۱۱- آیات ۶۸ تا ۸۰
یٰا عِبٰادِ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْکُمُ اَلْیَوْمَ وَ لاٰ أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ (۶۸) اَلَّذِینَ آمَنُوا بِآیٰاتِنٰا وَ کٰانُوا مُسْلِمِینَ (۶۹) اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ تُحْبَرُونَ (۷۰) یُطٰافُ عَلَیْهِمْ بِصِحٰافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوٰابٍ وَ فِیهٰا مٰا تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (۷۱) وَ تِلْکَ اَلْجَنَّةُ اَلَّتِی أُورِثْتُمُوهٰا بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۷۲) لَکُمْ فِیهٰا فٰاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ (۷۳) إِنَّ اَلْمُجْرِمِینَ فِی عَذٰابِ جَهَنَّمَ خٰالِدُونَ (۷۴) لاٰ یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ (۷۵) وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا هُمُ اَلظّٰالِمِینَ (۷۶) وَ نٰادَوْا یٰا مٰالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنٰا رَبُّکَ قٰالَ إِنَّکُمْ مٰاکِثُونَ (۷۷) لَقَدْ جِئْنٰاکُمْ بِالْحَقِّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کٰارِهُونَ (۷۸) أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنّٰا مُبْرِمُونَ (۷۹) أَمْ یَحْسَبُونَ أَنّٰا لاٰ نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوٰاهُمْ بَلیٰ وَ رُسُلُنٰا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ (۸۰)
ای بندگان من نیست ترسی بر شما امروز و نه شما اندوهگین میشوید (۶۸) آنان که گرویدند بآیتهای ما و بودند منقادان (۶۹) در آئید در بهشت شما و جفتهاتان که برافروخته نشاط میبوده باشید (۷۰) گردانیده شود بر ایشان کاسهای پهنی که از طلاست و کوزههای بیدستگیره و در آنست آنچه خواهش دارد آن را نفس و لذت میبرند چشمها و شمائید در آن جاودانیان (۷۱) و اینست آن بهشتی که بارث داده شدید آن را بسبب آنچه بودید که میکردید (۷۲) مر شما راست در آن میوه بسیار که از آن میخورید (۷۳) بدرستی که گناهکارانند در عقوبت دوزخ جاودانیان (۷۴) تخفیف داده نشود از ایشان و ایشان در آن نومیدانند (۷۵) و ستم نکردیم ایشان را و لیکن بودند ایشان ستمکاران (۷۶) و ندا کردند که ای مالک باید که بمیراند ما را پروردگارت گفت بدرستی که شما درنگکنندگانید (۷۷) بدرستی که آوردیم بشما حق را و لیکن اگر شما بودید مر حق را ناخوشدارندگان (۷۸) بلکه محکم گردانید کاری را پس مائیم محکمگردانندگان (۷۹) یا میپندارند که ما نمیشنویم پنهان ایشان را و رازشان را آری و رسولان مااند نزد ایشان مینویسند (۸۰)
که شما را حزن و خوف امروز نیستزآنکه غیر از مهر شهوت سوز نیست
آن کسان کایشان به آیت های مامؤمنند و سالم از شرک و ریا
اندر آیید ای عباد خوش سرشتمر شما و جفت هاتان در بهشت
جملگی مسرور گردانده شدهخوان منعم را خورید از مائده
می شود گردان بر ایشان با طربکاسه ها ز انواع طعمه از ذهب
همچنین اکواب یعنی کوزه هاجمله ز آشامیدنیها جا به جا
تَشْتَهِیه الْأنفُسُ تَلَذُّ الْأعیُن استمکفی از هر وصفی اندر السن است
آنچه نفس اعنی نماید آرزووآنچه ملتذ چشمها گردد از او
اندر آن باشید جاویدان شماارث باشد بر شما این دلگشا
زآن عملها که شما کردید پیشدادتان ارث این خدا از لطف خویش
در بهشت است از فواکه بی شمارتا خورید از آن شما در اختیار
گفته ام تأویل آنها جمله منهر کجا آمد مقام اندر سخن
مجرمین هم در جهنم جاوداندر عذابند و نگردد سست آن
اندر آن باشند ایشان نا امیداز فرج وین خود عذابی شد شدید
ما بر ایشان می نکردیم اِستمیخود ستمکاره بُدند ایشان همی
سوی مالک می کنند ایشان نداخواه تا حکمی کند بر ما خدا
گوید او مر جاودان دارید جابی ز موتی اندر این محنت سرا
ما فرستادیم زیرا قول راستبر زبان حق که نطق انبیاست
لیک ناخواهان بُدید از قول حقاکثری مانند اشرار از نسق
بلکه در ابطال حق این قوم دونأبرَمُواْ أمرآً فَإنَّا مُبرِمُون
بر گمانشان نشنویم اقوالشانیا چو می گفتند پنهان و عیان
می شنیدیم آری آن را، هم ملکمی نوشتند آن سخنها یک به یک