غزل شمارهٔ ۴۶۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی توبه و احساسات عمیق انسانی است. شاعر میخواهد بگوید که توبه کردن بهتنهایی کافی نیست و باید به واقعیتهای زندگی و عشق پرداخته شود. او به نارسائی توبه خام اشاره میکند و از فراموشی جوانی و بیفایده بودن توبههای سطحی میگوید. همچنین برای رسیدن به عشق و کمال، لازم است کوشش و تلاش کرد و تنها با توبه نمیتوان به هدف رسید. در نهایت، شاعر به وجود آتش عشق در دل اشاره دارد و میخواهد بگوید که باید از تجربیات دیگران نیز بهرهبرد.
توبه کردم ز توبه کردن خامببر این جامه و بیار آن جام
هوش مصنوعی: من از تصمیم به توبه کردن دست برداشتم. این لباس را بگیر و آن جام را بیاور.
چون بپوشیم راز؟ کاوردیمطبل در کوچه و علم بر بام
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم راز را پنهان کنیم؟ در حالی که طبل را در کوچه نواختهایم و پرچم را بر بام برافراشتهایم.
پیر ما را چگونه توبه دهد؟که جوانی نکردهایم تمام
هوش مصنوعی: چطور میتوانیم از کارهای نادرست خود توبه کنیم، وقتی که اصلاً جوانی را به درستی تجربه نکردهایم؟
زاهد خام اگر زند طعنیبگذاریم تا بجوشد خام
هوش مصنوعی: اگر زاهد نادان حرفی بزند، بگذاریم تا فکرش به تکاپو بیفتد و از خامی و ناپختهگی بیرون بیاید.
نیست از یک دگر پدید هنوزصالح و فاسق و حلال و حرام
هوش مصنوعی: هنوز هیچ چیز از یکدیگر جدا نشده است؛ هنوز خوب و بد، حلال و حرام وجود ندارد.
تا نجوشیم در نیاید عشقتا نکوشیم بر نیاید کام
هوش مصنوعی: عشق به دست نمیآید مگر اینکه تلاش کنیم و در این راه کوشش کنیم. اگر بیعمل و بیجنبش باشیم، چیزی به دست نخواهیم آورد.
گر ترا نیست آتشی در دلاز دل اوحدی بخواه به وام
هوش مصنوعی: اگر در دل خود آتش اشتیاق و عشق نمیبینی، میتوانی از دل اوحدی درخواست کنی که آن را به تو قرض دهد.