۲- آیات ۵ تا ۸
وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اَللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ (۵) وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ اَلتَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اِسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ (۶) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ اَلْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعیٰ إِلَی اَلْإِسْلاٰمِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (۷) یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْکٰافِرُونَ (۸)
و هنگامی که گفت موسی مر قومش را ای قوم چرا میرنجانید مرا و بتحقیق میدانید که منم رسول خدا بسوی شما پس چون کشتند گردانید خدا دلهاشان را و خدا هدایت نمیکند گروه فاسقان را (۵) و هنگامی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسرائیل بدرستی که منم رسول خدا بسوی شما تصدیقکننده مر آنچه را میان دو دست من از تورات و بشارتدهنده برسولی که میآید از بعد من نامش احمد پس چون آمد ایشان را با بینتها گفتند این سحریست آشکار (۶) و کیست ظالمتر از آنکه بست دروغی بر خدا دروغ را و او خوانده میشود بسوی اسلام و خدا هدایت نمیکند گروه ظالمان را (۷) میخواهند که خاموش کنند نور خدا را بدهنهاشان و خدا کاملکننده است نورش را و اگر خوش نداشته باشند کافران (۸)
یاد کن چون گفت موسی قوم رامی کنید ایذا مرا آخر چرا
وآنگهی دانید از روی قبولکز خدا من بر شما باشم رسول
پس چو گشتند از قبول امر اوقلبشان گرداند حق، برگشت خو
هِشتشان در وادی خذلان چنانراه ننماید خدا بر فاسقان
یاد کن عیسی ابن مریم چونکه گفتامت خود را عیان نی در نهفت
کای بنی یعقوب من باشم رسولاز خدا سوی شما اندر نزول
مر مصدّق آنچه را کز من به پیشآمد از تورات بر موسی به کیش
هم مبشر بر رسولی کاحمد (ص) استنامش آید بعد من وز ایزد است
پس چو او با بیّنات آمد چنانسویشان گفتند سحر است این عیان
کیست ظالم تر از آن کو افترااز دروغی گفت خودسر بر خدا
خوانده وآنگه اوست بر اسلام و دینراه ننماید خدا بر ظالمین
می بخواهند آنکه نور حق فروبا دهانهاشان نشانند از غلو
یعنی از گفتار ناهموار زشتکه بر اهل حق کنند از بد سرشت
نور خود کامل نماید حق چنانکافران را گرچه هست اکراه از آن