غزل شمارهٔ ۷۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و غم و عشق خود سخن میگوید. او به این موضوع اشاره میکند که کسی که او را بیدل و بییار کرده، در حقیقت خود عاشق و غمخوار شده است. او میداند که گریههای شب او تأثیرگذار است و دل خستهاش دیگر به درد و رنج ادامه نمیدهد. به دوستانش میگوید اگر قصد رفتن دارند، با او همدردی کنند؛ زیرا او در غم و پریشانی گرفتار است. شاعر اشاره میکند که عشقش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و حالتی از سبکی و در عین حال سنگینی بر او حاکم است. او همچنین از تغییر وضعیت خود در عشق و تأثیر آن بر زندگیاش میگوید و به این نتیجه میرسد که عشق دردسر زا است و خودش نیز از شدت این درد به شدت دچار عذاب و رنج میباشد. در انتها، اوحدی (شاعر) را به عنوان کسی که تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته، یاد میکند.
آنکه میخواست مرا بیدل و بییار شدهزود بینم چو خودش عاشق و غمخوار شده
هوش مصنوعی: آنکه آرزو داشت من بیعشق و بییار باشم، اکنون میبینم که خود او عاشق و غمگین شده است.
اثری هم بکند زود یقین، میدانمگریه های شب این دیدهٔ بیدار شده
هوش مصنوعی: به زودی تأثیری خواهد داشت، میدانم که اشکهای شبانهام، چشمان بیدارم را تحت تأثیر قرار میدهند.
مددی نیست که دیگر به منش باز آردآن ز پیش من دل خسته به آزار شده
هوش مصنوعی: کمکی نیست که دوباره آن دل خسته و آشفته به خاطر من به حالت اولیهاش برگردد.
ای رفیقان سفر، گر سر رفتن داریدهمتی با من محبوس گرفتار شده
هوش مصنوعی: ای دوستان سفر، اگر تمایل دارید که از این محبس آزاد شوید، با من همکاری کنید و تلاشی در این راه داشته باشید.
جان فدا کرده و چون باد هوا گشته سبکدل به غم داده و چون خاک زمین خوار شده
هوش مصنوعی: جان خود را فدای عشق کرده و همچون نسیمی آزاد و بیخیال گشته، در حالی که به غم دچار شده و مانند خاک بر زمین فرود آمده و حقیر شده است.
از غم آن تن همچون سمن و روی چو گلگل گیتی همه در دیدهٔ من خار شده
هوش مصنوعی: از اندوه او، مانند عطر سمن، و چهرهاش مانند گل، همه زیباییهای دنیا در نظرم به زشتی تبدیل شدهاند.
خرقه پوشیدنم از عشق چرا دارد باز؟من بسوزانمش این خرقهٔ زنار شده
هوش مصنوعی: چرا من با عشق این پوشش را به تن دارم؟ من این لباس سرسخت را میسوزانم و رها میشوم.
نظری بر من و بر درد من و زاری منای به هجران تو من زارتر از زار شده
هوش مصنوعی: ای معشوق، نگاهی به من و به درد و زاریام بینداز که به خاطر دوری تو حتی بیشتر از درد و زاری خودم رنج میبرم.
کار عشق تو بلاییست نبینی آخر؟اوحدی را چو من اندر سر این کار شده
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که عشق تو برای من چه بلا و عذابی شده است؟ اوحدی نیز مانند من در این راه دچار شده است.