۳- آیات ۱۶ تا ۲۵
أَمِ اِتَّخَذَ مِمّٰا یَخْلُقُ بَنٰاتٍ وَ أَصْفٰاکُمْ بِالْبَنِینَ (۱۶) وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمٰا ضَرَبَ لِلرَّحْمٰنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ (۱۷) أَ وَ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی اَلْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی اَلْخِصٰامِ غَیْرُ مُبِینٍ (۱۸) وَ جَعَلُوا اَلْمَلاٰئِکَةَ اَلَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ اَلرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ (۱۹) وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ اَلرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ (۲۰) أَمْ آتَیْنٰاهُمْ کِتٰاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ (۲۱) بَلْ قٰالُوا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُهْتَدُونَ (۲۲) وَ کَذٰلِکَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُقْتَدُونَ (۲۳) قٰالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدیٰ مِمّٰا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبٰاءَکُمْ قٰالُوا إِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ (۲۴) فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُکَذِّبِینَ (۲۵)
آیا گرفت از آنچه آفرید دختران و برگزید شما را به پسران (۱۶) و چون مژده داده شود یکیشان بآنچه زد برای خدای بخشاینده مثل گردد رویش سیاه و اوست پر خشم (۱۷) آیا و آنکه تربیت یافته میشود در زینت و اوست در مخاصمه ناآشکارکننده (۱۸) و گردانیدند ملائکه را که ایشانند بندگان خدای بخشاینده مؤنثها آیا حاضر بودند آفریدن ایشان را بزودی نوشته شود گواهی ایشان و پرسیده شوند (۱۹) و گفتند اگر خواسته بود خدای بخشاینده و نمیپرستیدیم ایشان را نیست مر ایشان را بآن هیچ علمی نیستید ایشان جز آنکه دروغ میگویند (۲۰) یا دادیم ایشان را کتابی پیش از آن پس ایشانند بآن چنگ در زنندگان (۲۱) بلکه گفتند که ما یافتیم پدرانمان را بر طریقه و بدرستی که مائیم بر اثرهاشان هدایتیافتگان (۲۲) و همچنین نفرستادیم پیش از تو در قریه هیچ بیمکننده مگر که گفتند متنعمانش بدرستی که ما یافتیم پدرانمان را بر طریقه و بدرستی که مائیم بر اثرهای ایشان اقتداکنندگان (۲۳) گفت آیا و اگر چه آورم شما را هدایت نمایندهتر از آنچه یافتند بر آن پدرانتان را گفتند که ما بآنچه فرستاده شدید بآن کافرانیم (۲۴) پس انتقام کشیدیم از ایشان پس بنگر چگونه بود انجام کار تکذیبکنندگان (۲۵)
دختران آیا گرفت او بهر خودآفریند زآنچه آن فرد احد
پس شما را خاص کرد او بالبنیننیست این قسمت عجب از مشرکین
چون خبر داده شود ز ایشان یکیزآنچه بر رحمان مثل زد بی شکی
نسبت اعنی جنس دختر را دهندبر خدای واحد بی چون و چند
آرد اعنی کس خبر بر دیگریکه تو را حق داده از زن دختری
روی او گردد سیاه از خشم و غممی برد در دل فرو حزن و الم
بر خدا گیرند آیا بیهدهآنکه در پیرایه پرورده شده
فِی الْخِصَامِ وَ هُوَ غَیرُ مُبِینناتوان یعنی به حجت ها و دین
نیست او را عقل رای مؤتمنکآورد حجت به امری در سخن
پس خدا گیرد به فرزندی وراگفته این بر رد قول ناروا
ور نه بس زن کو به حجت فائق استبر رجالی کو حمیق و فاسق است
مشرکان را بوده چون این گفتگورد مشرک کرده بر قول وی او
نام بر افرشتگان بنهاده اندکه خدا را بندگان ساده اند
اینکه ایشان دختران حضرتندبوده آیا حاضر اندر خلقتند
داشتند آیا حضور این مشرکانوقت ایجاد ملایک بالعیان
این گواهیشان شود بنوشته زودهم به آن پرسیده گردند از شهود
خواستی گفتند ایشان گر خداکی ملایک می پرستیدیم ما
می نگویند این ز علم و حجتینیست بل جز افتراء و بدعتی
داده ایم آیا که ایشان را کتابپیش از این قرآن به الهام و خطاب
پس خود ایشان چنگ تا در وی زنندبل به تقلیدی حدیث اینسان کنند
می بگفتند اینکه ما آباء خویشیافتیم اینگونه در ملت ز پیش
همچنین ما بر اثرهاشان تمامراه رفتیم از نشانِ پای و گام
همچنین پیش از تو نفرستاده ایمما رسولی در دهی از بهر بیم
جز که گفتند اغنیاء کآباء خویشیافتیم آیا بر این آئین و کیش
ما شدیم اندر پی آثارشاناقتداء کردیم بر اطوارشان
گفت او آیا که ای قوم غویهستتان ز آباء نادان پیروی
گرچه من آورده ام دینی به جابر شما نزدیکتر اندر هدا
زآنچه بر آن یافتید آباء خویشبر رشاد اقرب بود این دین و کیش
قوم گفتا نگرویم ای داعیانآنچه را که آمدید از بهر آن
ما از ایشان پس کشیدیم انتقامبین مکذّب کارش چون بُد در ختام