۳- آیات ۸ تا ۱۰
لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ (۸) إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ (۹) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا جٰاءَکُمُ اَلْمُؤْمِنٰاتُ مُهٰاجِرٰاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِإِیمٰانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنٰاتٍ فَلاٰ تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی اَلْکُفّٰارِ لاٰ هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ مٰا أَنْفَقُوا وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذٰا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لاٰ تُمْسِکُوا بِعِصَمِ اَلْکَوٰافِرِ وَ سْئَلُوا مٰا أَنْفَقْتُمْ وَ لْیَسْئَلُوا مٰا أَنْفَقُوا ذٰلِکُمْ حُکْمُ اَللّٰهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (۱۰)
نهی نمیکند شما را خدا از آنان که کارزار نکردند با شما در دین و بیرون نکردند شما را از دیارتان اینکه نیکو دارید ایشان را و خوبی کنید بعدالت با ایشان و خدا دوست میدارد عدالتکنندگان را (۸) جز این نیست که نهی میکند شما را خدا از آنان که کارزار کردند با شما در دین و بیرون کردند شما را از دیارتان و هم پشت شدند بر بیرون کردن شما که دوست دارید ایشان را و آنکه دوست میدارد آنها را پس آنهایند آنها ظالمان (۹) ای آن کسانی که ایمان آوردید چون که آیند شما را زنان باایمان هجرت گزیده پس بیازمائید ایشان را خدا داناتر است بایمانشان پس اگر دانستید آنها را باایمان پس باز نفرستید آنها را بسوی کفار نه آنها حلالند برای ایشان و نه ایشان حلال میباشند برای آنها و بدهید آنها را آنچه انفاق کردند و نیست گناهی بر شما که نکاح کنید آنها را چون بدهید بآنها اجرهاشان را و چنگ مزنید بعلاقهای زنان کافره و بخواهید آنچه را انفاق کردید و باید که بخواهید آنچه را انفاق نمودند اینست حکم خدا حکم میکند میان شما و خداست دانای حکیم (۱۰)
نهی نکند حق شما را زآن کسانکه قتال ایشان نکردند از مکان
در امور دین و ملت ز آزمونهم نکردند از سراهاتان برون
آنکه با آن قوم نیکویی کنیدسویشان بر عدل دلجویی کنید
یا که قسط بهره بدهید از طعامدر سراها آنچه دارید از تمام
فرقه ای هم گفته اند از سالکانقصد از این باشد زنان و کودکان
پس نکرده نهی از ایشان رب دینگفت إنَّ االلهَ یُحِب الْمُقسِطِین
نیست جز این نهی کرده کردگارزآن کسان که کرده در دین کارزار
خود نمودند از سراهاتان برونهم بر این گشتند هم پشت از فنون
اینکه با ایشان شما گردید دوستکه شما را دشمنند از مغز و پوست
هر که دارد دوست ایشان را یقینآن گُره باشند پس از ظالمین
شد چو واقع در حدیبیه به عینبا شرایط صلح بین فرقتین
بود یک شرط آنکه گر آید همیخود ز مکه بر مدینه مسلمی
بازگرداند به زودی دیگرشسوی مکه برملا پیغمبرش
بُد هنوز اندر حدیبیه رسولکه گروهی ز اهل ایمان و قبول
آمدند از مکه سویش بی شکیبُد سبیعه بنت حارث زآن یکی
شوهرش نزد رسول آمد به جهدگفت رد کن زوجه ام کاین بود عهد
گفت پیغمبر که شرطی آن چنانبهر مردان بود نی بهر زنان
هم بدان موجب که او فرموده بودجبرئیل آورد این آیت فرود
مؤمنان از مؤمنات آیند چونکرده هجرت بر شما از آزمون
پس شما او را نمایید امتحانهجرتش تا باشد از تصدیق جان
این به ظاهر مر شما را درخور استحق به ایمانشان یقین داناتر است
پس به ایمانشان نمودید ار یقینبرنگردانیدشان بر مشرکین
شوهران مشرک اعنی در خصالنیستند آنها به یکدیگر حلال
شوهرانشان را دهید آن را که خرجکرده اند از مَهر و در سطر است درج
گفته بعضی هم که بوده است این چنینمشرکان پیمانشان با اهل دین
که زنی آید ز ما گر سوی تورد کنی آن را به ما بی گفتگو
ور که دینت را نموده است او قبولده صداقش را به شوهر بی نکول
هم گناهی بر شما نبود اگردر نکاح آرید ایشان را دگر
اجرشان را داده باشید ار شمااجر باشد مَهر واجب بی خطا
چنگ بر عقد زنان کافرهنفکنید از آنکه هست او نادره
مؤمنان دادند زین آیت طلاقهر زنی کآن بود کافر در سیاق