۳- آیات ۲۶ تا ۳۹
فَلَمّٰا رَأَوْهٰا قٰالُوا إِنّٰا لَضَالُّونَ (۲۶) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (۲۷) قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ (۲۸) قٰالُوا سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ (۲۹) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ یَتَلاٰوَمُونَ (۳۰) قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ (۳۱) عَسیٰ رَبُّنٰا أَنْ یُبْدِلَنٰا خَیْراً مِنْهٰا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا رٰاغِبُونَ (۳۲) کَذٰلِکَ اَلْعَذٰابُ وَ لَعَذٰابُ اَلْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ (۳۳) إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتِ اَلنَّعِیمِ (۳۴) أَ فَنَجْعَلُ اَلْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ (۳۵) مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (۳۶) أَمْ لَکُمْ کِتٰابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ (۳۷) إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَمٰا تَخَیَّرُونَ (۳۸) أَمْ لَکُمْ أَیْمٰانٌ عَلَیْنٰا بٰالِغَةٌ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ إِنَّ لَکُمْ لَمٰا تَحْکُمُونَ (۳۹)
پس چون دیدند آنها را گفتند بدرستی که مائیم گمشدگان (۲۶) بلکه مائیم بیبهره (۲۷) گفت بهترشان آیا نگفتم مر شما را که چرا تسبیح نمیکنید (۲۸) گفتند میدانیم پاکی پروردگار را و ما بودیم ستمکاران (۲۹) پس رو کرد بعضیشان بر بعض دیگر ملامتکنندگان (۳۰) گفتند ای وای بر ما که ما بودیم زیاده روان (۳۱) شاید پروردگار ما عوض دهد ما را بهتر از آن بدرستی که ما بسوی پروردگار خود رغبتکنندگانیم (۳۲) همچنین است عذاب و هر آینه عذاب آخرت بزرگتر است اگر باشید که بدانید (۳۳) بدرستی که برای پرهیزکارانست نزد پروردگار خود بهشتهای با ناز و نعمت (۳۴) آیا پس میگردانیم منقادان را مانند گناهکاران (۳۵) چیست مر شما را چگونه حکم میکنید (۳۶) آیا مر شما راست کتابی که در آن میخوانید (۳۷) بدرستی که مر شما است در او آنچه را اختیار میکنید (۳۸) آیا مر شما راست پیمانهای مؤکد که بر ما بکمال رسیده روز قیامت بدرستی که مر شما راست بآنچه حکم میکنید (۳۹)
پس چو دیدند آنچه بود اندوختهکشتزارِ خود سیاه و سوخته
پس بگفتند آن زمان با اُشتلمراه باغ خود مگر کردیم گم
باغ ما زیرا که دی معمور بودآفت و ویرانی از وی دور بود
با نشانی پس بدانستند کآنباغ ایشان است پر دود و دخان
پس بگفتند اینکه این بُستان ماستبلکه ما بی بهره ایم از آن به خواست
گفت اوسطشان که بُد در عقل رادمن نگفتم بر شما آیا ز داد
یاد نارید از خداوند از چه روچونکه نعمت بر شما آورد رو
پس بگفتند اینکه پاک است آن خداکو بود پروردگار ما بجا
پاک یعنی زآنکه باشد ظلم کیشبل ستم کردیم ما بر نفس خویش
بعض پس بر بعض آوردند روبودشان از هم ملامت مو به مو
وای بر ما زآنکه طاغی بوده ایمراه طاعت بر خطاء پیموده ایم
رب ما شاید دهد ما را بَدلبهتر از آن باغ از خیر عمل
ما به سوی رب خود پس راغبیمعفو او را واجبیبم و طالبیم
چون پشیمان از خطای خود شدندباغ بهتر دادشان حق بی گزند
هست در دنیا عذاب حق چنینوآن عذاب آخرت افزون از این
این شود زایل بود وآن مستدامگر ز صدق دل بدانند این انام
متقین را هست جنّات نعیمنزد رب خود بدون خوف و بیم
مشرکان گفتند از خُبث سرشتآنچه میگوید محمّد(ص) از بهشت
نیست واقع ور که باشد حظّ ماهست اوفی از نعیم دو سرا
حق به رد قولشان گفت این چنینما کنیم آیا ستم بر مسلمین
پس بگردانیم در دار خلودمسلمین را چون گنهکاران به بود
مر شما را چیست چون حکم اندر اینمی کنید ای اهل کفر و اهل دین
هست آیا بر شما نازل کتابکاندر آن خوانید این از فصل و باب
واندر آن باشد شما را بر قرارآنچه را که خود نمایید اختیار
یا شما را هست بر ما از عهودعهد و سوگند مؤکّد در شهود
کآن رسنده تا قیامت شد پدیدکه شما را هست حکم آنچه کنید