قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طابالله ثراه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از یک صوفی میپردازد که خود را بزرگ و معنوی میداند، اما در واقع در اعمالش ریا و نفاق وجود دارد. او به صوفی میگوید که دچار خودبزرگبینی و غفلت از حقیقت شده و به جای اینکه مردم را هدایت کند، خود در جهل و نادانی زندگی میکند.
شاعر به تمسخر صوفی میگوید که او در تلاش برای جذب مریدان است و در مقام یک معلم، خود به صفات ناپسند آلوده است. او به ضعفهای اخلاقی، خودخواهی و دورویی او اشاره میکند و از او میخواهد که به حقیقت و واقعیت توجه کند.
در نهایت، این شعر به انتقاد از کسانی میپردازد که در ظاهر دارای مقام و منصب هستند اما در باطن از حقیقت فاصله دارند و به امور دنیوی و فریبنده مشغولند. شاعر به اهمیت عشق و رندی در مقابل کبر و ریا اشاره میکند و یادآور میشود که در نهایت حقایق روشن خواهد شد.
ای صوفی سرد نارسیدهچون پیر شدی جهان ندیده؟
هوش مصنوعی: ای عارف بیخبر، چرا هنوز به کمال نرسیدهای؟ وقتی که در دوران جوانی، جهان را نشناختهای، چگونه میخواهی به پیر واقعی تبدیل شوی؟
گفتی که: مرید پرورم منآه از سخن نپروریده!
هوش مصنوعی: تو گفتی که من خود را پرورش میدهم، اما افسوس که حتی کلامم را به خوبی پرورش ندادهام!
تو عام خری و عامیان خرایشان زتو خرخری خریده
هوش مصنوعی: شما فردی هستید که به سادگی فریب میخورید و مردم عادی نیز به دلیل سادگی شما، از شما بهرهبرداری میکنند.
ببریده ز علم و بهر جاهیبا یک دو سه جاهل آرمیده
هوش مصنوعی: کسی که از علم و دانش دور شده و به خاطر مقام و جایگاه، با افراد نادان نشست و برخاست میکند.
بر راه منافقی دو، چون خودصد دام نفاق گستریده
هوش مصنوعی: در مسیر شخص منافق، مانند خود او، دامهای زیادی از نفاق و فریب وجود دارد.
گه نالهٔ دور از آتش دلگه گریهٔ بیسرشک دیده
هوش مصنوعی: گاهی از درد دل فریاد میزنم و گاهی از شدت غم، بیآنکه اشکی بریزم، گریه میکنم.
پشتت به نماز اگر شود خمآن هم به ریا شود خمیده
هوش مصنوعی: اگر در نمازت خیری نباشد و فقط به خاطر نمایش و ریا به سجده افتی، نشاندهندهی نقص و عدم sincerity در عبادت تو است.
گفتی که : شراب شوم باشدوآن کس که شراب را مزیده
هوش مصنوعی: تو گفتی که شراب به کسانی که آن را مینوشند، خوشایند است.
این خود گویی، ولی به خلوتهم درد خوری و هم چکیده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگرچه در جمع و گفتوگو با دیگران گاهی خود را قوی و مستقل نشان میدهیم، اما در تنهایی و خلوت دردی داریم که به آن احساس میکنیم و در واقع خود را از آن نارحتی میدانیم.
تا کی گویی : فلان چنین گفت؟اخبار ز دیده کن، ز دیده
هوش مصنوعی: دیگر چه زمانی میخواهی بگویی فلانی اینطور گفت؟ اخبار را از خودت ببین، از آنچه که خودت مشاهده کردهای.
تو راه بری، اگر بدانینه راهبری، نه ره بریده
هوش مصنوعی: اگر تو راه را بشناسی و به درستی هدایت کنی، پس در حقیقت نه تنها راه را نشان نمیدهی، بلکه خودت هم از آن راه منحرف نمیشوی.
از پرده برون نیامدی هیچوانگاه چه پردهها دریده
هوش مصنوعی: هرگز از پرده بیرون نیامدی و هیچگاه خود را نمایان نکردی، در حالی که پردهها شکسته شدهاند.
آن سینه، که جای شوق باشداو را تو بنان در آگنیده
هوش مصنوعی: آن سینهای که مملو از عشق و شوق است، تو با دست خود آن را لمس کردهای.
در خانهٔ مردمان، ز شهوتهم چشمت و هم دهان خزیده
هوش مصنوعی: در خانهٔ انسانها، تحریکت و لذتجویی به چشمانت و دهانت رسیده است.
چون خرمگسان بخورده در دمهر شهد که صد مگس بریده
هوش مصنوعی: زمانی که خوشحالی و لذت به سراغ انسان میآید، مانند مگسهایی است که از شهد شیرین تغذیه میکنند، اما باید بدانید که این لذت ممکن است به زودی پایان یابد و برای آنکه به زندگی ادامه دهید، باید سختیها و چالشها را نیز بپذیرید.
خرمای حرام ظالمان رادر شبچره چون مویز چیده
هوش مصنوعی: خرماهای حرامی که ظالمان به دست آوردهاند، در شبچره مانند مویز جمعآوری شده است.
برکنده ز هر تنی قبا، لیکهم بر تن خویشتن تنیده
هوش مصنوعی: کس به خاطر دنیا و دشواریهای آن از تن خودش جدا شده است، اما او همچنان لباس وجود خودش را بر تن دارد.
خامی تو به شاخ بر، ولی ماافتاده چو میوهٔ رسیده
هوش مصنوعی: خام بودن تو به مانند جوانهای است که هنوز درخت نشده، اما ما چون میوههای رسیدهایم که بر زمین افتادهایم.
تو منصب مهتری گرفتهما رندی و عاشقی گزیده
هوش مصنوعی: تو مقام بزرگی را به دست آوردهای، اما من عاشق و رند شدهام.
تو صفهٔ زرق درگشادهما صافی عشق درکشیده
هوش مصنوعی: شما در مقابل ما با ظاهر فریبندهتان ایستادهاید، در حالی که احساسات و عشق خالص ما به وضوح نمایان است.
من نوش سخن بر تو بردهوز نیش تو عقربم گزیده
هوش مصنوعی: من سخنان شیرین برای تو گفتم، اما از گزند تو مانند عقرب آسیب دیدهام.
چون درفتد این عنان به دستت؟در هیچ رکاب نادویده
هوش مصنوعی: زمانی که هدایت این کار به دست تو بیفتد، هیچ راندگی که بدون خستگی و کوشش بوده، وجود نخواهد داشت.
ای کبر تو خارهای هستیدر سینهٔ نیستان خلیده
هوش مصنوعی: تو مانند خارهایی هستی که در دل نیستان پنهان شدهاند.
چندان که تو آب خورده باشیما شربت خون دل چشیده
هوش مصنوعی: ما به اندازهای که تو از زندگی لذت بردهای، ما درد و رنج زیادی را تحمل کردهایم.
فردا بینی ترنج برجایوانگاه تو دست خود بریده
هوش مصنوعی: اگر روزی به میوهی ترنج (که نماد طعمی دلپذیر و خوشبختی است) دست یابی، ممکن است در همان لحظه احساس کنی که چیزی ارزشمند را از دست دادهای.
تو در پی صید دیگرانیوآن صید، که داشتی، رمیده
هوش مصنوعی: تو در تلاش برای بهدست آوردن دیگران هستی، اما کسی که قبلاً به دست آورده بودی، از دستت فرار کرده است.
چون پیش قفس رسی بدانی :کان مرغ بجاست، یا پریده؟
هوش مصنوعی: وقتی به قفس نزدیک شوی، متوجه میشوی که آیا آن پرنده در قفس است یا پرواز کرده است.
این حق بشنو ز من، که این هستحق گفته و اوحدی شنیده
هوش مصنوعی: این را که من میگویم بپذیر، زیرا این واقعیت است که اوحدی نیز آن را شنیده است.