۵- آیات ۱۹ تا ۳۰
وَ مٰا یَسْتَوِی اَلْأَعْمیٰ وَ اَلْبَصِیرُ (۱۹) وَ لاَ اَلظُّلُمٰاتُ وَ لاَ اَلنُّورُ (۲۰) وَ لاَ اَلظِّلُّ وَ لاَ اَلْحَرُورُ (۲۱) وَ مٰا یَسْتَوِی اَلْأَحْیٰاءُ وَ لاَ اَلْأَمْوٰاتُ إِنَّ اَللّٰهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی اَلْقُبُورِ (۲۲) إِنْ أَنْتَ إِلاّٰ نَذِیرٌ (۲۳) إِنّٰا أَرْسَلْنٰاکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّٰ خَلاٰ فِیهٰا نَذِیرٌ (۲۴) وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْکِتٰابِ اَلْمُنِیرِ (۲۵) ثُمَّ أَخَذْتُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ (۲۶) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَخْرَجْنٰا بِهِ ثَمَرٰاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوٰانُهٰا وَ مِنَ اَلْجِبٰالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوٰانُهٰا وَ غَرٰابِیبُ سُودٌ (۲۷) وَ مِنَ اَلنّٰاسِ وَ اَلدَّوَابِّ وَ اَلْأَنْعٰامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوٰانُهُ کَذٰلِکَ إِنَّمٰا یَخْشَی اَللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ اَلْعُلَمٰاءُ إِنَّ اَللّٰهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ (۲۸) إِنَّ اَلَّذِینَ یَتْلُونَ کِتٰابَ اَللّٰهِ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً یَرْجُونَ تِجٰارَةً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)
و یکسان نمیباشد نابینا و بینا (۱۹) و نه تاریکیها و نه روشنایی (۲۰) و نه سایه و نه سموم (۲۱) و نباشد یکسان زندهها و نه مردهها بدرستی که خدا میشنواند آن را که میخواهد و نیستی تو شنوا آنان که در قبرهایند (۲۲) نیستی تو مگر بیمکننده (۲۳) بدرستی که ما فرستادیم ترا بحق مژدهدهنده و بیمکننده و نیست هیچ امتی مگر آنکه گذشت در آن بیمکننده (۲۴) و اگر تکذیب میکنند ترا پس بتحقیق تکذیب کردند آنان که بودند پیش از ایشان آمد ایشان را رسولانشان با بیّنها و با مصحفها و با کتاب روشن گرداننده (۲۵) پس گرفتم آنان را که کافر شدند پس چگونه بود انکار من (۲۶) آیا ندیدی که خدا فرو فرستاد از آسمان آبی را پس بیرون آوردیم بآن ثمرهایی که مختلف است رنگهای آنها و از کوهها راهها سفیدها و سرخها که مختلف است رنگهاشان و سیاهی بسیار (۲۷) و از مردمان و جنبندهها و شتر و گاو و گوسفند که مختلف است رنگهایش همچنین است جز این نیست که میترسند از خدا از بندگانش دانایان بدرستی که خدا غالب آمرزنده است (۲۸) بدرستی که آنان که میخوانند کتاب خدا را و بر پای داشتند نماز را و انفاق کردند از آنچه روزی دادیم ایشان را نهان و آشکار امید میدارند بازرگانی که هرگز تباه نشود (۲۹) تا تمام دهد ایشان را مزدهاشان و بیفزاید ایشان را از احسانش بدرستی که او آمرزندۀ شکرپذیر است (۳۰)
نیست یکسان کور و بینا در امورهم نباشد مستوی ظلمات و نور
سایه یکسان با حرارت نیست هانهم نه یکسان زندگان با مردگان
بشنواند هر که را خواهد خدااین است إنَّ االلهَ یُسمِعَ مَن یَشَآء
بشنواننده نِه ای تو در حضورای محمّد(ص) مردگان را در قبور
یعنی آن دلها که اندر مرد و زنمرده اند ایشان به گورستان تن
نیستی تو ای محمّد(ص) جز نذیرما فرستادیم بالحقت بشیر
می نبودند امتی هیچ از اممجز که در آن بیم ده بگذشت هم
گر که تکذیبت نمایند این خسانپیش هم کردند تکذیب آن کسان
کآمد ایشان را رسل با بیّناتهم زُبر کآن رهنما بُد بر نجات
هم کتاب روشن اندر اصل و فرعهم حلال و هم حرام از حکم شرع
پس گرفتیم آن کسان را در زمنپس چگونه بود آن انکار من
ننگری آیا تو ای بیننده کآبحق فرستاد از سماء یا از سحاب
پس برون زآن آب آوردیم مامیوه های مختلف از رنگها
وز میان کوه ها اسفید راهسرخ از هر نوع و هم دیگر سیاه
رنگ سرخی مختلف اندر سبیلرنگ بعض اعنی که از بعضی قلیل
وآن بود سُود غَرابیب از نمونکه سیاهی باشدش از حد فزون
همچنین از مردم و جنبندگانخاصه اسب است از دواب اندر بیان
چارپایان مختلف الوانشانهمچو اثمار و جبال اندر نشان
غیر از این نبود که ترسند از خدایاز عبادش عالمان نیک رای
ترسش افزون هر که او داناتر استهم ز رهرو بیش خوف رهبر است
زآنکه حق غالب بود در انتقامگرچه هست آمرزگار او بر انام
آنکه خوانند از کتاب االله مدامبر صلات است آن جماعت را قیام
می کنند انفاق زآن رزقی که ماداده ایم اندر نهان و برملا
در نهان تا از ریاء ایمن بودفاش تا غیری بدان راغب شود
دارد امید آن تجارت از اِلهکاندر او خسران نیاید هیچ راه
مزدشان تا حق بپردازد تمامهم فزایدشان ز فضل خود مقام
کو غفور است و شکور اندر محلبعد آمرزش دهد اجر عمل