غزل شمارهٔ ۷۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت خود و احساساتش میپردازد. او به باغ بهشت و لحظههای حضور محبوب اشاره دارد و میگوید که در کنار او، تمامی مشکلات یادآوری نمیشود. شاعر به شکوه خود از روزهای ناامیدی میپردازد و از مرگ و خاطراتی که از او باقی میماند سخن میگوید. او همچنین به عشق میپردازد و این را مهمترین و ارزشمندترین کار در زندگی میداند. در نهایت، او به خود و دلش میگوید که هیچ چیز بهتر از عشق نمیتواند باشد.
باغ بهشت بیند بیداغ انتظاریآن کش ز در درآید هر لحظه چون تو یاری
هوش مصنوعی: بهشت را بدون هیچ شکاف و افسوسی میبیند کسی که هر لحظه منتظر ورود یاری چون تو است.
بر صیدگاه دولت نگرفتهاند هرگزشاهان به باز و شاهین زین خوبتر شکاری
هوش مصنوعی: هرگز شاهان به شکار نمیروند، چون در placeای که بر دولت و حکومت مسلط هستند، نیاز به پرندههای شکاری مثل باز و شاهین ندارند.
چون بلبل ار بنالم واجب کند کزین ساندر دامن دل من نگرفته بود خاری
هوش مصنوعی: اگر من مانند بلبل شکایت کنم، لازم است که بگویم در دل من به این شکل خاری نبوده است.
بر دل گذر نمیکرد این روز نامرادیوقتی که بود ما را روزی و روزگاری
هوش مصنوعی: این روزهای نامساعد، به دل من راه نمییافت وقتی که روزها و زمانهای خوبی را با هم سپری میکردیم.
ایمن نمینشینم، کاسان دهد بکشتنچون ما پیادگان را وانگه چنین سواری
هوش مصنوعی: من در امنیت زندگی نمیکنم، زیرا کسانی هستند که به راحتی میتوانند ما را به قتل برسانند، مانند سوارانی که پیادهنظام را در هر لحظه تهدید میکنند.
همچون علف برآیند از گورم استخوانهابعد از من ار کنی تو بر خاک من گذاری
هوش مصنوعی: پس از مرگ من، اگر بر خاک من قدم بگذاری، استخوانهایم مانند علف از خاک خواهند رویید.
با من مرو، که خصمم عیبت کند، چو بیندمن پیر گشته وانگه در دست ازین نگاری
هوش مصنوعی: با من نرو، چون مخالف من عیبهای تو را خواهد گفت، وقتی که مرا پیر ببیند و سپس به خاطر این تصویر زیبا در دستت.
این راز چون بدارم، پنهان، که یافت شهرتذکرم به هر زبانی، نامم به هر دیاری
هوش مصنوعی: این راز را در دل نگه میدارم و پنهان میکنم، چون شهرت ذکر و نام من به هر زبانی و در هر جایی شنیده میشود.
با دل چو گفتم ای دل، کاری کنیم زین پسگفت اوحدی، نیابی بهتر ز عشق کاری
هوش مصنوعی: با دل که صحبت کردم و از او خواستم که از این به بعد کاری انجام دهیم، دل گفت که هیچ کار بهتری از عشق پیدا نخواهی کرد.