غزل شمارهٔ ۱۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی و محبوبیت معشوق خود قرار دارد. او میگوید هر بار که یاد محبوبش به ذهنش میآید، عقلش پریشان و حیران میشود. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ ستارهای نمیتواند مانند او درخشان باشد، حتی اگر سالها در آسمان بگردد. همچنین، از زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر دیگران صحبت میکند و اعلام میکند که عقل انسان نمیتواند بدون عشق به معشوق، از او دوری کند. شاعر به نوعی به حسرت و آرزوهایش اشاره دارد و از فراق و عشق سخن میگوید. در نهایت، اوخود را به چالش میکشد که با وجود این همه زیبایی و جذابیت، نمیتواند به راحتی درباره محبوبش سخن بگوید.
یاد تو ما را چو در خیال بگرددعقل پریشان شود، ز حال بگردد
هوش مصنوعی: وقتی یاد تو در ذهن ما میچرخد، عقل ما به هم میریزد و از حال خود بیخود میشود.
چون تو پسر مادر سپهر نزایدگرد جهان گر هزار سال بگردد
هوش مصنوعی: اگر تو فرزند ماده آسمانی باشی، هرچند گرد جهان هزار سال بچرخد، تاثیری بر وجود تو نخواهد داشت.
ماه نبیند ستارهای چو جبینتگر چه بسی بر سپهر زال بگردد
هوش مصنوعی: هرگز ماه هیچ ستارهای را چون پیشانی تو نمیبیند، گرچه ستارههای زیادی در آسمان طلایی در گردش باشند.
خط سیه میدمد ز رویت و زنهار!تا نگذاری که: گرد خال بگردد
هوش مصنوعی: خط سیاه بر چهرهات تابناک میشود و باید مراقب باشی! تا زمانی که نگذاری که گرد و غبار خال روی صورتت بگردد.
عقل ندارد، که ترک روی تو گویدچشم نباشد، کزان جمال بگردد
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند بپذیرد که چشمی بدون دیدن زیبایی تو وجود داشته باشد، چرا که جمال تو را از دیدن باز میدارد.
در هوس بوسهٔ توایم ولی نیستزهره که کس گرد این سؤال بگردد
هوش مصنوعی: ما بسیار مشتاق بوسهٔ تو هستیم، اما هیچکس جرأت نمیکند دربارهٔ این موضوع سوالی بکند.
تن بزن، ای اوحدی، سخن چه فروشی؟خوی بد نیکوان به مال بگردد
هوش مصنوعی: تن به کار بزن، ای اوحدی، چرا حرفها را به فروش میگذاری؟ روحیات بد افرادی نیکوکار نیز ممکن است به خاطر مال تغییر کند.