۴- آیات ۱۸ تا ۲۲
وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اَلْآزِفَةِ إِذِ اَلْقُلُوبُ لَدَی اَلْحَنٰاجِرِ کٰاظِمِینَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لاٰ شَفِیعٍ یُطٰاعُ (۱۸) یَعْلَمُ خٰائِنَةَ اَلْأَعْیُنِ وَ مٰا تُخْفِی اَلصُّدُورُ (۱۹) وَ اَللّٰهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ یَقْضُونَ بِشَیْءٍ إِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْبَصِیرُ (۲۰) أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ کٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی اَلْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اَللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنَ اَللّٰهِ مِنْ وٰاقٍ (۲۱) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اَللّٰهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ اَلْعِقٰابِ (۲۲)
و بیم کن ایشان را از روز آن نزدیک وقتی که دلهاست نزد حلقها خشم فرو خورندگان نیست مر ظالمان را هیچ خویشی و نه در خواهنده که اطاعت کرده شود (۱۸) میداند خیانت چشمها را و آنچه پوشیده میدارد سینهها (۱۹) و خدا حکم میکند بحق و آنان را که میخوانند از غیر او حکم نمیتوانند کرد بچیزی بدرستی که خدا اوست شنوای بینا (۲۰) آیا و سیر نکردند در زمین پس بنگرند چگونه بود انجام کار آنان که بودند پیش از ایشان بودند آنها سختتر از ایشان در توانایی و اثرها در زمین پس گرفت ایشان را خدا بگناهانشان و نبود مر ایشان را از خدا هیچ نگهدارندۀ (۲۱) آن بسبب آنست که ایشان بودند که میآمد ایشان را رسولانشان با معجزات پس کافر شدند پس گرفتشان خدا بدرستی که او نیرومند سخت عقوبتست (۲۲)
کن ز یوم الازفة انذارشانکاقرب از دید است بر ابصارشان
آن زمان دلهای مردم یکسرهآید از وحشت قریب حنجره
پر بوند از درد و غمها آن قلوبیا خورندة خشم خویش اندر کروب
نیست استمکاره را در رستخیزمشفقی و هم شفاعتکار نیز
شافعی که قول او باشد مطاعوز شفاعت نبودش هیچ امتناع
داند او چشمی که دزد و خائن استوآنچه مخفی در صدور و کامن است
یعنی آن چشمی که بیند از نهاندر حرام و بر عیوب مردمان
وآنچه یعنی از نفاق و حقد و کینهست پنهان در قلوب آن و این
حق نماید حکم او بر حق و راستوآنکه می خوانند جز حق را به خواست
حکم می نکنند بر چیزی به یادزآنکه می باشند نادار و جماد
بر کلام و بر فعال بندگانحق سمیع است و بصیر از هر نشان
در زمینشان نیست سِیر آیا که چونبوده پس بینند حال آن قرون
حال اهل قرن ها یعنی که پیشبوده اند از این گروه کفر کیش
اندر آثار و تمکن در حدودبوده اند افزوده ز ایشان در نمود
پس گرفت آن جمله را حق بر گناههم نگهداری نبدشان از اِله
زآنکه آوردند بر ایشان رسلبس کتاب و معجزات اندر سبل
نگرویدند و گرفت او بر شتابکو قوی است و شدید اندر عِقاب