۷- آیات ۳۸ تا ۴۱
إِنَّ اَللّٰهَ عٰالِمُ غَیْبِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (۳۸) هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ فِی اَلْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لاٰ یَزِیدُ اَلْکٰافِرِینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاّٰ مَقْتاً وَ لاٰ یَزِیدُ اَلْکٰافِرِینَ کُفْرُهُمْ إِلاّٰ خَسٰاراً (۳۹) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ شُرَکٰاءَکُمُ اَلَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ اَلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ أَمْ آتَیْنٰاهُمْ کِتٰاباً فَهُمْ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ یَعِدُ اَلظّٰالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلاّٰ غُرُوراً (۴۰) إِنَّ اَللّٰهَ یُمْسِکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَکَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کٰانَ حَلِیماً غَفُوراً (۴۱)
بدرستی که خدا دانای نهان آسمانها و زمین است بدرستی که اوست دانا بضمایر سینهها (۳۸) اوست که گردانید شما را خلیفهها در زمین پس آنکه کافر شد پس بر اوست کفرش و زیاده نمیکنند کافران را کفرشان نزد پروردگارشان جز دشمنی و نمیافزاید کافران را کفرشان جز زیانکاری (۳۹) بگو خبر دهید از شریکانتان آنان که میخواندید از جز خدا بنمائید مرا که چه چیز آفریدند از زمین یا مر ایشانراست انبازی در آسمانها یا دادیمشان کتابی پس ایشانند بر بینه از آن بلکه وعده نمیدهند ستمکاران بعضیشان بعضی را جز فریب (۴۰) بدرستی که خدا نگاه میدارد آسمانها و زمین را از آنکه زایل شوند و هر آینه اگر زایل شوند نگاه ندارد آن دو تا را هیچکس پس از او بدرستی که او باشد بردبار آمرزنده (۴۱)
حق تعالی داند این باشد یقینهر نهان را در سماوات و زمین
اوست هم دانا به اسرار صدوروآنچه اندر خاطری یابد خطور
اوست آن کس که شما را جانشینکرد از پیشینیان اندر زمین
پس هر آن شد ناسپاس و کفر جوپس بر او باشد زیان کفر او
نی فزاید کافران را جز عنادکفرشان در نزد آن ربّ العباد
هم نیفزاید ز کفر و شرکشانکافران را غیر خسران و زیان
گو شما دیدید آیا در عیانهیچ ز انبازان خود بر امتحان
آنکه می خوانیدشان از دون حقباز بنماییدم از ماذَا خَلَق
آفریدستند ایشان تا چه چیزاز زمین پیدا و پنهان در تمیز
هستشان یا هیچ آیا شرکتیدر سماوات از نشان خلقتی
داده ایم آیا کتابی ما چنانحجتی تا باشد ایشان را از آن
با چه حجت پس مر ایشان را شریکبا خدا سازند گر فهمند نیک
بل چنان نبود که در فعل قبیحمشرکان را حجتی باشد صریح
وعده می ندهند بعضی در نصیببعض دیگر را جز از مکر و فریب
حق نگهدارد زمین و آسمانزآنکه تا زایل نگردند از مکان
ور شوند این هر دو زایل پس نگاهکس ندارد بعد از ایشان جز اِله
بردبار است آن خداوند و غفوربر کسی کو باز گردد از شرور