۶- آیات ۲۴ تا ۳۱
أَمْ یَقُولُونَ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اَللّٰهُ یَخْتِمْ عَلیٰ قَلْبِکَ وَ یَمْحُ اَللّٰهُ اَلْبٰاطِلَ وَ یُحِقُّ اَلْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (۲۴) وَ هُوَ اَلَّذِی یَقْبَلُ اَلتَّوْبَةَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ اَلسَّیِّئٰاتِ وَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ (۲۵) وَ یَسْتَجِیبُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اَلْکٰافِرُونَ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ (۲۶) وَ لَوْ بَسَطَ اَللّٰهُ اَلرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی اَلْأَرْضِ وَ لٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ (۲۷) وَ هُوَ اَلَّذِی یُنَزِّلُ اَلْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مٰا قَنَطُوا وَ یَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ اَلْوَلِیُّ اَلْحَمِیدُ (۲۸) وَ مِنْ آیٰاتِهِ خَلْقُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَثَّ فِیهِمٰا مِنْ دٰابَّةٍ وَ هُوَ عَلیٰ جَمْعِهِمْ إِذٰا یَشٰاءُ قَدِیرٌ (۲۹) وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ (۳۰) وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ فِی اَلْأَرْضِ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ (۳۱)
یا میگویند بست بر خدا دروغ را پس اگر خواهد خدا مهر نهد بر دلت و محو میکند خدا باطل را و ثابت میگرداند حق را بکلماتش بدرستی که او داناست به حقیقت سینهها (۲۴) و اوست که قبول میکند توبه را از بندگانش و در میگذرد از بدیها و میداند آنچه میکنید (۲۵) و اجابت مینماید آن را که گرویدند و کردند کارهای شایسته و زیاد میدهد ایشان را از فضلش و کافران مر ایشانراست عذابی سخت (۲۶) و اگر فراخ کرده بود خدا روزی را برای بندگانش هر آینه ستم کردند در زمین و لیکن فرو میفرستد باندازه آنچه خواهد بدرستی که او ببندگانش آگاه بیناست (۲۷) و اوست که فرو میفرستد باران را بعد از آنکه نومید شدند و منتشر میگرداند رحمتش را و اوست خداوند ستوده (۲۸) و از آیتهای اوست آفریدن آسمانها و زمین و آنچه پراکنده کرد در آن دو از جنبنده و او بر جمع کردنشان چون خواهد تواناست (۲۹) و آنچه برسد شما را از حادثه پس بآنست که کسب کرد دستهای شما و در میگذرد از بسیار (۳۰) و نیستید شما عاجزکنندگان در زمین و نیست مر شما را از غیر خدا هیچ دوستی و نه یاریکننده (۳۱)
آمد آیت أم یَقُولُونَ افتَرَیبر خدا بست او دروغ از خود کجا
پس حق ار خواهد نهد مُهرت به دلگر کنی قصد دروغ از محتمل
یعنی این قرآن دلیل صدق اوستمفتری کی از خدا آیات گوست
می کند نابود باطل را خدایهم کند اثبات حق را ز اقتضای
با کلام خود که وحی صادق استهر سخن کز وحی باشد فائق است
حق بداند آنچه اندر سینه هاستوآنچه پندارند کآن بر افتراست
اوست آن کس که پذیرد توبه هااز عبادش هم کند عفو از خطا
هم بداند از پسند و ناپسندهر عمل کز عمد و سهو ایشان کنند
یَستَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُواْکرده هم باشند اعمال نکو
هم بر ایشان فضل خود سازد مزیدکافران را هم بود رنجی شدید
رزق گر حق می گشادی بر عبادمی گذشتند از طریق اقتصاد
فتنه می کردند یعنی در زمیناغلب اینسانند ز اهل کفر و دین
لیک بفرستد به مقداری که خواستوآن به وفق حکمت اندر اقتضاست
زآنکه او باشد به حال بندگاندم به دم دانا و بینا بالعیان
او فرستنده است باران را فروبعد از آنکه ناامید آیند از او
رحمت خود را نماید منتشربر جبال و بر صحاری مستمر
تا از آن نشو و نماء یابد نباتاو ولیّ است و ستوده در صفات
وز علاماتش به قدرت در یقینهست خلق این سماوات و زمین
وآنچه در این هر دو باشد منتشراز هر آن جنبنده ای در جهر و سرّ
هم توانا باشد او بر جمعشانچونکه خواهد این جهان با آن جهان
بر شما هر چه از مصیبت می رسدزآن بود که کسب کردید آن به بد
او نماید عفو بسیار از گناهآنکه را امید عفو است از اِله
مر شما عاجز کننده نیستیددر زمین، حق را به عقل ار زیستید
هم نباشد دوستی جز کردگارمر شما را کارساز اعنی و یار