غزل شمارهٔ ۷۷۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت آگاهی و تدبیر در زندگی است. شاعر میگوید که اگرچه ممکن است در حال حاضر در شرایطی دشوار باشی، اما باید هوشیار باشی و از تجربیات خود درس بگیری تا دوباره در موقعیتهای ناخوشایند قرار نگیری. او به خواننده توصیه میکند که هنر و مهارتهای خود را پرورش دهد و آماده باشد تا در آینده به مشکلاتی که ممکن است پیش بیاید، برخورد کند. همچنین، اهمیت توجه به روزهای سخت و برنامهریزی برای آینده نیز مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، شاعر به ارتباطات انسانی و دردهایی که ممکن است برای دیگران متحمل شوی، اشاره میکند.
زین دایره تا بدر نیفتیدر دایرهٔ دگر نیفتی
هوش مصنوعی: اگر از این دایره بیرون بروی، به دایرهٔ دیگری نمیافتی.
سودی کن ازین سفر، که هرگزدر بهتر ازین سفر نیفتی
هوش مصنوعی: از این سفر بهرهای ببر که هرگز در فرصت بهتری مانند این سفر قرار نخواهی گرفت.
صاحب نظر ار نمیشوی سهلهش دار! که از نظر نیفتی
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی به بینش و دانش لازم برسیدی، مواظب باش که از دایره دید و آگاهی خود خارج نشوی.
از بیهنریست او فتادنچون جمع کنی هنر، نیفتی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر نداشتن مهارت و هنر زمین بیفتی، وقتی که هنرت را جمع کنی و به کار ببری، دیگر زمین نخواهی خورد.
رو دامن مقبلی به دست آرتا روز بلا مگر نیفتی
هوش مصنوعی: لباس زیبا را در آغوش بگیر و حواست باشد که در روزهای سخت دچار مشکل نشوی.
زین سر تو بساز چارهٔ خویشتا در کف دردسر نیفتی
هوش مصنوعی: از این حال و وضع خود برای بهبود وضعیتت کاری کن تا در مشکلات و دردسرها گرفتار نشوی.
امروز فتاده باش، اگر نهفردا چه کنی؟ اگر نیفتی
هوش مصنوعی: امروز اگر حال و روز خوبی نداری و در شرایط سختی به سر میبری، باید به این فکر کنی که فردا چه بر سر تو خواهد آمد. اگر امروز از پا نیفتی و تلاش نکن، فردا به نتیجه نخواهی رسید.
زین باده کجا خبر دهندت؟یک روز چو بیخبر نیفتی
هوش مصنوعی: از این نوشیدنی، کجا میتوانند تو را خبر کنند؟ یک روز که بیخبر از همه چیز در خواهی افتاد.
سر دل اوحدی چه دانی؟تا در غم آن پسر نیفتی
هوش مصنوعی: نمیدانی در دل اوحدی چه میگذرد، مگر آنکه خودت در غم آن پسر دربیفتی و احساس کنی.