غزل شمارهٔ ۳۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساساتش در رابطه با عشق میپردازد. او میگوید هرچه در عشق تلاش کند، نتیجهای نمیگیرد و نمیداند چه باید بکند. حتی اگر کسی از بند رهایی یابد، او نتوانسته است از بند عشق خوبان خود آزاد شود. او به معشوق اشاره میکند که اگر از عشق او دوری کند، عیبی بر او نیست و تنها دعای او را میتواند عرضه کند. آنگاه، شاعر از درد و رنجی که بر او وارد میشود سخن میگوید و به فالگیری اشاره میکند که از زلف محبوبش نوید خوشی میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در عشق، اوحدی، یا باید لب لعل معشوق را ببوسد یا خود را ترک کند. این شعر به خوبی احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه را بیان میکند.
گفتی: ز عشق بازی کاری نمیگشایدتدبیر ما چه باشد؟ کار آن چنان که باید
هوش مصنوعی: تو گفتی: از عشق بازی هیچ تدبیری به نتیجه نمیرسد. پس چه باید کرد؟ کار باید به گونهای انجام شود که شایسته است.
از بند اگر کسی را کاری گشاد روزیباری ز بند خوبان ما را نمیگشاید
هوش مصنوعی: اگر کسی از مشکلات و سختیها رها شود، هیچ چیز نمیتواند ما را از محبت خوبان آزاد کند.
او شاه و ما غلامان، بر وی که عیب گیرد؟گر مهر ما نورزد، یا عهد ما نپاید
هوش مصنوعی: او پادشاه است و ما خدمت گزاران او هستیم؛ پس چه کسی جرأت دارد که به او عیب بگیرد؟ اگر محبت ما کم رنگ شود یا وفاداری ما ادامه پیدا نکند، چه اهمیتی دارد؟
زان لب طمع نباید کردن به جز سلامیما را که جز دعایی از دست برنیاید
هوش مصنوعی: به خاطر آن لب زیبا نباید جز یک سلام از او انتظار داشت، زیرا از دست ما غیر از یک دعا چیزی برنخواهد آمد.
او گر سلام ما را زان لب جواب گویداینست کامرانی، دیگر مرا چه باید؟
هوش مصنوعی: اگر او از آن لبهایش به سلام ما پاسخ دهد، این خود خوشبختی است و دیگر برای من چه نیازی باقی میماند؟
بر آسمان بساید فرقش کلاه دولتآن کس که فرق خود را در پای او بساید
هوش مصنوعی: بر آسمان بگذارد سرش را کلاهی که نشانهی مقام و شرافت است، آن کسی که سرش را در مقابل محبوبش به خاک میگذارد.
ور غیر ازو دل من یاری به دست گیردمن دست ازو بشویم، کان دل مرا نشاید
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از او به دل من کمک کند، من از او جدا میشوم؛ زیرا دل من شایستهی غیر او نیست.
دردی اگر فرستد هر ساعتی دلم رادرمان چو نیست گویی: دردم چه میفزاید؟
هوش مصنوعی: هر ساعت که درد به دل من میرسد، درمانش را نمییابم؛ گویی دردی که دارم هیچ تأثیری بر من ندارد.
گفتم به فالگیری: فالی ببین از آن رخزلفش بدید و گفتا: تشویق مینماید
هوش مصنوعی: به فالگیر گفتم که نگاهی به چهره و موهای او بینداز و او پاسخ داد که این چهره نویدبخش و دلگرمکننده است.
گویند: چون بگفتی ترک دل خود آخرما ترک دل نگفتیم آن ترک میرباید
هوش مصنوعی: میگویند: وقتی که تو گفتی دل خود را رها کن، ما هم گفتیم دل را رها نکردیم، اما آن عشق است که دل را میگیرد و تسخیر میکند.
در عشقش اوحدی را کار دو گونه بایدیا لعل او ببوسد، یا دست خود بخاید
هوش مصنوعی: در عشق اوحدی دو راه وجود دارد: یا باید لبهای محبوب را ببوسد یا دست خود را از عشق دور کند و کنار بکشد.