غزل شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقهای به نام نرگس پرداخته است. شاعر به زلفهای حلقهمانند او اشاره میکند و میگوید که چقدر او در خوابها و خیالاتش اثرگذار است. شاعر معتقد است حتی اگر حوران بهشت هم به زیبایی او نگاه کنند، خواهند فهمید که او از شرم پوششی بر چهره ندارد.
او به این نکته اشاره میکند که زیبایی نرگس اصل و بنیاد همه زیباییهاست و هر نور و تابشی از روی او بر روی زمین میافتد. شاعر به احساس عذاب و فراق ناشی از دوری نرگس میپردازد و در عین حال دعا میکند اما از معشوقهاش دشنام میشنود.
او همچنین احساس میکند که اشکهایش بر روی کاغذ به شکل گنجی زینت مییابد و میافزاید که شبها به شدت میگرید و کاش اشکهایش به خانه همسایهاش جاری شود. در نهایت، شاعر آرزو میکند که دیگران نیز در عشق او شعری بنویسند. این شعر از احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر نسبت به نرگس حکایت میکند.
ای نرگس تو فتنه و در فتنه خوابهازلف تو حلقهحلقه و در حلقه تابها
هوش مصنوعی: ای نرگس، تو باعث جاذبه و زیبایی هستی و در میان این زیباییها، خواب و خیالهای زیادی را به وجود میآوری. زلفهای تو به شکل حلقههایی در آمده و در این حلقهها، جذابیت و پیچیدگی خاصی نهفته است.
حوران جنت ار به کمالت نگه کننددر رو کشند جمله ز شرمت نقابها
هوش مصنوعی: اگر حورهای بهشت به زیبایی تو بنگرند، همهی پردهها و پوششها را به خاطر شرم تو کنار خواهند زد.
دست قضا چو نسخهٔ خوبان همینبشتروی تو اصل بود و دگر انتخابها
هوش مصنوعی: سرنوشت به مانند یک طرح زیبا بر روی تو نوشته شده است و تو اصل و اساس این طرح هستی، در حالی که دیگر گزینهها تنها انتخابهای فرعیاند.
گر پرتوی ز روی تو در عالم اوفتدسر بر کند ز هر طرفی آفتابها
هوش مصنوعی: اگر نوری از چهرهی تو در دنیا بتابد، خورشیدها از هر سو سر بر میدارند.
آخر زکات این همه خوبی نه واجبست؟منعت که میکند که نکردی ثوابها؟
هوش مصنوعی: آیا واقعاً سزاوار نیست که این همه خوبیها را به دیگران بدهی؟ چه چیزی مانع تو شده که ثوابهای بیشتری را کسب نکردهای؟
فردا مگر گناه نباشد مرا به حشرکامروز در فراق تو دیدم عذابها
هوش مصنوعی: فردا ممکن است که خداوند مرا مورد بخشش قرار دهد، اما امروز در دوری و جدایی از تو عذابهای زیادی را متحمل شدم.
من میکنم دعا و تو دشنام میدهیآری، بر تو کم نبود این جوابها
هوش مصنوعی: من برای تو دعا میکنم و تو به من ناسزا میگویی. آری، این نوع پاسخها از تو دور نیست.
از اشک دیده بر ورق روی چون زرمگویی مگر به سیم کشیدند بابها
هوش مصنوعی: از اشک چشمم بر روی کاغذ مانند رنگ طلایی میدرخشد، گویی کسانی آن را با نقره درست کردهاند.
امشب چنان گریستهام که اشک چشم منهمسایه را به خانه در افکند آبها
هوش مصنوعی: امشب به قدری اشک ریختهام که کاش چشمم به همسایه آببازی را به خانهاش بریزد.
بر خوان سینه از دل بریان نهادهامدر رهگذار خیل خیالت کبابها
هوش مصنوعی: من بر سفره قلبم، دل سوختهام را گذاشتهام و در مسیر ورود خیالات تو، همچون کبابهایی که بر آتش گداخته شدهاند، قرار دادهام.
غیری در اشتیاق تو گر نامهای نوشتشاید که اوحدی بنویسد کتابها
هوش مصنوعی: اگر کسی به شوق تو نامهای بنویسد، ممکن است اوحدی هم کتابها را بنویسد.