غزل شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود به محبوب اشاره میکند. او میگوید حتی اگر بارها از جانب محبوب رانده شود، از عشقش دست نمیکشد و تا ابد در انتظار او خواهد ماند. شاعر خاطرنشان میکند که زاهدان و کسانی که در جستجوی حقیقت هستند، از زیباییهای درون محبوب غافلند. هر روز به واسطه عشق محبوب، جانش تازه میشود و ولی با وجود این عشق، وجود او به تنهایی برای محبوب کافی نیست. عشق او عمیق و مستحکم است و هیچ کسی نمیتواند از فرمان محبوب سر باز زند. شاعر در پایان به قدرت و عظمت محبوب اشاره میکند و او را فراتر از همه چیز میداند.
گرچه صد بارم برانند از برتبر نمیدارم سر از خاک درت
هوش مصنوعی: اگرچه چندین بار مرا از کنارت دور کنند، اما هرگز سرم را از خاک درگاه تو برنمیدارم.
تا ابد منظور جانی، زانکه دلدر ازل کرد این نظر بر منظرت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همیشه جان آدمی به سوی محبوبش کشش دارد، زیرا دل او از ابتدا به زیباییهای او توجه کرده و به آن مشتاق شده است.
زاهد از سرّ تو ز آن رو غافلستکو نمیبیند به محراب اندرت
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر تو، از خود غافل شده و نمیتواند زیبایی وجود تو را در عمق عبادتگاه تو ببیند.
هر صباحی تازه گردد جان مااز نسیم طرّهٔ جان پرورت
هوش مصنوعی: هر صبح، جان ما از هوای دلانگیز و زیباییهای تو تازه و شاداب میشود.
همچو جان وصل تو ما را در خورستگر چه جان ما نباشد در خورت
هوش مصنوعی: مانند جان، وصال تو برای ما ضروری است، هرچند که جان ما در خور تو نباشد.
هر چه بود اندر سر کار تو شدخود به چیزی در نمیآید سرت
هوش مصنوعی: هرچه در مورد تو و کارهایت بود، اکنون به هیچ چیز تبدیل نشده و هیچ نتیجهای نداشته است.
شیر گیران پلنگ انداز راکرد عاجز پنجهٔ زور آورت
هوش مصنوعی: شیرهایی که به شکار پلنگ میرفتند، به خاطر قدرت و چنگال قوی تو، نتوانستند بر تو غلبه کنند.
بر نگیرد سَر ز خط امر توهر که شد چون اوحدی فرمان برت
هوش مصنوعی: هر کس که مانند اوحدی به توامر تو توجه نکند و سر از کار تو بر ندارد، در حقیقت از سرنوشت خود غافل است.