غزل شمارهٔ ۵۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حس هویت و تعلق به یک lineage و ریشههای فرهنگی میپردازد. شاعر خود را به عنوان «نور چشم مادر این خاک» معرفی میکند و به نسلهای قبل از خود اشاره میکند که از آنها به ارث برده است. او بر اهمیت دریافت و بهرهبرداری از موهبتهای زندگی تأکید میکند و به وحدت و یکپارچگی میان انسانها اشاره دارد. شاعرانگی و زیبایی عواطف در عشق و دوستی و الزام به باقی ماندن در جوار دوستان نیز مشهود است. در نهایت، شاعر با بیان اینکه همه از یک خانوادهایم و در تلاش برای حفظ ارتباط با یکدیگر و سرزمین خود هستیم، به روح مشترک انسانها اشاره میکند.
ما نور چشم مادر این خاک تیرهایمآبای انجم فلکی را نبیرهایم
هوش مصنوعی: ما روشنایی چشمان مادر این سرزمین تاریک هستیم و از اجداد ستارگان آسمانی چیزی به ارث نبردهایم.
هر نقد را که از ازل آمد به کام گیرهر فیض را که تا ابد آمد پذیرهایم
هوش مصنوعی: هر چیزی که از زمانهای دور به ما رسیده را بپذیریم و هر نعمت و فایدهای که در آینده به ما میرسد را نیز قبول کنیم.
در پنج رکن متفقالاصل چارهگربر چار سکن متفقالفرع چیرهایم
هوش مصنوعی: ما در پنج اصل مشترک، راهحلی داریم و بر چهار بنیاد مشترک تسلط یافتهایم.
مستوفیان مال بقا را خزینهدارقانونیان طب بقا را ذخیرهایم
هوش مصنوعی: خزانهدارانی که به حفظ و نگهداری ثروتهای بیپایان مشغولند، بر این باورند که داروها و علوم طبی که به سلامت و زندگی بلندمدت کمک میکنند، در واقع دارایی گرانبهایی هستند که باید از آن بهخوبی مراقبت کرد.
ای مدعی، مکن تو ندانسته طرح ماکه اکسیر و اصلان قدم را خمیرهایم
هوش مصنوعی: ای مدعی، بیخود قضاوت نکن و بدون درک درست از ماهیت ما، نظری نده. ما از جوهر وجود خود، راستین و اصیل هستیم.
گر کردهای تجارت هندوستان عشقدانی که: ما متاع کدامین جزیرهایم؟
هوش مصنوعی: اگر به تجارت عشق در هندوستان پرداختهای، باید بدانی که ما محصول کدام سرزمین هستیم؟
از اتفاق غیبت ده روزه باک نیستکانجا ز حاضران بزرگ حظیرهایم
هوش مصنوعی: غیبت ده روزه مشکلی ندارد، زیرا ما در جمع بزرگان و اهل معرفت قرار داریم و بهرهوری خوبی از این جمع میبریم.
آنجا مکرمیم چو سقلاب و زنجبیلهر چند در دیار تو کرمان و زیرهایم
هوش مصنوعی: ما در آن جا بزرگ و با احترام هستیم مثل زعفران و زنجبیل، هرچند در دیار تو، کرمان و زیره هستیم.
لاف « بلی» زدیم وز روز الست بازبر یک نهاد و یک صفت و یک و تیرهایم
هوش مصنوعی: ما با صدای بلند گفتیم «بله» و از روز الست (روز آفرینش انسان) دوباره به یک حقیقت و صفت واحد بازگشتیم و به یک منش و اصل مشترک تعلق داریم.
ما را ز شهر تا که برون بردهاند رختگه خواجهایم در ده و گاهی امیرهایم
هوش مصنوعی: ما را از شهر بیرون بردهاند، گاهی در منزل خواهی زندگی میکنیم و گاهی هم در مکانی بزرگ و مهم هستیم.
دوری ز کوی دوست گناهی کبیره بوداکنون به شست و شوی گناه کبیرهایم
هوش مصنوعی: فاصله گرفتن از دوستان یک خطای بزرگ است و حالا ما در حال پاکسازی از این خطای بزرگ هستیم.
روزی به چرخ جوش برآرد فقاع جانزین خم سر گرفته، که در وی چو شیرهایم
هوش مصنوعی: روزی میآید که از چرخ روزگار زنجیرها شکسته میشود و زندگی ما از این حالت گرفتاری رهایی مییابد، زیرا ما همچون شیر در درون این جهان هستیم.
با اوحدی معاشرت روح قدسیاننشگفت ازان، که ما همه از یک عشیرهایم
هوش مصنوعی: دوست داشتن و ارتباط با اوحدی برای روحهای پاک و مقدس چیز غریبی نیست، چرا که ما همه از یک خانواده و یک نسل هستیم.