۲۹- آیات ۸۷ تا ۸۹
هوش مصنوعی: پسران یعقوب به پدرشان میگویند که بروند یوسف و برادرش را جستجو کنند و از رحمت خدا ناامید نشوند، زیرا فقط کافرها از رحمت او ناامید میشوند. آنها به یوسف که اکنون عزیز مصر شده است، میگویند که به شدت به مشکل افتادهاند و چیزی برای تجارت آوردهاند و درخواست میکنند که به آنها کمکی کند. یوسف از آنان میپرسد که آیا به یاد دارند چه بلایی بر سر او و برادرش وارد کردند، در حالی که نادان بودند.
یعقوب در نامهای به یوسف، از مشکلات خانوادهاش میگوید و یادآوری میکند که یوسف را برادرانش به صحرا برده و به او آسیب رساندند. پس از رسیدن پسران یعقوب به مصر، آنها نامهی یعقوب را به یوسف میدهند و از او درخواست کمک میکنند. یوسف پس از خواندن نامه، متحول میشود و احساساتی میشود. او به برادرانش میگوید که آیا چیزی از رفتارشان با یوسف و برادرش به یاد دارند و از قطع رحم خود نگران است. یوسف به برادرانش فرصتی برای توبه میدهد و تصمیم میگیرد که با مهربانی با آنها رفتار کند. در نهایت، برادران یوسف او را میشناسند و به پای او میافتند.
یٰا بَنِیَّ اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخِیهِ وَ لاٰ تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ إِنَّهُ لاٰ یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْکٰافِرُونَ (۸۷) فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلَیْهِ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا اَلْعَزِیزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا اَلضُّرُّ وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا اَلْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنٰا إِنَّ اَللّٰهَ یَجْزِی اَلْمُتَصَدِّقِینَ (۸۸) قٰالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مٰا فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جٰاهِلُونَ (۸۹)
هوش مصنوعی: ای فرزندان من، بروید و از یوسف و برادرش خبری بگیرید و از رحمت خدا ناامید نشوید، زیرا تنها کافران هستند که از رحمت خدا ناامید میشوند. وقتی که به یوسف رسیدند، گفتند: ای عزیز، به ما و خانوادهامان سختی رسیده است و با کالای کمارزشی آمدهایم، بنابراین کیسه ما را پر کن و به ما صدقه بده، چرا که خداوند نیکوکاران را پاداش میدهد. یوسف پرسید: آیا میدانید با یوسف و برادرش چه کردید در حالیکه نادان بودید؟
ای پسران من بروید پس تفحص کنید از یوسف و برادرش و نومید مشوید از رحمت خدا بدرستی که نومید نمیشود از رحمت خدا مگر گروه کافران (۸۷) پس چون داخل شدند بر او گفتند ای عزیز مس کرد ما را و کسان ما را آزار و آوردهایم مایه تجارت اندکی پس تمام نمای ما را پیمانه و تصدق کن بر ما بدرستی که خدا جزا میدهد صدقهدهندگان را (۸۸) گفت آیا دانستید آنچه را کردید بیوسف و برادرش هنگامی که شما بودید نادانان (۸۹)
هوش مصنوعی: ای پسران من، به جستجوی یوسف و برادرش بروید و از رحمت خدا ناامید نشوید، زیرا تنها کافران از رحمت خدا ناامید میشوند. وقتی که به او رسیدند، گفتند: ای عزیز، ما و خانوادهامان به زحمت افتادهایم و تنها مقداری کالا برای تجارت با خود آوردهایم، پس لطفاً ما را در این کار کمک کن، چون خداوند پاداشدهنده صدقهدهندگان است. او گفت: آیا نمیدانید چه کارهایی که با یوسف و برادرش کردید، وقتی که نادان بودید؟
پس بگفت او یَا بَنِی اذْهَبُواْمیکنید از یوسف من جستجو
هوش مصنوعی: او به فرزندانش گفت: «بروید و از یوسف، برادر کوچکتان، جستجو کنید.»
نی شوید از رحمت حق نا امیدراحت از روحش به ما خواهد رسید
هوش مصنوعی: از رحمت خداوند ناامید نشوید، زیرا آرامش روح او به ما خواهد رسید.
مینگردد نا امید از رحمتشجز که او کافر بود بر حضرتش
هوش مصنوعی: هیچ کس جز کافر نیست که از رحمت خدا ناامید شود.
پس به یوسف نامه ای بنوشت اوکاینست از یعقوب پیغمبر به تو
هوش مصنوعی: او نامهای به یوسف نوشت و در آن گفت که این نامه از یعقوب، پیامبر، به توست.
که ملیک مصر و صاحب رفعتیبر تو حق داده است ملک و نعمتی
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و مقامدار مصر به تو عزت و نعمت بخشیده است.
اهل بیت درد و اندوهیم ماحق موکل کرده بهر ما بلا
هوش مصنوعی: ما از اهل بیت پیامبر هستیم و دچار درد و اندوهیم. ما به خاطر مشکلاتی که داریم، به خداوند توکل کردهایم.
جملۀ اجداد ما تا بوالبشردر بلاء بودند غرقه سر به سر
هوش مصنوعی: اجداد ما از زمان آدم، در مشکلات و دشواریها غرق بودند و همچنان درگیر آن هستند.
بود فرزندی که در سامان مندوست تر بود او ز فرزندان من
هوش مصنوعی: فرزندی در زندگیام بود که نسبت به همه فرزندانم به او بیشتر علاقه داشتم.
پس ببردندش برادرهای اوسوی صحراء ماند خالی جای او
هوش مصنوعی: برادران او او را به سوی بیابان بردند و در آنجا جایی که او بود خالی ماند.
پس بگفتند آنکه او را خورده گرگگشت بر من درد و اندوهش بزرگ
هوش مصنوعی: گفتند کسی که مورد حمله گرگ قرار گرفته، حالا من هم از درد و اندوه او بسیار ناراحتم.
چشم من از فرقتش گردیده کورگریه بس کردم به هر شام و سحور
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دوری او نابینا شده و به اندازه کافی در هر شب و صبح گریه کردهام.
یک برادر داشت از مادر که منزو تسلّی داشتم اندر محن
هوش مصنوعی: من یک برادر از مادرم داشتم که در سختیها و مشکلات، برای من آرامش بخش بود.
تو به دزدی کرده ای او را به بنداز تو این تهمت به ما نبود پسند
هوش مصنوعی: تو او را به دست آوردهای، اما این اتهام که تو دزد هستی، برای ما قابل قبول نیست.
ما نه ایم از خاندانی که به ماباشد این نسبت سزاوار و روا
هوش مصنوعی: ما از خانوادهای نیستیم که این نسبت به ما مناسب و شایسته باشد.
گر که نفرستی به من، غمخوار منپس بترس از آه آتشبار من
هوش مصنوعی: اگر از من دور نشوی و به فکر من نباشی، باید از درد و غم من که همچون آتش سوزان است بترسی.
میکنم بر تو دعائی در سحرکه به پشت هفتمت بخشد اثر
هوش مصنوعی: در صبحگاهی، برای تو دعایی میکنم که برکت و تأثیر آن به پشت هفتمت برسد.
ریشه ات از بُن براندازم تماماز من است این بر تو حجت والسلام
هوش مصنوعی: من تمام مشکلات و دردسرهای تو را به خودم نسبت میدهم و میخواهم ریشه آنها را از اساس از بین ببرم. دلیل و برهان من برای این کار فقط خود من هستم و دیگر هیچ.
پس به فرزندان سپرد آن نامه راتا برند آن ماه زرین جامه را
هوش مصنوعی: پس او نامه را به فرزندانش داد تا آن لباس طلایی را به آن ماه، یعنی به او، برسانند.
هم برند از کشک و پشم و روغنشهدیه از کنعان به وجهی احسنش
هوش مصنوعی: آنها با استفاده از کشک، پشم و روغن، هدیهای از سرزمین کنعان را به بهترین شکل ممکن ارائه کردند.
پس چو در مصر آمدند ایشان فرودمتفق گشتند با روئیل زود
هوش مصنوعی: وقتی که آنان به مصر رسیدند، به سرعت با روئیل همنظر و همرأی شدند.
پس به درگاه ملک داخل شدندنامۀ یعقوب را حامل شدند
هوش مصنوعی: آنها به دربار پادشاه وارد شدند و نامهی یعقوب را با خود آوردند.
پس بگفتند ای عزیز نیک بختگشته بر ما و اهل ما بس کار سخت
هوش مصنوعی: پس گفتند: ای عزیز و نیکبخت، بر ما و خانوادهام کارهای سخت و دشواری بوجود آمده است.
از بضاعت اندکی آورده ایموآن بر احسانت بهانه کرده ایم
هوش مصنوعی: ما با داشتههای اندک خود به نزد تو آمدهایم و همین را به عنوان دلیلی برای طلب رحم و لطف تو قرار دادهایم.
مختلف باشند ارباب خبرکه چه بوده است آن بضاعت در نظر
هوش مصنوعی: نظر اربابان خبر درباره آنچه گذشته، متفاوت است و هر کدام به نوعی به موضوع نگاه میکنند.
بوده چیزی که نیرزد درهمیپس ببردند آن به درگاهش همی
هوش مصنوعی: چیزی بوده که ارزش چندانی نداشته و آن را به درگاه او بردهاند.
کیل را پس کن ز بهر ما تمامکن تصدّق بی بهایی ده طعام
هوش مصنوعی: مقدار غذا را برای ما اندازهگیری کن و به ما هدیه بده، هرچند که ارزشی ندارد.
حق دهد بخشندگان را مر جزاءپیش از آنی که دهند ایشان عطاء
هوش مصنوعی: خداوند پاداش دهندگان را قبل از آنکه چیزی ببخشند، حق میدهد.
نامۀ یعقوب را هم پیش تختبر نهادندی به فیروزی بخت
هوش مصنوعی: نامه یعقوب را هم نزد تخت سلطنت قرار دادند تا بخت خوب و موفقیتی حاصل شود.
چون بخواند او نامه را بگریست زاررفت از دستش عنان اختیار
هوش مصنوعی: وقتی او نامه را خواند، با حالتی اندوهگین و اشکآلود به گریه افتاد و اختیارش را از دست داد.
رو به اخوان کرد و گفت آیا شماهیچ دیدید آنچه کردید از جفا
هوش مصنوعی: او به اخوان نگاه کرد و پرسید آیا شما تا به حال متوجه شدهاید که چه ظلمی به ما وارد کردهاید؟
در جهان با یوسف و هم با اخیهکه نبود از فعلها آن را شبیه
هوش مصنوعی: در این دنیا، یوسف و برادرانش با هم نیستند و هیچ یک از اعمالشان شبیه به یکدیگر نیست.
چون شما نادان و هم جاهل بُدیدسخت از قطع رحم غافل بُدید
هوش مصنوعی: چون شما نادان و جهلزده هستید، به شدت از بریدن رابطهها بیخبر هستید.
این نگفت او بر طریق سرزنشدر کریمان نیست این وصف و روش
هوش مصنوعی: او در اینجا نمیگوید که انسانهای نیکوکار باید به سرزنش دیگران بپردازند؛ بلکه چنین رفتار و خصیصهای در طبیعت شخصیتهای بزرگ و سخاوتمند نیست.
خواست تا یابند در نفس انتباههم رسد غفرانشان زود از اِله
هوش مصنوعی: او خواست که در درون خود آگاهی و بیداری را بیابد، و به همین دلیل متوجه شد که بخشش الهی به سرعت به او میرسد.
پس بر ایشان برفکند از رخ نقاببی حجابش تا ببینند آفتاب
هوش مصنوعی: پس او از چهرهاش پرده برمیدارد تا مردم نور آفتاب را ببینند.
مر ورا از روی و مو بشناختندخویش را بر پای او انداختند
هوش مصنوعی: او را فقط از روی صورت و موهایش شناختند و به خاطر او خود را به زمین انداختند.