غزل شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زحمتهای عشق و دشواریهای ارتباط با معشوق اشاره میکند. او میگوید که هرگاه به معشوق نزدیک شود، او با طعنه و از خود distance میگیرد و اگر از او فاصله بگیرد، معشوق به سوی او میآید. همچنین، شاعر به احساس خشم و تنشها در این رابطه اشاره دارد و میگوید که در حضور معشوق، آرامش ندارد و دائم در آتش عشق میسوزد. او به این نکته میرسد که این نوع عشق دردناک است، اما نمیتواند از آن بگریزد.
چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزددگر چو روی به پیچم به من در آویزد
هوش مصنوعی: وقتی که من به سمت او تمایل دارم، او از من دور میشود و به طرز خاصی چه به صورتم بیندازد. اما وقتی که من رویم را برمیگردانم، دوباره به سمت من میآید و به من نزدیک میشود.
اگر برابرش آیم به خشم برگرددوگر برش بنشینم به طیره برخیزد
هوش مصنوعی: اگر به او نزدیک شوم، عصبانی میشود و اگر رویش بنشینم، بلند میشود و میرود.
به رغم من برود هر زمان، که در نظرمکسی بجوید و با مهر او در آمیزد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر عشق و محبت به دیگری به دور از من برود، برای من فرقی ندارد که هر زمان بخواهد این کار را انجام دهد.
شبی که بر سر کویش گذر کنم چون بادرقیب او ز جفا خاک بر سرم بیزد
هوش مصنوعی: در شبی که از کنار معشوق میگذرم، مانند بادی میوزم و رقیب او به خاطر ظلم و ستمش بر سر من خاک میپاشد.
و گر به چشم نیازش نگه کنم روزیبه خشم درشود و فتنهای برانگیزد
هوش مصنوعی: اگر به چشمان او با خواهش نگاه بیندازم، ممکن است روزی از خشم برآشوبد و مشکلی ایجاد کند.
در آتشم من و جز دیده کس نمیبینمکه بیمضایقه آبی بر آتشم ریزد
هوش مصنوعی: من در آتش دلم میسوزم و تنها کسی که میبینم، فقط خودم هستم، و هیچکس نیست که بدون هیچگونه تردیدی، قطرهای آب روی آتش من بریزد تا کمی از آلامم را کاهش دهد.
نه کار ماست چنین دوستی، ولی چه کنم؟که اوحدی ز چنین کارها نپرهیزد
هوش مصنوعی: دوستی و نزدیکی به چنین افرادی در توان ما نیست، اما چه کنیم؟ که اوحدی از این نوع کارها دوری نمیکند.