غزل شمارهٔ ۵۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلتنگی و longing خود برای معشوق سخن میگوید. او در جستجوی مکان معشوق است و به همراهی با آن، مانند باد و برق، اشاره میکند. شاعر به حالت پرندهای که در جستجوی خوشبختی است، تشبیه شده و تاکید میکند که باید با ادب و احترام به دنبالش برود. او به تنهایی و دوری از معشوق اشاره میکند و در عین حال از عشق و آرزوهایش سخن میگوید. در پایان، ضمن بیان درد و رنج ناشی از جدایی، به تلاش برای برطرف کردن این دوری اشاره میکند و امیدوار است که این بلا به زودی پایان یابد.
کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویمچو بادش از پی و چون برقش از قفا برویم
هوش مصنوعی: کجاست خانهی آن کسی که رفته است؟ تا ما هم مانند باد به دنبالش برویم و مثل برق از پشت سر او برویم.
چو باز مرغ دل ما هوای او داردضرورتست که: چون مرغ در هوا برویم
هوش مصنوعی: وقتی دل ما به یاد او پر میکشد، ضروری است که مانند پرندهای به آسمان رویم.
ز پی دویدن او جز به سر طریقی نیستاز آنکه ترک ادب باشد، ار به پا برویم
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای دنبال کردن او وجود ندارد جز اینکه به مسیر او برویم، زیرا اگر از ادب و آداب خود دور شویم، حتی اگر به پا بیفتیم، فایدهای نخواهد داشت.
ز ما رقیب چو بیگانه بود روز رحیلرها نکرد که با یار آشنا برویم
هوش مصنوعی: وقتی رقیب ما مانند یک غریبه رفتار کند، در روز جدایی ما نمیتواند ما را از رفتن به سوی دوست واقعیامان منع کند.
چنین که در پی او ما گریستیم، عجب!گر آب دیده گذر میدهد، که ما برویم
هوش مصنوعی: ما به خاطر او بسیار گریه کردیم، و جالب اینجاست که اگر اشکهایمان راهی برای عبور ایجاد کنند، ما هم میتوانیم برویم.
به روز وصل چو امید بود میبودمبسوز هجر چو گشتیم مبتلا برویم
هوش مصنوعی: در روز وصال، زمانی که امید داشتم، در کنار یار میماندم و میسوزم از غم هجر که به آن مبتلا شدم.
بلاست دوری او، اوحدی، بکوش تو نیزمگر پگاهتر از پیش این بلا برویم
هوش مصنوعی: دوری او برایت سخت است، ای اوحدی، تلاش کن تا زودتر از این دشواری عبور کنیم.