۱۶- مناجات
هوش مصنوعی: این متن دعا و نیایش به درگاه خداوند است که شامل درخواستهای مختلف و ابراز نیازمندی به رحمت الهی میباشد. در این دعا، گوینده از خداوند میخواهد که حال پیران را بهبود بخشد و روح آنها را شاد کند. او از خدا میخواهد تا عیوب و خطاهایش را بپوشاند و به او خیر و عاقبت نیک عطا کند. همچنین، از خداوند استعفا میدهد که هرگونه غفلت و خطایی که از او سر زده را نادیده بگیرد. گوینده خود را عاجز و نیازمند میداند و بر این نکته تأکید میکند که تنها خداوند میتواند او را از مشکلات نجات دهد. در انتها، به داستان یعقوب و دعاهای او برای یوسف اشاره میشود که نشاندهنده اثر دعا بر تغییر تقدیر است.
بار الهی حق یعقوب وفیحال پیران را نکو کن با صفی
هوش مصنوعی: پروردگارا، مانند یعقوب به پیران و افراد سالمند کمک کن و حالشان را نیکو گردان.
روحشان تا باشد از من جمله شادبر صلاح آر، ار به حال استم فساد
هوش مصنوعی: تا زمانی که روحشان از من شاد باشد، بر صلح و آشتی باید تلاش کرد؛ اما اگر در حالتی خراب و ناگوار باشند، باید چارهای اندیشید.
تو بدی ها را توانی کرد خوبستر عیب آید ز ستّار العیوب
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی بدیها را به خوبی تبدیل کنی، ولی پنهان کردن عیبها از ستار العیوب (خداوند) دشوار است.
از تو دانم خیر خود را نی ز غیراز تو خواهم عاقبت را هم به خیر
هوش مصنوعی: من تنها به تو در مورد خیر و نیکوییام آگاهام و برای آیندهام نیز جز از تو انتظار خیر و خوبی ندارم.
عمر گر بگذشت بر لهو و مجازعفو کن، بگذر، ببخش ای بی نیاز
هوش مصنوعی: اگر عمرت صرف سرگرمیها و ناپایداریها شده، ببخش و از کنار آن بگذر، ای کسی که هیچ نیازی نداری.
غفلتی گر رفت وقتی در حضوریا خلافی از من آمد در ظهور
هوش مصنوعی: اگر در زمانی که حضور داشتم غفلت یا خطایی از من سر زده، متوجه شدهام که این موضوع قابل بخشش است.
قصد خود دانی چه بودم در ضمیربر گناهی کآن نبود از دل مگیر
هوش مصنوعی: من نیت خود را میدانم و در دل به گناهی که وجود ندارد، دلخوش نباش.
این زبان عجز و فقر و بندگی استور نه ما را حقّ این گفتار نیست
هوش مصنوعی: این زبان نشاندهندهی ناتوانی و نیازمندی و خدمتگزاری ماست، وگرنه ما لیاقت این سخن را نداریم.
عاجز و مسکین و محتاجیم و توهر چه را خواهی کنی بی گفتگو
هوش مصنوعی: ما نیازمند و درماندهایم و تو هر کاری که بخواهی، بدون هیچ گفتگو و پرسشی انجام میدهی.
گر ببخشی ور کُشی فرمان تو راستمُلک از تو، خلق از تو، جان تو راست
هوش مصنوعی: اگر ببخشی یا اینکه بکشی، هر دو عمل تو درست است. ملک و مملکت از آن توست، مردم و جان تو هم به تو تعلق دارد.
ما که ایم، ای ذوالجلال مستعانکه بگوییم این چنین کن، وآن چنان
هوش مصنوعی: ما که هستیم، ای صاحب عظمت و جلال، که بخواهیم بگوییم این کار را بکن و آن کار را نکن.
این دعاء ما را هم از فرمان توستدردها را راه بر درمان توست
هوش مصنوعی: این دعا هم به خواست توست و این دردها را راهی به سوی درمان توست.
کرد زآن یعقوب یوسف را دعاکه خلاصش کن ز زندان ای خدا
هوش مصنوعی: یعقوب از خدا خواست تا او را از درد دوری یوسف نجات دهد و به او کمک کند تا به آزادی برسد.
آن قضاء بُد کز وطن آواره شدهم قضاء را آن دعایش چاره شد
هوش مصنوعی: آن سرنوشتی که باعث شد از وطن دور شوم، همان سرنوشت نیز دعا و آرزوهایم را برطرف کرد.
بر سر آمد روز اندوه و غمشباد فیروزی وزید اندر دمش
هوش مصنوعی: روز حزن و اندوه به پایان رسید و خوشبختی بر این دل حاکم شد و در نفس او دمید.