفهوم معنوی قبض و بسط تا چه حد برای مولوی قابل توجه و ارزشمند است.
هست قبضی کآن به دل پیوسته استدان که آن دل بر هوایی بسته است
هوش مصنوعی: قبض و بند و سختیای وجود دارد که به دل ارتباط دارد، زیرا آن دل به نوعی در دام یک تمایل و اشتها گرفتار شده است.
دارد از دنیا به دل اندیشه اینیست فارغ ز اشتغال و پیشه ای
هوش مصنوعی: فرد در حال حاضر به دنیا فکر نمیکند و از مشغلهها و کارهای روزمره آزاد است.
هم بود قبضی که آید گاه گاهاینست از ترک مواساتی به راه
هوش مصنوعی: بعضی اوقات ممکن است احساس جدایی یا فاصله از دیگران به سراغمان بیاید. این احساس به خاطر کمبود همدلی و ارتباط با اطرافیان است.
تا چه باشد آن شقوقش بی حد استگر ز ترک شفقتی باشد بد است
هوش مصنوعی: هر چه باشد، جوانب آن بیپایان است، اگر از عدم محبت و مهربانی ناشی شود، بسیار ناپسند است.
هم وجوه شفقت آمد بی شمارجمله را دریاب اگر داری به کار
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که انواع محبت و شفقت به مردم فراوان است. پس اگر تو در این زمینه توانایی یا قدرتمندی داشته باشی، باید تلاش کنی و به دیگران کمک کنی.
چون یکی از همرهانت خسته شدراهت از ترک عیادت بسته شد
هوش مصنوعی: وقتی یکی از همراهانت خسته شد، ادامه دادن به راهت ممکن نیست و باید از او مراقبت کنی.
قبض دیگر آنکه بر صاحب عیالدر عیادت آمد امساکت ز مال
هوش مصنوعی: شخصی که به دیدار مردی خانوادهدار آمده، اما او در صرف مال و داراییاش خودداری میکند.
یا دو تن بودند با هم در نزاعداشتی ز اصلاحشان رنج و صداع
هوش مصنوعی: شاید دو نفر با هم درگیر مشکلاتی بودند که باعث دردسر و ناراحتی برای تو شده بود.
کبریاء دانسته کردی بر کسییا ندادی درهمی بر مفلسی
هوش مصنوعی: خود را بزرگتر و والا دانستی و بر کسی فخرفروشی کردی یا حتی به فقیران هم کمکی نکردی.
زشت گفتی یا سخن بر بینواهمچنین دان قبضها را جا به جا
هوش مصنوعی: زشت گفتی یا حرف بر بیچاره، حالا همین را هم بپذیر و توجّه کن که چیزها را جابهجا کردهای.
نیست ممکن کآن تمام آید به گفتیابد آن کش جان بود با عقل جفت
هوش مصنوعی: امکان ندارد که همه چیز با کلام به پایان برسد، آنچه که جان را در کنار عقل قرار میدهد، مستلزم احساسی عمیق و درک خاصی است.
سختتر از جمله شک بر رهبر استخاصه گر آن اغلب است و اکثر است
هوش مصنوعی: تنها شک و تردید نسبت به رهبر دشوارتر از همه چیزهاست، به ویژه هنگامی که این تردید به طور مکرر و زیاد مطرح میشود.
این چنین علت نشان راندگی استقبض نبود خیرگی و ماندگی است
هوش مصنوعی: این گونه است که دلیل راندن آن را نشان میدهد؛ نیستی، خیر و خوبی نمیآورد و ماندن هم در آن وضعیت درست نیست.
« در بیان بسط و علت آن »
هوش مصنوعی: به توضیح و توضیح بیشتر آن پرداخته میشود.
همچنین دان بسطها را در فنونآن یکی اندک بود دیگر فزون
هوش مصنوعی: فهم این موضوع که در زمینههای مختلف، اطلاعات و مهارتها به اندازه کافی و جامع نیست و به نوعی کمبود وجود دارد.
بسطها کآن جاری است و متصلوارد آید از خفای جان به دل
هوش مصنوعی: بسطها مانند جریان آبی است که به طور پیوسته از عمق وجود انسان به دل او وارد میشود.
علتش ای جان رضای رهبر استکآن به خدمت غافل از پا و سر است
هوش مصنوعی: دلایل این موضوع، دوست عزیز، رضای رهبر است که گاهی افراد در خدمت او به جزئیات اهمیت نمیدهند و خود را فراموش میکنند.
علت دیگر بود اکل حلالکز حرام آید به دل قبض و ملال
هوش مصنوعی: یکی از دلایل مهم این است که خوردن غذای حلال میتواند بر قلب تاثیر مثبت بگذارد، در حالی که اگر از غذای حرام استفاده کنیم، احساس ناراحتی و تنش در دل به وجود میآید.
علت دیگر که اصل علت استدل ز دنیا کندن اندر خدمت است
هوش مصنوعی: برای جدا شدن دل از دنیا، خدمت به دیگران و انجام کارهای نیک یکی از دلایل اصلی به شمار میآید.
ملک دنیا باشد اندر کیش اوکمتر از خاشاک ره در پیش او
هوش مصنوعی: اگر دنیا به دست او باشد، جایگاهش از ذرهای کمتر است و در برابر او هیچ ارزشی ندارد.
از زمین، چنگالها را کنده استنفس مرده، عقل و جانش زنده است
هوش مصنوعی: نفس مرده برای آزادی و رهایی از بند خاک، چنگالهایش را از زمین جدا کرده است، ولی عقل و روح او هنوز زنده و فعال است.
مو به مویش رسته از پیوستگی استبیخیال از بستگی و رستگی است
هوش مصنوعی: هر رشته موی او به گونهای جدا و منحصر به فرد است و او از هرگونه وابستگی و تعهد آزاد است.
نیست هیچش در دو کون آلایشیهم نه بند راحت و آسایشی
هوش مصنوعی: هیچ چیز او در دو جهان آلودگی ندارد، نه در بند راحتی و آسایش.
بادی آمد باغ جانم تازه شدشهر عشق از وی پر از آوازه شد
هوش مصنوعی: وزش نسیم لطیفی باعث احیای روح و جانم شد و شهر عشق به برکت این باد پر از صدا و نوای دلنشین گردید.
یا بشیری زآن دیار آمد دگرسوی کنعان بوی یار آمد دگر
هوش مصنوعی: شخصی از آن دیار آمد و اکنون به سمت کنعان میرود و بوی یار را احساس میکند.
آنکه او گم کرده فرزندی کجاست ؟باشد از عشقش به دلبندی کجاست ؟
هوش مصنوعی: کسی که فرزندش را گم کرده، حالا کجاست؟ آیا میداند عشقش به معشوقش کجا رفته است؟
آن منم که قامت از هجرم خم استاندر این بیت الحزن یارم غم است
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که به خاطر دوری از معشوق، قامتام خمیده شده است و در این شعر، غم و اندوه به عنوان یار و همراه من است.
شاد باش ای دل که آمد بوی دوستاینکه می آید نسیم کوی اوست
هوش مصنوعی: دل شاد باش چون بوی دوست به مشام میرسد و این نشانهای است از نسیم خوشی که از کوی او میوزد.
نفخه ای آمد حیات روح شدبر دل ابواب دگر مفتوح شد
هوش مصنوعی: وزیدن نسیمی باعث حیات و زندگی دوباره در دل شد و درهای تازهای به روی روح گشوده شد.
هر کجا ویرانه بود آباد گشتهر گرفتار ی ز بند آزاد گشت
هوش مصنوعی: هر جا که خراب و ویران بود، به آبادانی تبدیل شد و هر کسی که در بند بود، آزاد شد.
کوه و صحرا جمله شد خرّم بهشتخار و خسها، سرو و سنبل در سرشت
هوش مصنوعی: کوه و دشت به صورت زیبا و سرسبز بهشتی درآمدهاند، در حالی که در کنار آن خار و علفهای هرز و درختان سرو و سنبل به طور طبیعی وجود دارند.
هر علیلی یافت از علت شفاهر خلیلی را رسید از نو صفا
هوش مصنوعی: هر کسی که دچار بیماری یا مشکل باشد، از منبعی خاص بهبود مییابد و هر انسان خوب و نیکو، دوباره به صفای تازهای میرسد.
روی گیتی از نسیم آن همهنور در نور است و جان در جان همه
هوش مصنوعی: در این دنیا، به دلیل وزش نسیم، روشنایی بیپایانی وجود دارد و همه موجودات در زندگی یکدیگر سهیم هستند و روحها با یکدیگر ارتباط دارند.
جاهلیّت رفت و دور خاتم استصاحب دور، احمد (ص) کامل دم است
هوش مصنوعی: جهل و نادانی از بین رفت و دوران خاتم الانبیا، یعنی پیامبر اسلام، آغاز شد. احمد (ص) کامل و ویژگیهای او در این دوره به اوج خود رسیده است.
این همانا آن دم رحمانی استکآفرینش را به رحمت بانی است
هوش مصنوعی: این لحظه، لحظهای است دهش و رحمت الهی که به واسطه آن، هستی و آفرینش با رحمتی بزرگ شکل گرفته است.
نفخه ای کآمد از آن کاشانه بودمستی ما زآن مِی و میخانه بود
هوش مصنوعی: نسیم خوشی از آن خانه به مشام رسید و باعث شد که ما به خاطر آن شراب و میخانه، در حال و هوای خاصی قرار بگیریم.
جان به راه او دهید ار آدمیدهمدم پیغمبر صاحب دمید
هوش مصنوعی: اگر انسان واقعی هستید، جان خود را در مسیر او بذارید و همپیمان و همراه پیامبر شوید.
یقرِض الله بهر اهل صورت استجان به جانان وام دادن خجلت است
هوش مصنوعی: خداوند برای اهل هنر و زیبایی وام میدهد، اما دادن جان به معشوق، نشانهای از شرمندگی است.
او تو را جان از ره اکرام دادنی به عنوان عوض یا وام داد
هوش مصنوعی: او به تو زندگی و احترام بخشید، نه اینکه بخواهد در ازای چیزی به تو بدهد یا انتظار بازگشت داشته باشد.
چونکه خواهد وام، خود تسلیم کنبی عوض یا منّتی تقدیم کن
هوش مصنوعی: زمانی که کسی وام میخواهد، باید بدون توقع چیزی در عوض، آن را بپذیرد یا اینکه با محبت و لطفی آن را ارائه کند.
خاصه گر گوید که بر من وام دهدر عوض، میخانه گیر این جام ده
هوش مصنوعی: به ویژه اگر بگوید که به من قرض بده، در عوض، این جام را بگیر و به میخانه برو.
چونکه وقت رجعت آید سوی منآنکه جامی داده گیرد جوی من
هوش مصنوعی: زمانی که بازگشت آن کسی که جامی به من داده است، نزدیک شود، به سمت من خواهد آمد.
داده برگی می برد باغ و بهارنیم جانی را عوض یابد هزار
هوش مصنوعی: درختان و طبیعت با آمدن بهار، حال و هوای تازهای پیدا میکنند و زندگی دوبارهای را تجربه میکنند. این تغییرات نشاندهنده شکوفایی و زندگی جدیدی است که بهار به همراه میآورد.
جود کن ریز آنچه داری در رهشجان عاریت ببر بر درگهش
هوش مصنوعی: بخشنده باش و هرچه را که داری در راه او بده و جان خود را به طور امانت در درگاهش بیاور.
جود او کرده که جان وام تو دادچون بخواهد، گوید این جود است و داد
هوش مصنوعی: او به تو جان بخشیده و وقتی که بخواهد، میگوید این کار بخشندگی و کمک است.
بسط ها کاندر رهت مشهود توستقدر ترک بخل و اخذ جود توست
هوش مصنوعی: مدتهاست که در مسیر تو نشانههای فراوانی وجود دارد و ارزش آن را دارد که از خسیسی دست بکشی و generosity را در خود پرورش دهی.
سالکی را کاندر او تفریق نیستهیچ بسطی بهتر از توفیق نیست
هوش مصنوعی: سالکی که در او هیچگونه جدایی و تفرقهای وجود ندارد، هیچ چیزی بهتر از توفیق و موفقیت برای او نیست.
چون ز حق توفیق باشد در صراطمتصل شد رهروان را انبساط
هوش مصنوعی: وقتی که از جانب خداوند توفیق حاصل شود، مسافران در مسیر مستقیم و صحیح به آرامش و شادی میرسند.
منفصل ور شد هم آن دارد سبببی سبب گر باشد آن ذاک العجب
هوش مصنوعی: اگرچه ظاهر چیزها جدا و متفاوت است، اما همه آنها به یک دلیل مشترک وابستهاند؛ حتی اگر این دلیل قابل مشاهده نباشد، شگفتیهایی در دل آن نهفته است.
علت هر قبض و بسطی را صفینیک داند لیک دارد مختفی
هوش مصنوعی: هر نوع تنگی و گشادی دلیلی دارد که تنها صفی نیکو میداند، اما این دلایل پنهان هستند و برای دیگران مشخص نیستند.
گر بگوید، صعوه گردد بازهااوفتد از پرده بیرون رازها
هوش مصنوعی: اگر بگوید، صدای پرندهای بلند میشود و رازها از پرده بیرون میآیند.
هر کسی پیدا شود اندازه اشوآن به هر دم شرک های تازه اش
هوش مصنوعی: هر فردی با اندازه و مقام خود ظاهر میشود و در هر لحظه ممکن است با باورها و افکار جدیدی که به آنها میافزاید، به نوعی درگیر شرک و دوگانگی گردد.
درگذر زین ماجرا تفسیر گوز آل اسرائیل در تقریر گو
هوش مصنوعی: از این ماجرا عبور کن و درباره آن توضیحی نده. به جای آن، از داستان و وقایع آل اسرائیل صحبت کن و آنها را بیان کن.