غزل شمارهٔ ۵۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت محبوب خود اشاره میکند و احساسات عاشقانهاش را بیان میدارد. او خود را مانند خاری در میان گلهای زیبای محبوبش میبیند و از او میپرسد که چرا از او رنجیده است. شاعر به تضاد میان زیبایی محبوب و دردهایش اشاره میکند و میگوید که چشمان او هم ایمان و هم کفر را در دل دارد. او از محبوبش میخواهد که در زمان خوشی با او باشد و از روابط دوستانه نیز یاد میکند. شاعر به عشق و شوق خود نسبت به محبوبش اشاره میکند و از او میخواهد که محبتش را فراموش نکند. در نهایت، او با یادآوری صدای آسمانی در شب، بر دوام عشقش تاکید میکند.
تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنماز ما چرا رنجیدهای؟ حاشاک، حاشاک! ای صنم
هوش مصنوعی: تو مانند یک باغ زیبا و پرگل هستی، و ما مانند خارها و علفهای بیاهمیت. ای محبوب، چرا از ما دلخور شدی؟ هرگز! هرگز! ای محبوب.
آثار خشم و چشم تو کفرست و ایمان، ای پریگفتار تلخ و لعل تو زهرست و تریاک، ای صنم
هوش مصنوعی: خشم و نگاه تو موجب کفر و ایمان است، ای زیبای من. سخنان تلخ و لبهای تو مانند زهر و تریاک هستند، ای مجسمه زیبایی.
از دردمندان چنین در دل کدورت داشتنما را شگفت آید همی زان گوهر پاک، ای صنم
هوش مصنوعی: ما از این که چه طور میتوانند در دل خود نسبت به دیگران کدورت و خصومت داشته باشند، شگفتزده میشویم، در حالی که آنها از گوهر پاکی برخوردارند، ای معشوق.
وقت گلست، ای ماهوش، در وقت گل خوش باش، خوشاز دوستان اندر مکش روی طربناک، ای صنم
هوش مصنوعی: در فصل گل، ای زیبا، باید خوشحال باشی و لذت ببری. چهره شاد را از دوستان دور نکن، ای محبوب.
زلفت به صید انگیختن دامیست دیگر، ای پسرچشمت به تیر انداختن ترکیست بیباک، ای صنم
هوش مصنوعی: موهای تو مانند دام دیگری است که به شکار میکشاند، و چشمانت مانند تیر است که نترس و جسورانه به دلها میزند، ای زیبای دلربا.
کز سر به شمشیرم دهی، یا بند بر پایم نهیهرگز نخواهم داشتن دستت ز فتراک، ای صنم
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب برسانی یا مرا زندانی کنی، هرگز اجازه نخواهم داد که از من بهرهبرداری کنی، ای محبوب.
دیشب مبارکباد من کردی به عشق خویشتنیارب! که باد این جان و تن، آن باد را خاک، ای صنم
هوش مصنوعی: دیشب تو به عشق خود تبریک گفتی، ای خدا! که این جان و تن، همان نسیمی را خاک میکند، ای محبوب.
من شوق وحشی ناظری یبکی بدمع سایریماکان یصبوا خاطری ما یحب لولاک، ای صنم
هوش مصنوعی: من دلی پر از شوق و سرزندگی دارم که در تماشای تو، به یاد خاطراتی خوش، آشفته میشود. اگر تو نباشی، هیچ چیز نمیتواند قلب مرا خوشحال کند، ای مجسمه زیبایی که در دل من جای داری.
دوشم چو میگفتی که: تو در غم نمانی، اوحدیاز آسمان آمد ندا: آمین و ایاک، ای صنم
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که تو به من گفتی که غمگین نمیمانی، صدایی از آسمان شنیدم که گفت: آمین و تو را به عنوان محبوب من خطاب کرد.