۷- آیات ۴۶ تا ۵۰
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۴۶) فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ (۴۷) وَ مٰا نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلاّٰ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهٰا وَ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۴۸) وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا اَلسّٰاحِرُ اُدْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ (۴۹) فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ اَلْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ (۵۰)
و بتحقیق فرستادیم موسی را بآیتهای ما بسوی فرعون و جماعتش پس گفت بدرستی که منم فرستاده پروردگار جهانیان (۴۶) پس چون آوردشان آیتهای ما را آنگاه ایشان از آن خنده میکردند (۴۷) و نمینمودیم ایشان را هیچ آیتی مگر که آن بزرگتر بود از مثلش و گرفتیم ایشان را بعذاب باشد که آنها بازگشت کنند (۴۸) و گفتند ای جادوگر بخوان برای ما پروردگارت را بآنچه پیمان کرده نزد تو بدرستی که مائیم هدایتیافتگان (۴۹) پس چون دفع کردیم از ایشان عذاب را آنگاه ایشان پیمان میشکنند (۵۰)
چون فرستادیم موسی را عیانسوی فرعون و ملاء معجز نشان
که رسولم من ز ربّ العالمینپس چو او آورد آیات مبین
خنده می کردند ایشان آن زمانزآن علامتها که می آورد آن
ما بننمودیمشان هیچ آیتیبر ردیف یکدگر در حجتی
جز که بود اکبر ز اُختش در نظریعنی از آن یک که بود از پیشتر
پس گرفتیم آن گُره را بر عذابمر به حق گردند باز از ناصواب
ز استغاثه می بگفتند آن کسانرب خود را أیهَا الْساحِر بخوان
زآنچه نزد توست عهدش ز انتسابوآن است ایمان یا دعای مستجاب
حاصل آنکه بهر ما می کن دعاتا که او بردارد این محنت ز ما
بر تو ایمان آوریم، ار مندفعگردد از ما این عذاب مجتمع
پس چو ز ایشان دفع کردیم آن عذابعهد خود در دم شکستند از شتاب