۶- آیات ۲۷ تا ۳۲
هوش مصنوعی: در این متن به داستان دو پسر آدم، هابیل و قابیل، اشاره شده است. آنها قربانیاتی را به درگاه خداوند تقدیم کردند. قربانی هابیل پذیرفته شد، اما قربانی قابیل نه. این موضوع باعث حسادت قابیل شد و تصمیم به کشتن برادرش گرفت. هابیل به او گفت که نمیتواند او را بکشد چون از خدا میترسد و میخواهد که قابیل بار گناه او را نیز به دوش بکشد. در نهایت، قابیل بر اثر تحریک نفس خود، برادرش را کشت و سپس به شدت پشیمان شد. خدا برای آموزش قابیل، یک کلاغ فرستاد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را دفن کند. از این داستان در قرآن به عنوان یک یادآوری برای انسانها استفاده شده است که قتل نفس و فساد در زمین عواقب وخیمی دارد و آنچه بر بنیاسرائیل نوشته شده، بیانگر اهمیت حرمت جان انسانهاست. بهطور کلی داستان هابیل و قابیل درسی درباره پرهیزگاری، حسادت و عواقب جنایت است.
وَ اُتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ اِبْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ اَلْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اَللّٰهُ مِنَ اَلْمُتَّقِینَ (۲۷) لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اَللّٰهَ رَبَّ اَلْعٰالَمِینَ (۲۸) إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ اَلنّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ اَلظّٰالِمِینَ (۲۹) فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ (۳۰) فَبَعَثَ اَللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی اَلْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا اَلْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ اَلنّٰادِمِینَ (۳۱) مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی اَلْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ اَلنّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا اَلنّٰاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی اَلْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (۳۲)
هوش مصنوعی: داستان دو پسر آدم به حقیقت برمیگردد؛ زمانی که هر کدام قربانیای تقدیم کردند. قربانی یکی از آنها پذیرفته شد، اما قربانی دیگری رد شد. او که قربانیاش رد شده بود، تصمیم به کشتن برادرش گرفت و گفت: «من تو را میکشم.» برادرش پاسخ داد: «خداوند تنها از پرهیزکاران قبول میکند. اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو دراز نمیکنم تا تو را بکشَم، چون من از خداوند رب العالمین میترسم.» او افزود: «من میخواهم تو به خاطر گناه من و گناه خودت به عذاب دچار شوی و از جمله کسانی باشی که در آتش خواهند بود و این جزای ستمگران است.» در اینجا نفس او وادارش کرد که برادرش را بکشد و او این کار را انجام داد و از جمله زیانکاران شد. سپس خداوند یک کلاغ را فرستاد تا در زمین بگردد و به او نشان دهد که چگونه باید بدن برادرش را مخفی کند. او گفت: «ای وای بر من! آیا من نمیتوانم مانند این کلاغ باشم و بدن برادر خود را بپوشانم؟» و از جمله پشیمانان شد. به همین دلیل، ما بر بنیاسرائیل نوشتیم که هرکس نفسی را بغیر از نفس دیگری یا خرابکاری در زمین بکشد، مانند آن است که همه انسانها را کشته است و هرکس نفسی را زنده کند، مانند آن است که همه انسانها را زنده کرده است. و یقیناً پیامبران ما با دلایل روشن به سوی آنها آمدند و باوجود این، بسیاری از آنها بعد از این در زمین اسرافکار شدند.
و بخوان بر ایشان خبر دو پسر آدم را بحق هنگامی که قربان کردند قربانی پس پذیرفته شد از یکیشان و پذیرفته نشد از دیگری گفت هر آینه خواهم کشت ترا البته گفت جز این نیست که میپذیرد خدا از پرهیزکاران (۲۷) اگر میگشایی بسوی من دستت که بکشی مرا نیستم من گشاینده دستم را بسوی تو که بکشم ترا بدرستی که من میترسم از خدا که پروردگار جهانیانست (۲۸) بدرستی که من میخواهم که باز گردی بگناه من و گناه خود پس شوی از اهل آتش وان پاداش ستمکارانست (۲۹) پس آسان گردانید از برای نفسش کشتن برادرش را پس کشت او را پس گردید از زیانکاران (۳۰) پس برانگیزانید خدا غرابی را که کاوش میکرد در زمین تا بنماید او را چگونه به پوشاند جسد برادرش را گفت ای وای بر من آیا عاجز شدم که باشم مانند این غراب پس بپوشیم جسد برادرم را پس گردید از پشیمانان (۳۱) از برای آن نوشتیم بر بنی اسرائیل که کسی که کشت تنی را بدون آنکه کشته باشد تنی را یا فسادی در زمین پس گویا کشته است مردمان را همه و کسی که زنده گردانیدش پس گویا که زنده گردانیده مردمان را همه و بتحقیق آمد ایشان را رسولان با معجزات پس بدرستی که بسیاری از ایشان پس از آن در زمین اسرافکارانند (۳۲)
هوش مصنوعی: پس بر آنها قصه دو پسر آدم را بخوان، وقتی که هر کدام قربانیای تقدیم کردند. قربانی یکی از آنها پذیرفته شد، اما قربانی دیگری پذیرفته نشد. آن یکی گفت: «من تو را میکشم.» او پاسخ داد: «خداوند فقط از پرهیزکاران قبول میکند. اگر تو دستت را به سوی من بگشایی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو نمیگشایم که تو را بکشم. من از خدا میترسم که پروردگار جهانیان است.» او ادامه داد: «من میخواهم که تو با گناه من برگردی تا خودت نیز از اهل آتش شوی و این عاقبت ستمکاران است.» پس میلیونر این کار را آسان یافت و برادرش را کشت و خودش از آسیبدیدگان شد. در این میان، خدا غرابی را فرستاد که زمین را جستجو میکرد تا به او نشان دهد چگونه میتواند جسد برادرش را بپوشاند. او گفت: «ای وای بر من! آیا ناتوان شدم که مانند این غراب باشم؟» بنابراین، تصمیم گرفت جسد برادرش را بپوشاند و از پشیمانان شد. به همین دلیل، بر بنیاسرائیل نوشتیم که کسی که نفسی را بکشد بیآنکه آن شخص کشته باشد، در حقیقت، گویی که تمام مردم را کشته است و هر کس که نفسی را زنده کند، گویی که تمام مردم را زنده کرده است. بهراستی، رسولانی با معجزات به سوی آنها آمدند، ولی بسیاری از آنها بعد از این همه، در زمین اسرافکار شدند.
می بخوان بر امّت ای فخر بشرزآن دو ابن آدم از بهر خبر
هوش مصنوعی: ای بزرگترین انسانها، براى امّت خود بگو و خبر بده از دو فرزند آدم.
که بُدند آن دو پسر از صلب اونامشان هابیل و قابیل عدو
هوش مصنوعی: آن دو پسر که از نسل او بودند، هابیل و قابیل نام داشتند و دشمن یکدیگر شدند.
این خبر باشد به حق یعنی که راستراستی مستلزم آیات ماست
هوش مصنوعی: این خبر به حقیقت اشاره دارد و نشان میدهد که بهطور واقعی، آیات ما حاکی از راستی و واقعیت هستند.
میشد از حو ّا تولّد نوبتییک پسر یک دختر اندر صحبتی
هوش مصنوعی: اگر از حوا فرزندی به دنیا میآمد، میتوانستیم یک پسر و یک دختر را در یک گفتگو داشته باشیم.
دختر یک بطن را بر آن پسردادی او کو بود از بطن دگر
هوش مصنوعی: دختر را که از یک خانواده است به پسری دادهای که از خانوادهای دیگر آمده.
اولین فرزند او قابیل بودهمرهش اقلیمیای با نمود
هوش مصنوعی: اولین فرزند او قابیل بود و همراه او نیز دختری به نام اقلیمیای وجود داشت که او نیز به چشم میخورد.
بود بس اقلیمیا صاحب جمالهم به هابیل او ز امر حق حلال
هوش مصنوعی: بسیاری از مردان زیبا در نقاط مختلف دنیا وجود دارند که از خواست و فرمان الهی به دنیا آمدهاند.
نامزد چون گشت بر هابیل اوناگوار آمد به قابیل عدو
هوش مصنوعی: زمانی که نامزد هابیل به او نزدیک شد، این موضوع برای قابیل ناخوشایند و دشوار بود، چرا که او را به عنوان رقیب خود میدید.
گفت با آدم بر این ندهم رضاکه دهی بر دیگری اُخت مرا
هوش مصنوعی: این شخص بیان میکند که حاضر نیست رضایتش را با کسی در میان بگذارد؛ زیرا از کسی دیگر نفعی میخواهد که او به او خوشنودی نشان دهد. به نوعی به این نکته اشاره میکند که اگر کسی به دیگری توجه کند، او اهمیتی برایش نخواهد داشت.
گفت آدم این نه بر میل من استبلکه امر حضرت است و احسن است
هوش مصنوعی: آدم گفت: این کار طبق خواسته من نیست، بلکه این یک فرمان از سوی خداوند است و برای بهترین وضعیت انجام میشود.
ور نداری باور این نادانی استهر دو را تکلیف بر قربانی است
هوش مصنوعی: اگر به این موضوع باور نداری، باید بگویم که نادانی است. در هر صورت، هر دو طرف موظف به قربانی دادن هستند.
هر که را گردید قربانی قبولزو بود اقلیمیا دور از نکول
هوش مصنوعی: هر کسی که به عنوان قربانی پذیرفته شود، از ناپسندیها و ناپسندها دور خواهد بود و در میان انسانهای نیکنهاد قرار میگیرد.
گوسفندی برد پس هابیل زودوز گیاه خشک مشتی آن عنود
هوش مصنوعی: گوسفندی را هابیل به سرعت برداشت و از گیاه خشک، مقداری برداشت کرد.
دسته ای از گندم کم دانه ایبهر قربانی ببرد از لانه ای
هوش مصنوعی: گروهی از گندم، که دانههای کمی دارد، برای قربانی کردن از لانهاش خارج میشود.
آتشی آمد ربود آن گوسفندوآن دگر شد ناقبول و ناپسند
هوش مصنوعی: آتش آمد و گوسفند را گرفت و آن دیگری به حالت ناخوشایند و ناپسند درآمد.
گفت قابیل از حسد هابیل رابا الله از قتلت نخواهم کرد اِبا
هوش مصنوعی: قابیل به خاطر حسد، تصمیم میگیرد هابیل را بکشد، اما به خدا قسم میخورد که چنین کاری نخواهد کرد.
گفت مر هابیل فرماید یقینحق چو قربانی قبول از متقین
هوش مصنوعی: هابیل میگوید که یقیناً خداوند قربانیهای تقراوان را قبول میکند.
گر نفرمود از تو قربانی قبولباشد آن از ترک تقوی ای فضول
هوش مصنوعی: اگر قربانی تو مورد قبول خداوند قرار نگیرد، این به خاطر ترک تقوای تو است، ای بیهودهگو.
گر نشد مقبول حق قربانی استنی ز من باشد ز نافرمانی است
هوش مصنوعی: اگر قربانی مورد قبول حق قرار نگرفت، نشان از نافرمانی من است و تقصیر از خودم است.
جرم من چبود که باید کُشتنمبی ز تقصیری به خون آغشتنم
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه خطایی مرتکب شدم که باید بیدلیل به قتل برسم و به ناحق خونم بر زمین بریزد.
گر تو بر قتلم گشایی دست خویشمن نیارم دست بر قتل تو پیش
هوش مصنوعی: اگر تو دست به خون من بگشایی، من هرگز دست به خون تو نخواهم زد.
زآنکه من ترسم ز ربّ العالمینرو به ترک امر او نآرم یقین
هوش مصنوعی: من از آن میترسم که مبادا در برابر دستورات خداوند جهان بیتوجهی کنم.
من همی خواهم که تا گردی تو بازبر گناه قتل من اندر مجاز
هوش مصنوعی: من هم میخواهم که وقتی به روزی برسی، بار دیگر به خطای کشته شدن من فکر کنی.
تا که باشی حامل اجرام منهم به جرم خویش گردی ممتحن
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بارِ سنگینی از مشکلات و چالشها را به دوش میکشی، من نیز به خاطر گناهان و اشتباهات خود، مورد آزمون و آزمایش قرار میگیرم.
هر که قتلی تا کند از بی تمیزبر تو باشد آن گنه تا رستخیز
هوش مصنوعی: هر کس که بدون فکر و تدبیر دست به قتل بزند، تا روز قیامت مسئولیت آن گناه بر دوش او خواهد بود.
زآنکه اول از تو سر زد این گناهخلق را بر فعل بد دادی تو راه
هوش مصنوعی: از آنجا که این گناه از تو آغاز شد، تو راهی برای انجام عمل نیک به خلق دادی.
پس تو باشی زین عمل ز اصحاب ناروین جزای ظالم است از کردگار
هوش مصنوعی: اگر تو به این کارها ادامه دهی، از گروه کسانی خواهی بود که عذاب آتش را خواهند چشید و این کیفر، نتیجه ظلم تو از جانب خداوند است.
پس نمود آسان بر او قتل اخیهدیو سرکش یا که نفس آن سفیه
هوش مصنوعی: پس برای او راحت بود که برادرش را بکشد، چون دیو سرکش یا نفس آن احمق او را به این کار واداشت.
دید پس هابیل را روزی به خوابدر رمه برداشت سنگی با شتاب
هوش مصنوعی: یک روز هابیل را در خواب دید که با سرعت سنگی را از داخل گله برداشت.
کوفت آن را بی تأمل بر سرشکُشت و اندر خون کشید آن پیکرش
هوش مصنوعی: او بدون فکر و تردید بر سر او کوبید و با آن ضربه، بدنش را در خون غوطهور کرد.
گشت او پس در دو کون از خاسریندر حیاتش خوار و مطرود و غبین
هوش مصنوعی: او در زندگیاش به دلیل کوتاهی در دو جهان، به ذلت و طرد شدن دچار گشت و به نوعی، در زندگی خود مورد تحقیر قرار گرفت.
این چنین بودش زیان دنیویچیست تا او را عذاب اخروی
هوش مصنوعی: زیانهای این دنیا چه ارزشی دارند در مقایسه با عذابهایی که در آخرت ممکن است انسان متحمل شود؟
پس ندانست او که با او چون کنددر زمین آن چثه را مدفون کند
هوش مصنوعی: پس او نفهمید که با این کارش چه میکند و چگونه آن جسد را در زمین دفن میکند.
همچو دزدان داشت او را در کنفمی کشیدش روز و شب بر هر طرف
هوش مصنوعی: او مانند دزدان به آرامی او را به محاصره درآورده بود و هر روز و شب او را از هر سو تحت فشار قرار میداد.
پس برانگیزاند زاغی را خداکُشت زاغ دیگری را از جفا
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر ظلم و بدی که زاغی به دیگری کرده بود، او را به عذاب میآورد و یک زاغ دیگر را به قتل میرساند.
کرد زاغ مرده را در زیر خاکدید قابیل آن ز غم شد دردناک
هوش مصنوعی: قابیل یک زاغ مرده را در زیر خاک دید و به خاطر این دیدن، احساس غم و درد عمیقی کرد.
گفت بس یَاویلَتَٰی بر عقل خودکه مرا کمتر ز زاغی بُد خرد
هوش مصنوعی: در اینجا، شخص به عقل و درک خود شکایت میکند و میگوید که عقل او به اندازه زاغ (پرندهای که معمولاً به خاطر هوش و ذکاوتش شناخته میشود) هم کم است. او از وضعیت ذهنی خود ناامید و نگران است و به نوعی خود را ناتوان و بیارزش احساس میکند.
من شدم عاجز که باشم چون غُرابوین بُد از تأثیر فعل ناصواب
هوش مصنوعی: من نتوانستم مانند کلاغ باشم و این ناکامی به خاطر تأثیر کارهای نادرست من است.
تا چه او پوشم برادر را به خاکنیستم بر قدر زاغی علمناک
هوش مصنوعی: چقدر میتوانم برادرم را بپوشانم، وقتی که به خاک سپرده شوم، من در ارزش و دانایی حتی به اندازه یک زاغ هم نخواهم بود.
کرد مر هابیل را در خاک زودپس پشیمان گشت و غم بر غم فزود
هوش مصنوعی: هابیل را به سرعت در خاک دفن کرد، اما به زودی پشیمان شد و بر غمهایش افزوده گشت.
زآنکه رویش شد سیه، حالش تباهکس نمیکرد از بدی بر وی نگاه
هوش مصنوعی: زیرا چهرهاش تیره شده و حالش خراب است، هیچکس به خاطر بدیها به او نگاه نمیکند.
آدم او را راند و شد دور از دیارکرد پس آتش پرستی اختیار
هوش مصنوعی: آدم او را بیرون کرد و از دیار خود دور ساخت، سپس به پرستش آتش روی آورد.
حال او بر خواری و توبیخ هاجملگی ثبت است در تاریخ ها
هوش مصنوعی: حال او به قدری تحت تأثیر خواری و سرزنشها قرار گرفته که همگی آنها در تاریخ ثبت شدهاند.
گفت پس مِنْ أجلِ ذلِک در بیانما نوشتیم این بر اسرائیلیان
هوش مصنوعی: به همین خاطر، ما به تفصیل درباره آن موضوع برای بنیاسرائیل نوشتیم.
حکم یعنی زین سبب کردیم ماکه کس ار بکشد کسی را ناروا
هوش مصنوعی: به خاطر این موضوع، ما قانونی وضع کردیم که اگر کسی به طور ناحق جان شخص دیگری را بگیرد، مجازات خواهد شد.
بی ز قتل نفس و اجرای قصاصکه بود لازم بر او بر اختصاص
هوش مصنوعی: بیآنکه خود را از بین ببرد و مجازات کند، امر خاصی بر او لازم نمیآید.
یا فسادی کرده باشد در زمینچون زناء و دزدی و شرک از یقین
هوش مصنوعی: ممکن است در زمین فسادهایی مانند زنا، دزدی و شرکت در امور نادرست وجود داشته باشد که به یقین به وجود آمدهاند.
هست احصان شرط قتل اندر زناهم به دزدی بستن ره هر کجا
هوش مصنوعی: شرط برقراری مجازات برای زنا همانند شرایطی است که برای مجازات دزدی وجود دارد، و در هر کجا که این دو موضوع مطرح شوند، باید به قوانین و شرایط خاص آنها توجه کرد.
گر کُشی آن دزد و زانی را رواستکاندر آن آسایش خلق خداست
هوش مصنوعی: اگر آن دزد و زانی را بکشی، اشکالی ندارد، زیرا این کار در جهت رفاه و آسایش مردم است.
پس بدون این جهت ها گر کُشدهیچ نفسی نفس دیگر بی رشد
هوش مصنوعی: اگر این ویژگیها وجود نداشته باشند، اگر حتی کسی جان خود را از دست بدهد، دیگر نمیتواند به رشد و پیشرفت برسد.
پس بر آن ماند که خلقان را تمامکُشته باشد زین تجری در نظام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که به خاطر این اشتیاق و شتاب، باید محتاط بود، زیرا ممکن است باعث آسیب به دیگران شود و همه چیز را نابود کند.
وآنکه گردد بر حیات کس سببکز هلاکش وارهاند و از تعب
هوش مصنوعی: کسی که باعث نجات کسی از مرگ و رنج و زحمتش شود، واقعاً در زندگی او تأثیر مثبت خواهد گذاشت.
پس بر آن ماند که احیاء نفوسکرده باشد جمله را اندر جلوس
هوش مصنوعی: بنابراین به نظر میرسد که او باعث زندهکردن روحها شده است، بهطوری که همه در حال نشست و برخاست هستند.
گر کسی را شد کسی بر حق دلیلکرده احیاء نفسها را در سبیل
هوش مصنوعی: اگر کسی به حق دلیلی بیاورد، به مانند این است که جانها را در مسیر زندگی دوباره جاندار کرده است.
سوی اسرائیلیان با بیّناتآمدند از ما رسولان بر نجات
هوش مصنوعی: فرستادگان ما با دلایل واضح به سوی اسرائیلیان آمدند تا آنها را نجات دهند.
اکثری ز ایشان پس از آن در زمینمسرفان بودند از آئین و دین
هوش مصنوعی: بسیاری از آنها پس از آن در زمین، به زیادهروی و اسراف پرداختند و از اصول و اعتقادات خود دور شدند.
بودشان یعنی تجاوز از حدودوز طریق اعتدال آنسان که بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسانها باید از مرزها و حد و حدود خود تجاوز نکنند و در زندگی خود باید به اعتدال و تعادل پایبند باشند.
قتل ناحق بعد تشدید عظیممی نمودندی بدون خوف و بیم
هوش مصنوعی: پس از ایجاد تنش و کشتار بیگناه، آنها بدون ترس و نگرانی به این عمل ادامه میدادند.
پس شد ارسال رسولان از خداسوی ایشان بهر نهی از ناروا
هوش مصنوعی: پس خداوند رسولانی را به سوی مردم فرستاد تا آنها را از کارهای نادرست و زشت نهی کنند.
در مدینه جمعی از ارض یمنآمدندی نزد آن فخر زمن
هوش مصنوعی: عدهای از شهر یمن به مدینه آمدند تا نزد شخصی که به عنوان بهترین فرد زمانه شناخته میشد، حضور یابند.
پس ملازم نزد پیغمبر شدندوز قبول دین او سرور شدند
هوش مصنوعی: پس به نزد پیامبر رفتند و با پذیرش دین او خوشحال و سرفراز شدند.
با مزاج آن جماعت سازگارچون نبود آب و هوای آن دیار
هوش مصنوعی: چون با خلق و خوی آن گروه سازگاری نداشتم، مانند این بود که در جایی بی آب و هوای مناسب زندگی میکردم.
نو مسلمانان شدند آنجا علیلچون شنید احوال ایشان آن خلیل
هوش مصنوعی: نو مسلمانان که در آن مکان بیمار و ناتوان شده بودند، وقتی که ابراهیم (خلیل) حال آنها را شنید.
گفت اندر اشتران شیر داربردشان باید که دارند آن شعار
هوش مصنوعی: او گفت که بر شتران شیر دادهاند و باید آنها را ببرند، زیرا آنها دارای آن نشانه هستند.
چند روزی اندر آنجا بی گزندبول و شیر اشترانشان شد پسند
هوش مصنوعی: مدتی در آن مکان بدون خطر و آسیبی زندگی کردند و خوششان آمد که در کنار شتران شیر و مواد دیگر بودند.
تا که صحت یافتند از رنج زوداشتری چند از پیمبر با نمود
هوش مصنوعی: وقتی که گروهی از آزار و سختیها رهایی یافتند، چند شتر از پیامبر (ص) به نمایش درآمدند.
زبده کردند از پی نام و نشانپس شدندی بر دیار خود روان
هوش مصنوعی: بهترینها به دنبال کسب شهرت و اعتبار بودند و بعد از آن به سرزمین خود بازگشتند.
بُد غلامی از نبی نامش یساربر دهان و چشم او کردند خار
هوش مصنوعی: یک غلام از نبی به نام یسار بود که روی او خار گذاشتند و بر دهان و چشمش آسیب زدند.
چون رسید این بر پیمبر در زمانبیست تن کرد از پی ایشان روان
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر به این مطلب رسید، در زمانی که بیست نفر حضور داشتند، به دنبال آنها رفت.
جمله را بستند و آوردند زوددر مدینه نزد آن سلطان جود
هوش مصنوعی: همه چیز را جمع کردند و سریع به مدینه نزد آن پادشاه بخششمند آوردند.